eitaa logo
بر لبه‌ی تاریخ
807 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
روایتی از روزگارانی که جهان لرزید... نقبی به وقایع، اسناد، و رازهای تاریخ معاصر جهان. اینجا، هر حادثه، داستانی‌ست ناگفته. ارتباط با مدیر: @MMSALEHN
مشاهده در ایتا
دانلود
مردم آن همه جوش و خروش بر ضد اتابک [علی‌اصغر امین‌السلطان] داشتند، او را از میانه برداشتند. حالا به محض اینکه عین‌الدوله جای او شد، همه جوش و خروش‌ها به سمت او متوجه می‌شود. یکی نمی‌داند این مردم چه می‌خواهند. اگر متوقعند که کارها یک مرتبه درست شود این محال است و اگر عین‌الدوله واقعاً هم خیال اصلاح داشته باشد و کفایت هم داشته باشد باز چندین سال برای اجرای این قصد لازم است. به عقیده من، خودِ مردم هم نمی‌دانند چه می‌خواهند. زیرا آنچه می‌خواهند واقعاً خیر مملکت نیست. یادداشت‌های روزانه محمدعلی فروغی شنبه ۱۳ فرودین ۱۲۸۳ @Barlabeietarikh
سیاست مالیات‌بندی رضاخان به شدت واپس‌گرایانه بود، طوری که موجب افزایش هزینه زندگی و فشار آن بر طبقات فقیر شد. به طور کلی او کشور را دوشید، دهقانان، ایلات و عشایر و کارگران را از پای درآورد و از زمینداران، مالیات و عوارض سنگینی دریافت کرد. در شرایطی که فعالیت‌هایش طبقه‌ی جدیدی را به ثروت رسانده بود، تورم، مالیات و مسائلی از این دست، سطح زندگی توده‌ها را پایین آورد. دکتر آرتور میلسپو (مأمور دولت آمریکا در نظارت بر امور مالیه‌ی ایران از سال ۱۳۰۱) @Barlabeietarikh
من کلاس اول متوسطه بودم که سرود ملّی برای ایران درست شد. می‌گفتند: کز پهلوی شد ملک ایران، صد ره بهتر ز عهد باستان! باور کنید منِ بچه‌ی کلاس هفتمی پیش خودم گفتم ما الان صد ره از عهد کوروش و داریوش بهتر هستیم!؟ حتماً نیستیم. تغییرات هم بخاطر اتفاقات خارج از ایران بود. @Barlabeietarikh
امروز صبح حالم بهتر بود و شرفیاب شدم. شاهنشاه خیلی اظهار مرحمت فرمودند و جویا شدند که آیا سرما خورده بودم. عرض کردم: «خیر، یک ناراحتی داشتم و به این جهت سوء‌هاضمه و تب پیدا کردم.» فرمودند: «ناراحتی چه بود؟» عرض کردم: «مهم نبود که به عرض برسانم.» بعد فرمودند: «ناراحتی عصبی همین‌طور است، به این جهت است که من هر شب دوای خواب می‌خورم.» عرض کردم: «واقعا خداوند به شما اعصابی مثل فولاد داده است که این همه ناملایمات را تحمل می‌فرمایید، تازه می‌فرمایید چرا در قبال امراض و سرما حساسیت دارید برای این‌که بدن شما فرصت دفاع ندارد.» فرمودند: «صحیح می‌گویی.» ۱ دی ۱۳۴۸ @Barlabeietarikh
امروز سالروز سوءقصد به جان شاهنشاه است که به صورت اعجازآمیزی نجات یافتند. هیجده سال قبل، هنگام بازدید از دانشگاه (تهران) یک نفر عکاس ایشان را با تپانچه مضروب ساخت. خواست خدا و خونسردی فوق‌العاده شاه، ایشان را از مهلکه نجات داد. شاهنشاه معتقد است خداوند او را ماموریت خاص برای عظمت ایران داده است و بنابراین دست بشر قادر نیست به او لطمه بزند. ۱۵ بهمن ۱۳۴۶ @Barlabeietarikh
