eitaa logo
بر لبه‌ی تاریخ
817 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
روایتی از روزگارانی که جهان لرزید... نقبی به وقایع، اسناد، و رازهای تاریخ معاصر جهان. اینجا، هر حادثه، داستانی‌ست ناگفته. ارتباط با مدیر: @MMSALEHN
مشاهده در ایتا
دانلود
عرض کردم، والاحضرت ثریا (همسر سابق شاه) در عسرت است و استدعا دارد حقوقی در حدود ۶ تا ۷ هزار دلار برای ایشان تعیین شود. فرمودند، می‌خواهم بدانم این همه پول خودش را چه کرده است؟ مگر همین اواخر نبود که تو ۱۰ میلیون تومان [حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار دلار] به ایشان رساندی؟ عرض کردم، چرا. فرمودند، پدر گردن کلفت او تمام را می خورد و به او نم پس نمی‌دهد. این نمی‌شود، همین طور بگو. ۳ آبان ۱۳۵۵ @Barlabeietarikh
عرض کردم [ویکند] را اقلا خوش بگذارنید و کار نفرمایید. فرمودند، با کی خوش بگذارام؟ با یک عده اطرافیان احمق پر توقع خودم و علیا حضرت؟ عرض کردم، اگر اجازه فرمایید ترتیب این کار را می‌دهم، خودتان اجازه نمی‌فرمایید. فرمودند، آخر باید متأسفانه یک حدودی را در عالم خانوادگی رعایت کرد. عرض کردم، این طور تفریحات [با مهمان‌ها] چند ساعت بعد از ظهر، که با خستگی، مثلا بعد از آن وزیر خارجه انگلیس را می‌پذیرید، برای وجود مبارک صدمه قطعی دارد. خوشبختانه مزاج قوی دارید و صدمه را احساس نمی‌فرمایید. غلام می دانم که به این روز افتاده ام و اندک عدم تعادلی یا زیاده روی بیچاره‌ام می‌کند. ولی به هر حال اثر این عدم تعادل ها مآلاً در وجود مبارک ظاهر خواهد شد و خدا آن روز را نرساند. اگر آخر هر هفته را استراحت نفرمایید، لااقل آخر هر ماه را دو سه روزی به کلی توقف فرمایید. به یک ترتیبی غلام مطلب را حل می‌کنم که علیا حضرت شهبانو ناراحت نشوند. در جواب خنده تلخی فرمودند. عرض کردم، غیر از آن هم من از کسی باک ندارم. فقط می‌خواهم وجود مبارک شاهنشاه، نه تنها برای خودم، [بلکه] برای کشور باقی بماند. باقی هیچ است. فرمودند، فکری بکن، ببینیم چه می‌شود… بعد از ظهر شاهنشاه یک ساعتی گردش تشریف بردند. ۲۸ اردیبهشت ۱۳۵۶ @Barlabeietarikh
الحمدلله‌تعالی مزاج ما بسیار خوب است و تمام رمضان را در همین نگارستان روزه گرفتیم، بدون هیچ کسالت و مکروهی و کل مردم هم در نهایت آسودگی در مساجد و منابر و بازار و کاروان‌سراها مشغول روزه و گردش بودند. ارزانی، وفور نعمت در نهایت درجه‌ی اعلى الحمدلله‌تعالی ثم‌الحمدلله. ان‌شاءالله تعالی امیدوار هستم که الی آخر هم روزه را به‌خوبی بگیریم. رمضان ۱۲۹۳ @Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
الحمدلله‌تعالی مزاج ما بسیار خوب است و تمام رمضان را در همین نگارستان روزه گرفتیم، بدون هیچ کسالت و
خیلی وقت بود از شاه خوشگذران و رقیق‌القلب قاجار چیزی نذاشته بودم. گفتم شاید دلتون واسه شاه شهید تنگ شده باشه...
