صبح قبل از شرفیابی من، علی شیبانی مدیر عامل ذوب آهن پیش من آمده بود. به من گفت: دولت دستور داده است کار ذوب آهن را یک سال عقب بیندازیم، چون برای برنامههای ما دولت پول ندارد. من به کمک کارشناسان فرانسوی حساب کردهام ضرر این کار ۱۵۰۰ ملیون تومان است ولی جرأت نمیکنم حرفم را به کسی بزنم. من گفتم: برای تو وقت میگیرم که شرفیاب بشوی. هنگام شرفیابی خودم این مطلب را عرض کردم و به عرض رساندم، قبل از رفتن شیبانی از پیش من به این فکر فرورفتهام که به قرار اشتهار که به حد شیاع رسیده، رئیس... جوجه آمریکایی است. معاون... هم جوجه آمریکایی است... هم که رئیس... است با آمریکایی ها لاس می زند و بی سر و سرّ نیست. نخست وزیر را هم بعضی بدبین ها همین طور می گویند. نکند مجموع اینها دست به دست هم داده باشند که این پروژه بزرگ ملی که به دست روس ها انجام می پذیرد انجام نشود. شاهنشاه خیلی به فکر فرو رفتند. فرمودند: فکر نمی کنم نخست وزیر آمریکایی باشد، ولی شاید دیگران باشند. به علاوه کار خود روس ها هم عقب است. عرض کردم شیبانی می گوید این طور نیست. فرمودند فوری وقت تعیین شود مرا ببیند. عرض کردم: مخارج لوله هم که زیاد شده آن هم به دست مشاورین [آیمگ] IMEG در شرکت نفت این طور شده است. ممکن است مجموع اینها قابل توجه باشد، گو این که من می دانم اینها دزد و پدرسگ هستند ولی ممکن است نظر سیاسی هم داشته باشند. شاهنشاه به فکر عمیقی فرو رفتند. عرض کردم: اینها همه جسارت بود ولی در عالم ایران پرستی و نوکری بدون خدشه [به] شما نمی توانم این مطالب که به ذهنم رسیده است عرض نکنم. باز هم چیزی نفرمودند. من قدری ناراحت شدم ولی به رو نیاوردم.
۱۵ مهر ۱۳۴۸
#اسدالله_علم
#پهلوی
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
صبح زود استاندار خراسان و نایب التولیه آستان قدس را پذیرفتم. روی هم رفته صبح جمعه مرا خراب کرد ولی کارهای ایشان را انجام دادم. من کارهای حضرت رضا را خالصاً مخلصاً انجام میدهم، چون نفع آن فقط برای مردم بیچاره است. بعد سواری رفتم هوا و زمین و زمان مثل بهشت بود. دو ساعت سواری حسابی کردم. در مراجعت به موکب شاهانه برخوردم که تازه به سواری تشریف میبردند. خواستم بگذرم. اجازه خواستم. فرمودند: با من بیا! با آن که خسته بودم، اطاعت کردم. در حدود یک ساعت هم در رکاب شاهنشاه سوار شدم. از هر دری سخن رفت. شاهنشاه کاملاً سرحال بودند. بعد نیم ساعتی تاخت کردند. اسب من سرکشی زیاد کرد، بیچاره ام کرد. وقتی برگشتیم نه پا و نه بازوی من، دیگر قدرت حرکت داشت. فوق العاده فرسوده شدم - البته دلیل مهم آن پیری است نه تاخت و تاز!
ناهار منزل ماندم، با آرتیستهای فرانسوی که برای فستیوال آمده اند، ناهار خوردم. به اعتقاد من خیلی بد ترکیب و بی ادب هستند، ولی جوانهای امروزی و منجمله دخترها و دامادهای من آنها را می پسندند.