صحبت کنفرانس اعراب شد. عرض کردم: «جز پشتیبانی یکپارچه از چریک‌های فلسطین گمان نمی‌کنم تصمیم مهم دیگری بگیرند.» فرمودند: «دنیایی به شلوغی اعراب هم دیده نشده.» عرض کردم: «اولا قرآن می‌فرماید: الاعراب اشد کفرا و نفاقا، ثانیا درد مهم آن‌ها ترس و گله آن‌ها از یکدیگر است، و به هر صورت این‌ها اگر در اطراف ما به هم بریزند و به آنارشی و کمونیزم کشانیده شوند، تنها راه سرکوبی آن‌ها اتحاد نظامی ترکیه، ایران و اسرائیل است.» فرمودند: «به ترک‌ها هم نمی‌توان زیاد اعتماد کرد.» عرض کردم: «چاره‌ای ندارند، موجودیت خود آن‌ها در خطر است، مگر آن‌که آن‌ها هم کمونیست بشوند. آن وقت ما هم باید بشویم و چاره‌ای نداریم. حال آن‌که سوسیالیسم حقیقی در اسرائیل است و رفورم‌های شاهنشاه هم واقعا تعدیل بزرگی در زندگی افراد کرده است. این‌ها که ناله می‌کنند [برای این است که] عمل نمی‌کنند.» ۱ دی ۱۳۴۸ @Barlabeietarikh
صبح به کارهای جاری رسیدم شاهنشاه برای افتتاح کارخانه سیمان ری (قسمت اضافی) تشریف برده بودند، من نرفتم. [احمد بن الملیح] سفیر مراکش را پذیرفتم. خبرهای محرمانه که نسبت به سلامت و حالت روحی پرزیدنت ناصر به ما رسیده بود، تا اندازه [ای] تأیید می‌کرد. حوالی ظهر شرفیاب شدم، بعد از آن‌که موکب مبارک مراجعت کرد. خیلی سر حال بودند. یک ساعت و نیم شرفیاب بودم. مطالب سفیر انگلیس را عرض کردم، جواب مرحمت فرمودند. امر تازه برای سفیر آمریکا فرمودند. مطلب مهمی که امروز فرمودند این بود که «شهبانو سؤال فرمودند، شما بعضی روزها با علم بعد از ظهرها کجا می‌روید؟» جواب فرموده بودند، «در این کارها شما نباید مداخله کنید!» عرض کردم: «به نظر غلام جواب خیلی تند است.» فرمودند: «می‌خواستم برای همیشه مطلب را بریده باشم.» ۲۲ آذر ۱۳۴۶ @Barlabeietarikh
شرفیاب شدم. شاهنشاه کسل بودند. اغلب روزها ساعت ده صبح که من شرفیاب هستم، شاهنشاه خمیازه می‌کشند. یک روز عرض کردم: «چرا این‌طور است؟» فرمودند: «شب‌ها ساعت یک صبح که می‌خوابم، قرص خواب‌آور می‌خورم که لااقل پنج‌ساعتی بخوابم، اثراتش تا حالا باقی می‌ماند.» ۱۷ دی ۱۳۴۸ @Barlabeietarikh
با کالسکه تا زیر برج ایفل رفتیم و آنجا پیاده شدیم... این برج که دیدیم غیر آن برجی است که صورتش را می‌کشیدند و طهران می‌آوردند و می‌دیدیم و تفصیلش را می‌نوشتند، عجب جائی و عجب بنائی است... خیلی جای غریب عجیبی است، تمام را با آهن‌های مشبک ساخته‌اند، ابتدا خیلی پهن است، بعد یواش که می‌رود بالا باریک می‌شود، از وسط پایه‌های این برج که چهار پایه دارد یک آسانسور بالا می‌رود و در هر آسانسوری هشتاد نفر آدم می‌نشیند. ذی‌الحجه سال 1306 قمری، سفر پاریس @Barlabeietarikh
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«اگر یک ارتش متشکل از ۱۰۰ شیر بسازید اما فرمانده‌شان یک سگ باشد، در هر نبردی، شیرها مثل سگ خواهند مرد. اما اگر ارتشی از ۱۰۰ سگ بسازید و فرمانده‌شان یک شیر باشد، همه‌ی سگ‌ها مثل شیر خواهند جنگید.» – ناپلئون بناپارت @Barlabeietarikh