بر لبه‌ی تاریخ
اخیراً یک چیز جالب متوجه شدم که در خاطرات اسدالله علم، «گردش» اسم رمزی است برای تفریحات جنسی شاه و خ
برای یک دقیقه من شرفیاب شدم، یعنی احضار شدم. فرمودند، بعدازظهر به گردش می‌رویم. خیلی تعجب کردم [چون دیروز گردش رفته بودند]. شاهنشاه فرمودند، می‌دانم تعجب می‌کنی، ولی فقط گردش و تفریح است! ۴ تیر ۱۳۵۴ @Barlabeietarikh
فرمودند راستی به تو خبر خوش بدهم که تصمیم گرفتم [به] مهمانی‌های خواهرهای خودم نروم. به علاوه تصمیم گرفتم تمام این گ... گندهایی که این جا هم دعوت می‌شدند، دیگر دعوت نشوند. جز مشغله و دردسر برای من چیزی نداشتند. پدر سوخته‌ها با من بلوت یا بریج (نوعی بازی) بازی می‌کنند و در فاصله انداختن هر ورق، یک تقاضایی از من دارند. یا در منزل خواهرها یک عده لاشخور پدرسوخته جز تقاضا دیگر چیزی ندارند. دیشب تصمیم خودم را به علیا حضرت گفتم، بسیار ناراحت شدند. عرض کردم من مکرر این مطلب را به عرض خاکپای مبارک رسانده بودم، توجه نمی‌فرمودید. هر وقت در نوشهر یا کیش شرفیاب می‌شدم و این بی‌تربیت‌ها را می‌دیدم، خونم به جوش می‌آمد. آیا معنی دارد جایی که اعلیحضرت همایونی ناهار میل می‌فرمایند، کلفت فلان زنکه پدرسوخته که خودش را دوست علیا حضرت قلمداد می‌کند، لچک به سر بیاید کنار ایوان بنشیند و بچه شیر خواره‌ای را در بغل بگیرد و آن بچه دائما عر بزند؟ آخر این مقام شامخ سلطنت را باید همین طور حفظ کرد؟ فرمودند، محض خاطر شهبانو چیزی نمی‌گفتم، ولی دیگر احساس می‌کنم که قابل تحمل نیست و به این جهت موقوف شد. عرض کردم، تبریک عرض می‌کنم و باید این کار، چنان که مکرر عرض کرده بودم، از ده سال پیش که شروع شده بود، موقوف می‌شد. ۱۸ خرداد ۱۳۵۶ @Barlabeietarikh
✍️ از اُحد تا جنگ ۱۲ روزه ⚖️ در سنت دینی و تاریخی، همواره یک اصل بنیادین وجود دارد: قوانین هستی و سنت‌های الهی، اهل تبعیض نیستند. تاریخ در عصر حضور معصومین و پس از آن، به وضوح نشان داده است که خداوند با هیچ جبهه‌ای، حتی جبهه‌ای که پیامبرش را در میان دارد، عقد اخوت نبسته است. پیروزی، نه پاداشِ صِرفِ بر حق بودن، بلکه ثمره‌ی رعایت اسباب و علل است. 🛡️ جنگ اُحد ماندگارترین درس‌نامه برای اثبات این مدعاست. مسلمانان، در حالی که از موهبت حضور مستقیم پیامبر (ص) بهره‌مند بودند، تنها به دلیل رها کردن یک نقطه‌ی استراتژیک و غفلت از انضباط نظامی، پیروزیِ قطعی را با شکستی تلخ عوض کردند. اساساً فلسفه‌ی این دنیا بر آزمون استوار است؛ آزمونی که در آن نتیجه‌ی اعمال، چه خوب و چه بد، به شکلی عریان خود را نشان می‌دهد. قرآن کریم وعده داده است که حتی شقی‌ترین انسان‌ها نیز پاداشِ نظم و تدبیر خود را در این دنیا خواهند دید و برعکس، جبهه‌ی حق در صورت کج‌روی، طعم تلخ ناکامی را خواهد چشید. 