بر لبهی تاریخ
رضا پهلوی پس از ناکامی بیعت با سرداران سپاه، از فرماندهان ارتش جمهوری اسلامی ایران خواست که با او بی
بعد از دروغ پیوستن ۵۰ هزار نفر از نظامیان جمهوری اسلامی به پهلوی و بیعت هزاران نفر از پاسداران، حالا مثلاً میخواهد تیر دیگری بیاندازد.
و جالب اینجاست که هیچکس از اطرافیان او به وی نمیگویند که اگر فرضا کسانی از داخل نظام قصد براندازی داشته باشند، چرا باید تمامی افتخارات و منافع را در آخر به توی بیاستعداد بدهند؟!
✍️ فارغ از همهی مصائب و مشکلات، آن گرما و برادری و محبتی که در تجمعات شبانه و خودرویی احساس میکردم، بسیار عجیب بود؛ آن حس مشترک و آن دلگرمی و شجاعتِ تکثیر شونده.
فکر نمیکنم در هیچ کشور دیگری در شرایط جنگی و بحران، چنین حسی بین مردم وجود داشته باشد و این چیزی است که باید قدر آن را بدانیم چون بدون آن، این وضعیت، بسیار غیر قابل تحمل و آسیبزا بود.
📍تا این جمعیت وجود داشت، من شخصاً اطمینان داشتم که حتی اگر وضعیت کشور به مو هم برسد، پاره نخواهد شد و به سبب این حس مشترک، این شجاعتِ جمعی، به من نیز سرایت کرد...
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
[ایرانیان باستان] ازدواج با محارم را جایز میشمردند و چنین وصلتی را خویدوَدَه میخواندند. این رسم از قدیم معمول بود، حتی در عهد هخامنشان. [در آیین زرتشتی] ازدواج با اقارب به هیچ وجه زنا محسوب نمیشده بلکه عمل ثوابی بوده که از لحاظ دینی اجری عظیم داشته است. بطریق ماربها، معاصر خسرو انوشیروان در حقوق سریانی که راجع به ازدواج است، گوید: «عدالت خاصهٔ پرستندگان اهورامزدا به نحوی جاری میشود که مرد مجاز است با مادر و دختر و خواهر خود مزواجت کند» و مثالهایی آورده است که زردتشتیان برای تایید و تقدیس این امر روایت میکردهاند.
#آرتور_کریستین_سن (ایرانشناس، لغتشناس و پژوهشگر فرهنگ، م ۱۹۴۵)
#متفرقه
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
عرض کردم: کتابی که کرمیت روزولت (مأمور سیا هنگام برانداختن مصدّق) میخواست بنویسد بسیار مزخرف است و خوب شد با او تماس گرفتیم و تقطیع شد و به ما قول داد حالا که به خرج ما چاپ میشود هر قسمتی را بخواهیم حذف میکند، اگر هم بخواهیم آن را موقوف میکند (يعنى حقالتأليف مرا بدهید، خود دانید) شاهنشاه خیلی خندیدند. فرمودند هرچه لازم است بکن.
۲۷ مرداد ۱۳۵۵
#اسدالله_علم
#پهلوی
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تصاویری از آدولف هیتلر، رهبر حزب نازی آلمان (۱۸۸۹ - ۱۹۴۵)، که پس از انتصابش به عنوان صدراعظم، در سال ۱۹۳۳ با رئیس جمهور آلمان، پاول فون هیندنبورگ، ملاقات میکند. پشت سر هیتلر، یوزف گوبلز، هرمان گورینگ و دریاسالار اریش ریدر قرار دارند.
#هیتلر
#جنگ_جهانی_دوم
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ملوانها در حال رد شدن از تنگه هرمز بعد از اینکه ترامپ گفت تنگه امنه:
#متفرقه
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
مقداری از دخترها، مقداری از جوانیها صحبت شد. منجمله عرض کردم با اولین زنی که مواجه شدم (ادمین: مقصود از مواجه شدن هم روشن است!) کلفت چهل سالهی مادرم بود و خاطرم میآید آن شب سیر مفصلی خورده بود و بهنظرم عطر دلربایی آمد. شاهنشاه آنقدر خندیدند و بلند خندیدند که شهبانو متوجه شدند.