۸ اردیبهشت ۱۳۵۱
#اسدالله_علم
#پهلوی
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
شهبانو زن جوان پر احساساتی هستند. هر کس حرفی بزند، قدری تحت تأثیر قرار میگیرند. ما هم که دشمن و مدعی الی ماشاءالله داریم. این جا حکایت کوچکی میگویم. میخواستیم زمین بین اعضای دربار قسمت کنیم، با همه دقتی که کردیم، یک اشتباه در یک مورد شده بود؛ شهبانو آن قدر بر آشفتند که اصل کار را بر هم زدند، زیرا در آن یک مورد، مدعیان که همه نوکرها بودند، یقه درانی کردند. بعد خانه سازمانی در دربند برای کارکنان ساختیم. شهبانو فرمودند: تقسیم آن را خودم به عهده میگیرم، من خوشحال شدم. عرض کردم: چه بهتر. [اما] آن قدر خلاف رویه رفتار شد که آن طرفش ناپیدا. یعنی یک قلم پنج آپارتمان را به نوکرهای خانم مادرشان لطف کردند که هیچ کدام یک سال هم سابقه خدمت در دربار ندارند. من البته گزارش را به شاهنشاه عرض کردم ولی استدعا کردم صدایش را در نیاورید. شاهنشاه هم قبول فرمودند. چه باید کرد؟ یک گذشتهایی لازم است.
۳ بهمن ۱۳۴۹
#اسدالله_علم
#پهلوی
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
عصری شترهای خودم و مردم – مثل امیرآخور، رحیمخان سرهنگ، رحمتاللهخان – را دعوا انداختیم، تماشای زیاد داشت. عوام و خواص اردو همه به تماشا آمده بودند. حاجی مشهدقلی آقا امروز در سرِ ناهار اشعار غریبی تازه گفته بود، خواند. بسیار بسیار خندیدیم. خیلی بامزه بود. ترجیعبندی گفته بود؛ ترجیع این بود: «مرحبا، مرحبا، مرحبا»! واقعا طوری مزخرف گفته بود که امکان ندارد دیگری بتواند اینطور بگوید.
شب بعد از شام مردانه شد. حکیم طولوزون آمد کتاب مضحکهی «مسیو ویوبوآ» را میخواند، با اَشکالش. تماشا کرده بسیار خندیدیم. بعد خوابیدیم
روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه؛ ۱۶ بهمن ۱۲۴۶
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
جنگ فرنگستان (جنگ پروس با فرانسه) هنوز تمام نیست، شهر پاریس الان در محاصره قشون پروس است. حکیم طولوزون [ادمین: پزشک مخصوص شاه که فرانسوی بود] اوقاتی دارد مثل سگ!
روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه؛ ۲۷ شهریور ۱۲۴۹
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
جنگ فرنگستان (جنگ پروس با فرانسه) هنوز تمام نیست، شهر پاریس الان در محاصره قشون پروس است. حکیم طولوز
جنگی که ناصرالدین شاه بدان اشاره میکند، جنگ فرانسه و پروس در سالهای ۱۸۷۰ تا ۱۸۷۱ بود که یکی از مهمترین رویدادهای سیاسی اروپا در قرن نوزدهم به شمار میآید. پیشزمینهی این جنگ به رقابت قدرت میان فرانسه و پروس بازمیگشت. پس از آنکه اتو فن بیسمارک، صدراعظم پروس، تلاش کرد ایالتهای آلمانی را زیر رهبری پروس متحد کند، فرانسه نگران افزایش قدرت یک دولت آلمانی نیرومند در همسایگی خود شد. بحران زمانی شدت گرفت که موضوع نامزدی یک شاهزادهی آلمانی برای تاجوتخت اسپانیا مطرح شد. بیسمارک با انتشار تلگراف معروف «امس» (تلگرافی که شرح رویداد برخورد توهینآمیز پادشاه پروس با سفیر فرانسه بود)، بهگونهای حسابشده تنش را افزایش داد و سرانجام فرانسه در ژوئیهی ۱۸۷۰ به پروس اعلان جنگ کرد.