🔍 اگر بخواهیم این کبرای کلی را بر وقایع معاصر تطبیق دهیم، با تضادی تکان‌دهنده مواجه می‌شویم. دشمن صهیونیستی، به این قانونِ دنیوی (علت و معلول) آگاه است. 📑 در جریان جنگ ۳۳ روزه، وقتی یکی از مدرن‌ترین ارتش‌های جهان در برابر نیروهای چریکیِ فاقد هر نوع سلاح سنگین، زمین‌گیر شد، اسرائیل به جای پناه گرفتن در پشت توجیهات، یک کمیسیون فرا دولتی به نام «وینوگراد» را تشکیل داد. گزارش علنی این کمیسیون که در ۲ می ۲۰۰۷ منتشر شد، بی‌پرده، نخست‌وزیر وقت (ایهود اولمرت) و ژنرال‌های ارتش را مقصر ناکامی در فرماندهی معرفی کرد. پیامد این شفافیت، استعفای وزیر دفاع، رئیس ستاد مشترک و چندین ژنرال ارشد بود. آن‌ها متوجه شدند که برای بقا، باید جراحی انجام داده و استراتژی خود را به کلی تغییر دهند. 🚨 اما در سوی دیگر میدان، در دهه‌ی گذشته‌ی ایران، زنجیره‌ای از حوادث رخ داد که هر کدام به تنهایی برای یک شوک عظیم مدیریتی کافی بود: ۱. سرقت حجم بزرگی از اسناد هسته‌ای از قلب پایتخت. ۲. خرابکاری‌های پیاپی در تأسیسات حیاتی نطنز. ۳. ترور سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی. ۴. ترور دانشمند برجسته، شهید فخری‌زاده در منطقه آبسرد تهران (در حالی که حتی خودروی وی هم ضد گلوله نبود). ۵. عملیات پیچیده و وسیع پیجرهای آلوده. ۶. ترور شهید اسماعیل هنیه در قلب تهران و در یک مکان تحت حفاظت. ۷. از دست رفتن ۳۸ فرمانده رده اول (از جمله ۴ نفر با درجه سرلشکری) و ۱۱ دانشمند تراز اول تنها در چند روز. 📍پرسش اساسی اینجاست: آیا این حجم از فجایع امنیتی، مقتضی تشکیل یک کمیسیون عالی و مستقل برای شناسایی ریشه‌های نفوذ و قصور نبود؟ آیا مبارزه با دشمنی مانند آمریکا که فقط بودجه‌ی نظامی آن، بیش از ۳ برابر کل حجم دلاری کل اقتصاد ماست، مقتضی هوشمندی امنیتی و احتیاط بیشتر برای پیشگیری از فجایع امنیتی نبود؟ بسیاری از این ضربات، نه حاصلِ قدرتِ لایتناهی دشمن، بلکه نتیجه‌ی رخنه در ساختار و اطمینانِ کاذب بود. وقتی از قصور عوامل داخلی چشم‌پوشی می‌شود و به جای بازنگری در ساختارها، به تسلیت‌ و لفظ بسنده می‌کنیم، در واقع در حال نقضِ همان سنت الهی هستیم که در اُحد جاری شد. 🚩 چشم‌پوشی از ضعف‌های ساختاری به بهانه‌ی حفظ روحیه یا مصلحت، بزرگترین بی‌مصلحتی است. همین رویکرد موجب شده تا ضربات، لایه به لایه عمیق‌تر شوند، تا جایی که امروز کشور با یک تهدید وجودی جدی مواجه شده است. دشمنی که می‌بیند برای اشتباهاتِ بزرگ، توبیخ و تغییرِ بزرگی در کار نیست، برای ضربه‌ی بعدی جری‌تر می‌شود. 💡 باید بپذیریم که جبهه‌ی حق بودن، به معنای مصونیت از خطا نیست. خداوند به تلاش، انضباط، شفافیت و برخورد با قاصران پاداش می‌دهد، نه به صرف انتساب به حق. @Barlabeietarikh