۴ شهریور ۱۳۵۵
#اسدالله_علم
#پهلوی
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
صبح شرفیاب شدم. الحمدالله حال شاهنشاه خوب بود. کارهای جاری زیاد بود. منجمله قذافی دیوانه به مناسبت اول رمضان تلگراف تبریکی عرض کرده بود. خیلی خندیدند. چون این مردکه با ما قطع رابطه کرده و بعلاوه تمام تروریستها و چپیها را در ایران پول میدهد.
۹ شهریور ۱۳۵۵
#اسدالله_علم
#پهلوی
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
از پلههای چوبی [تماشاخانه] که پایین رفته بودیم آمدیم بالا توی اطاق. پنج نفر از رقاصهای سن را آوردند بالا پیشِ ما، کورکور هم بود «دیرکتر طیاتر» [یا همان کارگردان تئاتر]، عجب رقاصهای خوشگلی بودند، بخصوص یکی از آنها که اسمش مادموازل کراس بود، به قدری خوشگل و مقبول بود که آدم نمیتوانست به روی او نگاه کند، قدری فرانسه صحبت کردیم و افسوس خوردیم و رفتند.
سفر سوم فرنگ
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خداوند خائنان را نمیبخشد؛ ما هم نخواهیم بخشید و آنها را چه در داخل و چه در خارج، رها نخواهیم کرد. کار ما با این خائنان تازه آغاز شده است.
این هتل ما (در بلژیک) اسمش هتل بریتانیک است. دیشب حال ما خوب نبود، با وجود این چون شهر را چراغان کرده بودند محض اینکه التفاتی به مردم کرده باشیم بیرون آمدیم قدری در خیابان جلو منزل راه برویم... دکانهای خیلی خوب دیدیم، به چند دکان وارد شدیم خریدهای خوب کردیم.
رسیدیم به جای بزرگی، عمارت بزرگی بود، چراغهای زیاد داشت، گفتند اینجا کازینو است، ما نمیدانستیم کازینو چیست، خواستیم ببینیم، خسته هم شده بودیم، بلکه آنجا استراحتی بکنیم، داخل شدیم... اطاقها و تالارهای بزرگ مزین دیدیم، در همه چهلچراغ، گاز و الکتریسیطه... دیگر یک اطاق بزرگی بود، میزی در میان آن بود، قریب چهل نفر زن و مرد نشسته بودند دور آن، پرسیدیم چه میکنند گفتند اینجا باکارا بازی میکنند و رولت... ندانستیم چطور بازی میکنند.
اطاق دیگر همه جور اسباب بازی گذاشته بودند، تخته نرد و شطرنج و همه چیز... یک قطار راهآهن ساختهاند در روی صفحه و اسبابی دارد که دور میزند... در روی میز اسامی ده پانزده شهر از شهرهای فرنگستان را نوشتهاند، اشخاصی که بازی میکنند هر یک شهری را اختیار میکنند و پول روی اسم آن شهر میگذارند... بعد قطار را حرکت میدهند، تند میچرخد، خیلی تماشا دارد، بعد هر جا ایستاد، اسم هر شهر که باشد، حریفی که روی آن شهر پول گذاشته میبرد.
حقیقتا راحتگاه غریبی است، همه چیز در اینجا هست... چون دیدن و دانستن همه چیز خوب است عجب اتفاقی بود که اینجا را دیدیم، طرز قمار فرنگیها را تماشا کردیم. اما اطاق بازی اینجا را نمیتوان قمارخانه گفت، مردمان معقول آنجا بودند، بیصدا، آرام، مودب دور میز نشسته بودند، آدم تصور میکرد برای مشورت نشستهاند... اینطور اتفاقی دیدن اینجا بد نبود، تماشائی کردیم، تازگی داشت، گفتند یک دستگاه بازی در موناکو هست خیلی از اینها بزرگتر که برد و باخت در آنجا زیاد میشود. از کازینو رفتیم به هتل.
سفر سوم فرنگ؛ ۵ تیرماه سال 1268 شمسی؛ بلژیک، شهر اسپا.
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
https://eitaa.com/Barlabeietarikh