ارتشهای پروس و متحدان آلمانی به سرعت بر نیروهای فرانسه برتری یافتند. مهمترین ضربه به فرانسه در نبرد سدان وارد شد، جایی که ناپلئون سوم اسیر شد و امپراتوری دوم فرانسه سقوط کرد. با وجود این، دولت جدید فرانسه جنگ را ادامه داد، اما نیروهای آلمانی پاریس را از سپتامبر ۱۸۷۰ تا ژانویهٔ ۱۸۷۱ در محاصره گرفتند. این محاصره باعث قحطی و سختی شدید در شهر شد و در نهایت فرانسه ناچار به پذیرش آتشبس گردید.
(ادامه👇)
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
جنگی که ناصرالدین شاه بدان اشاره میکند، جنگ فرانسه و پروس در سالهای ۱۸۷۰ تا ۱۸۷۱ بود که یکی از مهم
پیروزی پروس پیامدهای بزرگی برای اروپا داشت. در ژانویهی ۱۸۷۱، در کاخ ورسای، امپراتوری آلمان اعلام موجودیت کرد و ویلهلم اول به عنوان قیصر آلمان تاجگذاری نمود. طبق پیمان صلح، فرانسه مجبور شد مناطق آلزاس و بخش بزرگی از لورن را به آلمان واگذار کند و غرامت سنگینی بپردازد. شکست و فشارهای پس از جنگ همچنین به شورش «کمون پاریس» در سال ۱۸۷۱ انجامید که یکی از نخستین تجربههای حکومت انقلابی کارگری در تاریخ مدرن بود. این جنگ توازن قدرت اروپا را تغییر داد، آلمان را به یک قدرت بزرگ تبدیل کرد و دشمنی عمیقی میان فرانسه و آلمان پدید آورد که تا دههها بعد و حتی تا آستانهی جنگ جهانی اول ادامه یافت.
#پروس
#فرانسه
#بیسمارک
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
سعی میکنم به هر بهانهای در مطالب کانال تنوع بدم. منتها وقتم محدود است؛ همچنین دسترسیهام به منابع کلیپهای جذاب در اینستاگرام، محدود شده. انشاءالله با رفع محدودیتها، به جذابیت قبلی برمیگردیم.
#پیام_مدیر
هدایت شده از بر لبهی تاریخ
دیشب نخستوزیر (هویدا) نطق فارسی خود را نتوانست خوب بخواند. با آنکه سه زبان خارجی خوب حرف میزند، فارسی بلد نیست. متاسفانه زبان فارسی دارد از بین میرود. اینهم مد غلطی شده که روشنفکر بودن ملازم فارسی ندانستن است.
۱۹ شهریور ۱۳۴۷
#اسدالله_علم
#هویدا
@Barlabeietarikh
عرض کردم در پاریس که [زاهدی وزیرخارجه] این کار [پابوسی] را کرد یک خبرنگار فرانسوی به من گفت: مگر شاه شما رفورمیست نیست؟ چطور اجازه میدهد یک نفر وزیر به این صورت جلوی او زانو به زمین بزند؟ شاهنشاه از این عرض من خوششان نیامد. فرمودند: «باید میگفتی این یک ترادیسیون ملی است.» یاللعجب که تملق بزرگترین و باهوشترین و بزرگوارترین مردان را هم گمراهی میدهد.
۱۲ اسفند ۱۳۴۹
#اسدالله_علم
#پهلوی
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
از آنجایی که ملت من از مزایای یک قانون اساسی لیبرال برخوردار است، یکی از اهداف عمدهی مسافرتم به کشور شما، مطالعهی شخصی در نهادهای دموکراتیک انگلستان؛ یعنی در نهادهای سیاسی نخستین کشوری که سرمشق حکومت پارلمانی را به دیگر کشورهای جهان عرضه داشته، بوده است تا بتوانم با اقتباس آنها، کشورم را به شاهراه ترقی سوق دهم.
از نطق احمدشاه قاجار در ضیافت شام جرج پنجم به اکتبر ۱۹۱۹ که اعلیحضرت پادشاه ایران آن را به زبان فرانسه قرائت کردند
#احمد_شاه
#قاجار
https://eitaa.com/Barlabeietarikh