سردارسپه در پی یک کودتای ناگهانی که عمدتاً بر مبنای پول و یا ترس پی‌ریزی و فقط با زور ارتش عملی بود توانست مخالفت خارجیان و اکثر ایرانیان را که از ادامهٔ سلطنت احمدشاه نومید شده‌اند جلب کند و دیگر آن که با توقیف‌های مکرر و متعددی که در این ماه‌های اخیر دربارهٔ مخالفان خود اعمال کرده است، ملت را به سکوت و قبول وادارد و از سوی دیگر، نمایندگان مجلس را با تهدید و یا تطمیع مجبور به هواداری از خود ساخته است. آشپز مرا که بی‌خیال در خیابان قدم می‌زده است ناگهان توقیفش کرده و به ادارهٔ پلیس برده و او را مجبور کرده‌اند که به کاندیداهای دولت رای دهد؛ زیرا نقش مجلس مؤسسان تنها آن نخواهد بود که رضاخان پهلوی را بر تخت سلطنت بنشاند بلکه علاوه بر آن باید در قانون اساسی نیز تجدیدنظر کلی کند و مواد لازم را برای توسعهٔ اختیارات رضاخان نه فقط به عنوان پادشاه، بلکه برای آن که او به صورت پادشاه مستبد مطلق‌العنانی درآید، بر آن بیفزاید. خطر بزرگ همین جاست و به طور خلاصه علی‌القاعده به طرف یک حکومت استبدادی قدم بر می‌داریم که به زودی دیکتاتور نیرومند ولی بی‌سواد و بی‌فرهنگ با تصویب مجلس موسسانی که فرماندهان سپاه آن را فراهم آورده‌اند، تاج آن را بر سرخواهد گذاشت. رنه برتراند (وابسته‌ی نـظامی‌ دولت فـرانسه در ایـران) ۲۴ آبان ۱۳۰۴ @Barlabeietarikh
در اتومبیل [در زوریخ] که از سفارت به فرودگاه می‌رفتیم، من تنها در رکاب بودم [چون شهبانو به مراکش رفتند] و شاهنشاه شخصاً ماشین می‌راندند. به من فرمودند، [پس از چهار پنج شب پیش که در نیویورک در هتل با دخترهای آمریکایی خوابیدیم] احساس می‌کنم سوزشی در مجرای ادرار دارم. عرض کردم، بی‌جهت به خود زحمت می‌دهید و فکر می‌کنید. همیشه این افکار را دارید. پارسال هم در بابل همین مطلب را می‌فرمودید با آن که با هیچ کس جز خانواده [شهبانو] نبودید. فرمودند، اتفاقا آن صحیح بود زیرا بعضی امراض قارچی بود، حالا هم ناراحت هستم. من قدری شوخی کردم، ولی دیدم بسیار ناراحت هستند. به هر صورت به زوریخ وارد شدیم. بعضی معالجات احتیاطاً شد و فوری هم نتیجه داد و خیالشان راحت شد. یعنی من فکر می‌کنم اساساً چیزی نبود. به هر صورت سه روز در زوریخ بودیم، بسیار خوش گذشت. [اردشیر زاهدی] وزیر خارجه ترتیب کارهای آن جا را داده بود. اول تیر ۱۳۴۶ @Barlabeietarikh
