فساد مالی در ایران کاملاً عادی است. اختلاس و رشوهخواری آنقدر گسترده و جاافتاده است که بسیاری از مقامات هم برای تکمیل حقوقهای غیرمکفی خود به آن متکی هستند. املاک را معمولاً به نفع رضاشاه و با پرداخت کسری از ارزش ملک از دست مالکش بیرون میآورند. مردم از ترفندهای تجاوزکارانهٔ او در تصاحب بخش عظیمی از سرزمین و ثروت کشور شدیداً منزجرند. هر چند از پیشبینی کردن خوشم نمیآید، ولی تعجب نخواهم کرد اگر روزهای رژیم پهلوی به شماره افتاده باشد.
از گزارش شماره ۱۰۹ هرولد جی. ماینور؛ مورخ ۱۲ اوت ۱۹۴۱
#هرولد_ماینور
#پهلوی
@Barlabeietarikh
به نظر میرسد با توجه به اینکه عموماً ولیعهد [محمدرضا] را فردی ضعیف، بیکفایت و طرفدار نازیها میدانند، بریتانیا هم اگر او را قبول کند فقط برای پر کردن خلأ و پرهیز از عواقب تحولات بنیادین در حکومت است.
از تلگرام دریفوس، دیپلمات آمریکایی مقیم تهران؛ مورخ ۱۲ سپتامبر ۱۹۴۱
#دریفوس
#پهلوی
@Barlabeietarikh
در سفارت انگلیس آنقدر سفیر و اعضای سفارت از وزیرمختار و … دنبال من میدویدند که واقعاً خودم خجالت کشیدم. برای آنها، حضور من که نوکر شاهنشاه هستم، افتخار بسیار بزرگی بود.
۱۲ خرداد ۱۳۵۲
#اسدالله_علم
#پهلوی
@Barlabeietarikh
[در مصر باستان] همین که خئوپس شروع به پادشاهی کرد، دستور داد که برای او آرامگاهی به شکل هرم بسازند. ماموران و نگهبانان او، کشاورزان و بردگان را از سراسر مصر برای کار کردن در روی این بنا جمع می کردند. در حدود صد هزار انسان به طور هم زمان در این بنا کار کرده اند. برخی از آنها از کوه هایی که در ساحل راست رودخانه ی نیل قرار داشت، تخته سنگ جدا می کردند. هر یک از این تخته سنگ ها 2/5 تن وزن داشت. برخی دیگر تخته سنگ ها را با قایق از رودخانه می گذراندند و سپس با کمک غلتک در روی زمین می کشیدند. بقیه نیز تخته سنگ ها را می تراشیدند و کار می گذاشتند. مراقبان هم کار کنندگان را به ضرب شلاق و چماق به کار وا می داشتند.
ساختن راه از معدن سنگ تا هرم و همچنین ساختن خود هرم 30سال طول کشید. هر چند که کار کنندگان در روی این بنا هر سه ماه یک بار عوض می شدند، با این حال هزارها نفر در اثر کار توانفرسا و کتک مردند.
تاریخ دنیای قدیم، فئودور پتروویچ کوروفکین
#مصر
#اهرام
@Barlabeietarikh
[در انتخاباتها] گاهی اعلیحضرت متأسفانه دستور میدادند به وزیر کشور که فلانکس [انتخاب] بشه، فلانکس نشه و از این حرفا و گرفتاری هم برای ما فراهم میشد اما کاری هم نمیتوانستیم بکنیم.
#شریف_امامی (رئیس مجلس سنا در دوره پهلوی)
#پهلوی
@Barlabeietarikh
واقعاً زیر سایهی شاه به کجا رسیدهایم. دعوت دولتی مثل شوروی را رد میکنیم، مجدداً با التماس دعوت میکنند. یا سفیر انگلیس و تملّقهایی که به من میگویند.
۱۶ خرداد ۱۳۵۲
#اسدالله_علم
#پهلوی
@Barlabeietarikh
کوه را برف زد؛ در ولایات هم بارید، الحمدللهتعالی از برکت حضرت سیدالشهداء علیهالسلام بود که باران آمد. روز هشتم هم بارید. هوا مثل بهشت شده بود، الحمدلله.
محرم ۱۲۹۷
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
جوانان ایرانی وسط سر خود را میتراشند و موی دو طرف سر خود را بلند نگاه میدارند. موی دو طرف سر خود را روی گوش میریزند و بقیه را پشت سر میاندازند. مد ایرانی به این دلیل به وجود آمده است که ایرانیان مجبورند کلاه را همیشه بر سر نگاه دارند.
سال ۱۹۰۱
#آرنولد_لندور
#قاجار
@Barlabeietarikh
انیسالدوله پیش ما خوابید. اولِ شب بخاری را کنیزها زیاد آتش کردند. نصف شب خواب مهیبی دیدم، از جا برجستم؛ به انیسالدوله گفتم: «ببین چه چیز است؟» بلند شد، گفت: «چیزی نیست، باد است یا موش است.» بعد سرم را باز گذاشته روی نازبالنج خوابیدم. باز صدای تقتق شنیدم. باز گفتم: «ببین چه چیز است؟» این دفعه انیسالدوله نگاهی به سقف کرد –چون سقف از تخته بود – گفت: «بخاری سقف را سوزانده است.» برخاستم نگاه کردم، دیدم سقف میسوزد. آمدم بیرون، خواجهها را بیدار کردم – حاجی فیروز، آقا علی، حاجی بلال – حاجی کلبعلی بسیار خنده داشت؛ چهار ساعت به دسته [هشت صبح] مانده بود، حاجی کلبعلی را هِی میگویم «برخیز، اطاق آتش گرفته است چاره کن.» هی میگوید: «لا اله الا الله، آتش آتش! اگر یک غرابه سرکه میشد خوب بود.» گفتم: «حاجی! حالا این وقت شب غرابه سرکه از کجا بیاورم؟» رحمتاللهخان و همه برخاستند رفتند پشتبام را خراب کردند. سرایدار و سقا رسیدند. بالاخره بعد از هایهوی زیاد و خرابی، آتش خاموش شد. خداوندِ عالم بسیار بسیار ترحم فرمود؛ شب چله بود.
رجب ۱۲۸۴
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
سال ۱۳۶۲ کتابهای «نشر نو» را ارشاد بیخود نگه میداشت و اجازه انتشار نمیداد. چرا که تاجزاده به خاتمی [وزیر وقت ارشاد] نامه نوشته بود که: «آقا! این «نشر نو» همان عبدالرحیم جعفری است که دارد همان کارهای سابق را میکند.» البته ما نفهمیدیم همان کارها چیست! خاتمی هم روی گزارش تاجزاده نوشته بود: «بله! بله! بنده هم که چند شب پیش خدمت آقای رئیسجمهور بودم، از وجود این موسسه اظهار نگرانی کردم.»
از خاطرات شفاهی محمدرضا جعفری
#محمدرضا_جعفری
#متفرقه
@Barlabeietarikh