بعد از ظهر... شاهنشاه در کنگره ملی حضور یافتند و فرمایشات واقعاً عالی و شاهانه کردند. خدا به شاه عمر بدهد. تمام عمر و زندگی خود را وقف بر این ملت و کشور کرده است. به طوری در مورد نفت قاطع صحبت کرد که من گمان میکنم همه حسابشان را کردند... شاهنشاه در این نطق تاریخی اولاً احساسات مردم را برانگیختند، ثانیاً به مرد کوچه شخصیت دادند، ثالثاً مطلب نفت را اعلام کردند. رابعاً تودهای را کوبیدند. خامساً آخوندها را کوبیدند. واقعاً جامع همه جهات بود. به نظر من فقط فرمایشات شاه دو نکته کوچک ضعف داشت: یکی این که وقتی در مورد اسلام صحبت فرمودند، باید راجع به مذهب شیعه اثنی عشری هم صحبت میکردند. چون ایشان [نگهبان]مذهب شیعه جعفری هستند - برحسب قانون اساسی مثل ملکه انگلیس که حافظ کلیسا و [نگهبان]مذهب آنگلیکان است. نکته دیگر این که در مورد بازرسی شاهنشاهی به نظر من گزارش خلاف به حضور مبارک شاهانه عرض شده، یعنی مردم میدانند که اثری بر آن مترتب نیست. به این جهت شکایتها هم کم شده. به این جهت وقتی شاهنشاه این نکته را بیان میفرمودند، کسی اظهار احساسات نکرد و دستی نزد. عجیب است درک این ملت از قضایا! من تعجب دارم از این همه هوش و ادراک که خدای متعال به این ملت داده است. بی سوادش هم فهم دارد، عجیب است. هم شاهنشاه و هم علیا حضرت شهبانو تعجب کردند چه طور مردم از کم شدن شکایات اظهار مسرت نکردند. ولی دیگر هیچ نقصی در این نطق نبود. نطقی بزرگ و عالی و شاهانه بود که من کمتر دیده بودم، هر چند واقعاً همیشه فرمایشات شاه عالی است. شاه مردی تیزهوش و مجرب و فهیم است.
۳ بهمن ۱۳۵۱
#اسدالله_علم
@Barlabeietarikh
تلگراف تبریکی برای عروسی سوم ملک حسین (پادشاه وقت اردن)، که با یک دختر فلسطینی ۲۴ ساله ازدواج کرده، تقدیم کردم که از طرف شاهنشاه و شهبانو بود. فرمودند: شهبانو که ناراضی هستند! عرض کردم: چاره نیست، او را ملکه اعلان کرده است. زن انگلیسی خود را که از او دو پسر و دو دختر داشت، طلاق داد. شاهنشاه قدری خندیدند. فرمودند: بعد از صحبتهای پریشب فریده (مادر فرح)، بد نشد! عرض کردم: بخت شاهنشاه بلند است.
۴ دی ۱۳۵۱
#اسدالله_علم
#پهلوی
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
سر شام علیا حضرت ملکه پهلوی (مادر شاه) رفتم. علیا حضرت شهبانو به علت کسالت ولیعهد تشریف نیاوردند. موضوع مهمی نبود. سر شام تمام وقت بین علیا حضرت ملکه پهلوی و شاهنشاه صحبت از بدبختی والا حضرت شهناز بود، که متأسفانه صحیح هم هست.
۱۱ آذر ۱۳۵۱
پینوشت: قبلا در این کانال توضیح دادهام که شهناز پهلوی، دختر محمدرضاشاه از فوزیه، در ابتدا با اردشیر زاهدی (وزیر خارجه شاه) ازدواج میکند اما به دلایلی که شایعات بسیاری در خصوص آن هست (از جمله شایعهی کارهای خارج از ازدواج اردشیر زاهدی)، از وی جدا میشود.
بعدها فریفتهی خسرو جهانبانی (پسر سپهبد جهانبانی) شده و بنا بر گزارشات اسدالله علم، به واسطهی وی، به مواد مخدر کشیده میشود. شاه با وجود مخالفتش با این عشق و عاشقی، عاقبت مجبور به موافقت با ازدواج این دو میشود.
#اسدالله_علم
#پهلوی
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
سر شام علیا حضرت ملکه پهلوی (مادر شاه) رفتم. علیا حضرت شهبانو به علت کسالت ولیعهد تشریف نیاوردند. مو
📸 تصاویری از خسرو جهانبانی
پینوشت: دلیل مخالفت شاه با این ازدواج، حتی با عکس هم مشخص است!
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
صبح شرفیاب شدم. مدتی صحبت والاحضرت شهناز بود، وضع مالی ایشان را عرض میکردم. بیچاره دختر چیزی هم ندارد. باز شاهنشاه عصبانی شدند. قرار بود ایشان با جهانبانی به آمریکا برود، شاهنشاه فرمودند: باید در ژنو توقف کنند و هیچ جا نروند در این صورت من اجازه میدهم که با هم بروند. در غیر این صورت تمام امتیازات شهناز را میگیرم. حسابی هم در بانک سویس دارد که قدری پول آنجا ذخیره است - خیلی خیلی کم ـ آن هم باید با امضای شاهنشاه پرداخت شود، بنابراین هیچ!
پیش والاحضرت شهناز رفتم و مطلب را به ایشان عرض کردم. بچه خیلی ناراحت شد. جهانبانی هم بود. قدری خُل است. با هم تصمیم فرار در حضور من گرفتند. من عرض کردم این [هیپی گری] و امثال آن تا وقتی خوب است که آدم شکمِ سیری بتواند فراهم بکند، در غیر آن صورت، اگر گرسنگی بیاید، انسان عشق را فراموش می کند! به هر صورت عرايض من به خرج نرفت.
۵ آذر ۱۳۴۸
پینوشت: آخرش هم به سوئیس رفتند.
#اسدالله_علم
#پهلوی
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
صبح شرفیاب شدم. مدتی صحبت والاحضرت شهناز بود، وضع مالی ایشان را عرض میکردم. بیچاره دختر چیزی هم ندا
باز موضوع والاحضرت شهناز مطرح شد. عجبا که شاه چقدر ناراحت میشوند، از این انتخابی که این دختر برای همسر خود کرده است.
همسرش یا بهتر بگویم همسر آینده ایشان [خسرو جهانبانی]، هیپی است و عقاید عجیبی دارد. امروز پس از بحثهای جالبی که با شاهنشاه در این خصوص داشتم، بالاخره یک فرمایش صحیح فرمودند که من جواب نداشتم. فرمودند: من از جهت یک پدر ممکن است دخترم اگر اشتباهی بکند به او ببخشم، ولی از جهت شاهنشاه ایران نمیتوانم با انتخاب یک هیپی به دامادی خودم این عادت درویشی و بیبندوباری را در کشور رواج بدهم. کلامالملوک ملوکالکلام. واقعا این فرمایش شاهنشاه جواب نداشت و ندارد. شاه خیلی برافروخته شده بودند. من مرخص شدم. نخستوزیر با چند وزیر مسئول بودجه شرفیاب شد. گویا شاهنشاه خوب حسابشان را رسیده بودند. البته تقصیر من بود.
دوشنبه ۳ آذر ۱۳۴۸
#اسدالله_علم
#پهلوی
https://eitaa.com/Barlabeietarikh