[در زوریخ] شاهنشاه به اسکی تشریف بردند. فرمودند عصری شرفیاب شوم. تمام مدتی که شاهنشاه را ماساژ می‌دادند و بعد حمام گرفتند، شرفیاب بودم. صحبت های متفرقه ضمن این دو ساعت زیاد شد. از آن جمله فضولی کردم و عرض کردم شاهنشاه قدری در ورزش و…[خانم بازی] به نظرم افراط می‌فرمایید، این بد است. فرمودند افراط نمی‌کنم. عرض کردم همین حالا فرمودید امروز ۳ ساعت اسکی کرده‌اید. برای سن ۵۰ سال زیاد است به اضافه…[دختران خارجی هم که مدام خدمت اعلیحضرت هستند] بعد عرض کردم، اصولاً توقف شاهنشاه زیاد شده، بهتر بود کوتاه‌تر باشد. از این مطلب خوششان نیامد، ولی من وظیفه داشتم عرض کنم. شاه نمی‌تواند ۴۵ روز خارج از کشور بماند، آن هم به عنوان تفریح. این کار به مزاج و طبع مردم ایران خوشایند نیست. ۲۹ بهمن ۱۳۴۸ @Barlabeietarikh
رفتیم باغ وِرسایل [ورسای] را گردش بکنیم. فواره‌های متعدد زیادی دارد که منبعش مثل فواره‌های عمارت بلور لندن [کریستال پالاس] از چرخ بخار است. آب‌ها را انداخته بودند. فوارهٔ زیادی و حوض‌های متعدد، دریاچهٔ طولانی پایین حوض و فواره‌ها هست. خیابان‌های وسیع بسیار خوب، درخت‌های جنگلی و غیره. همه سرهای درخت‌ها را به هم بسته‌اند، مثل سقف سبز در بالای خیابان‌هاست و گاهی یک میدانی گرد، مُدَور از درخت و سبزه پیدا می‌شود؛ در میانش حوض و فوارهٔ عظیمی می‌جهد. بسیار باصفا جایی است که مثل کوه ساخته‌اند، آبشار از کوه می‌ریزد. چند مجسمهٔ مرمر در زیر آبشار گذاشته‌اند که یکی از آن مجسمه‌ها موسوم است به appollon که رب‌النوع - حُسن مردانه و روشنی و شعر است - آرایش می‌کند، سایرین دور او آینه و گل و اسبابِ بزک نگاه داشته‌اند. آن‌قدر خوب حجاری شده است که به تصور نمی‌آید. خواستم بروم بالا پیش آن مجسمه‌ها و زیر آبشار، مرشال [مارشال] و ژرنال آرتون گفتند بسیار اشکال دارد رفتن آنجا، راهش پرتگاه و سنگ و سربالاست؛ من گفتم می‌رویم. از کالسکه پایین آمده - صدراعظم هم بود - رفتیم بالا. اگرچه راهش بد بود، اما من چون هزار مرتبه بدتر از این‌جور راه‌ها را در کوه‌ها و شکارگاه‌های ایران بالا رفته بودم، اینجا مثل این بود که روی قالی و فرش راه بروم؛ جستم رفتم پیش مجسمه‌ها و زیر آبشار. صدراعظم که هیچ نیامد، جرنال آرتون آمد، اما زمین خورده همه رخت‌هایش گلی شد، شمشیرش هم کج شد، بلکه شکست. مرشال هم آمد، اما خیلی با زحمت و با امداد چند نفر دیگر، لیکن این نوع آمدن مرشل و ژرنالِ فرانسه به اینجا نقصی به رشادت و جنگی بودنشان وارد نمی‌آورد، می‌تواند باشد که شکارچی نباشد. خلاصه این مجسمه‌ها بسیار خوب بود، اما از متوجه نشدن و پاک نکردن اَشکال بسیار چرک شده و تار عنکبوت همه را گرفته بود. این خدای عشق و حُسن - با همراهانش - یک حمام و صابون کاملی لازم دارند؛ با وجود اینکه نزدیک آب هستند، بسیار دریغ است که آنها را نشورند. آمدیم پایین. سفر اول فرنگ، پاریس جمادی‌الاول ۱۲۹۰ @Barlabeietarikh