eitaa logo
بر لبه‌ی تاریخ
808 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
روایتی از روزگارانی که جهان لرزید... نقبی به وقایع، اسناد، و رازهای تاریخ معاصر جهان. اینجا، هر حادثه، داستانی‌ست ناگفته. ارتباط با مدیر: @MMSALEHN
مشاهده در ایتا
دانلود
📍چرا سلطان سلیم عثمانی، با وجود پیروزی در نبرد چالدران و فتح تبریز، از ایران عقب‌نشینی کرد؟ سلطان سلیم اول، ملقب به «یاووز» (سهمگین)، نهمین پادشاه امپراتوری عثمانی بود که با روحیه‌ای جنگ‌طلبانه و خشن، تمرکز نظامی عثمانی را از اروپا به سمت شرق و جهان اسلام معطوف کرد. انگیزه اصلی او از حمله به ایران، هراس شدید از گسترش مذهب تشیع توسط سلسله نوپای صفوی و نفوذ مذهبی - سیاسی شاه اسماعیل در آناتولی بود که ثبات قلمرو عثمانی را تهدید می‌کرد. سلیم با هدف نابودی این رقیب قدرتمند و دستیابی به رهبری مطلق جهان اسلام، راهی شرق شد و توانست در سال ۹۲۰ قمری (۱۵۱۴ میلادی) در جنگ معروف چالدران، ارتش صفوی را به سختی شکست دهد و وارد تبریز، پایتخت آن‌ها، شود. (ادامه👇) https://eitaa.com/Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
📍چرا سلطان سلیم عثمانی، با وجود پیروزی در نبرد چالدران و فتح تبریز، از ایران عقب‌نشینی کرد؟ سلطان س
اما نقطه چالش‌برانگیز این لشکرکشی، جغرافیای ناشناخته و خشن ایران بود. ارتش عثمانی سال‌ها به نبرد در دشت‌های هموار، سرسبز و حاصلخیز اروپایی و شبه‌جزیره بالکان عادت داشت؛ مناطقی که پیشروی، جابه‌جایی توپخانه سنگین و تامین آذوقه در آن‌ها به راحتی انجام می‌شد. در مقابل، جغرافیای ایران با فلات‌های مرتفع، کوهستان‌های صعب‌العبور و اقلیم نیمه‌خشک، کابوسی لجستیکی برای آن‌ها به شمار می‌رفت. همین تفاوت اقلیمی در کنار سیاست هوشمندانه زمین سوخته که توسط شاه اسماعیل اجرا شد (یعنی نابود کردن مزارع و انبارها در مسیر حرکت دشمن)، ارتش عثمانی را با بحران شدید قحطی، کمبود آذوقه و علوفه مواجه کرد. از سوی دیگر، با ورود سلیم به تبریز در اواخر تابستان، سرمای زودرس و معروف پاییز آذربایجان در راه بود؛ شرایطی که سربازان عثمانی توان تحمل آن را نداشتند. در کنار این فرسودگی جغرافیایی، تهدید شدن خطوط مواصلاتی بسیار طولانی با استانبول و تهدید شبیخون‌های چریکی قزلباش‌ها در کوهستان‌ها که هسته اصلی‌شان هنوز زنده بود، اضطراب سپاه را دوچندان می‌کرد. این چالش‌ها در نهایت به نافرمانی و شورش علنی سپاهیان «ینی‌چری‌» منجر شد که خسته از پیاده‌روی‌های طولانی، از پیشروی در عمق خاک ایران سر باز زدند. سلطان سلیم که پادشاهی واقع‌بین بود، دریافت که تثبیت قدرت در این جغرافیای سرسخت و در میان مردمی مصمم ممکن نیست؛ بنابراین، برای حفظ ارتش و سلطنت خود، بعد از فقط ۸ روز اقامت در تبریز، شهر را تخلیه کرد و عقب نشست. https://eitaa.com/Barlabeietarikh
هدایت شده از یا صاحب‌ الزمان
سلام علیکم اسعد الله ایامکم بی مناسبت نبود که اشاره کنید، «ناهار» در لغت پیشینیان، به معنای گرسنه و گرسنگی است‌. https://eitaa.com/Barlabeietarikh/41798
بر لبه‌ی تاریخ
📍چرا سلطان سلیم عثمانی، با وجود پیروزی در نبرد چالدران و فتح تبریز، از ایران عقب‌نشینی کرد؟ سلطان س
در مورد امپراتوری بزرگ عثمانی و فرهنگ و سنت‌های عظیم آن، سخنان بسیاری دارم. با وجود احیای فرهنگ بسیار غنی ایرانیان در زمان سلسله‌ی صفویه، اما به جرئت می‌توان گفت که پادشاهان بزرگ صفوی - در صدر آنان، شاه عباس بزرگ - سعی می‌کردند که تمدن و عظمت ایران را شبیه به تمدن و عظمت امپراتوری عثمانی کنند؛ گرچه عمر پادشاهان بزرگ، کفاف نداد و ایران به دلیل آشوب‌های مداوم، هیچ‌وقت نتوانست مجد و عظمت دوران شاه عباس بزرگ را حفظ کرده و توسعه دهد. شاید اگر شاه عباس بزرگ و خاندان صفویه، نسبت به تربیت ولی‌عهدان، به میزان تعهدشان نسبت به معماری و دیوان، اهمیت می‌دادند، امروزه ما نیز میراث‌دار یک تمدن زنده بودیم. https://eitaa.com/Barlabeietarikh
پسران سلاطین ترک [عثمانی] در بیچاره‌ترین و نگون‌بخت‌ترین موقعیت جهان قرار دارند؛ چرا که به محض آنکه یکی از آن‌ها جانشین پدر می‌شود، مابقی محکوم به مرگی حتمی هستند... رفتار [سپاه] ینی‌چری‌ها، امان دادنِ سلطان جدید به برادرانش را غیرممکن می‌سازد؛ زیرا اگر یکی از آن‌ها زنده بماند، ینی‌چری‌ها مدام خواستار پاداش و بخشش‌های مالی سرشار می‌شوند. اگر با این خواسته‌ها مخالفت شود، فوراً فریاد می‌زنند که: «زنده باد برادرِ سلطان!»، «خداوند برادرِ سلطان را حفظ کند!» که اشاره‌ای کاملاً واضح و آشکار است به اینکه قصد دارند او را بر تخت پادشاهی بنشانند! از نامه‌های اوژیر بوسبک؛ سفیر امپراتوری مقدس روم در امپراتوری عثمانی https://eitaa.com/Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
پسران سلاطین ترک [عثمانی] در بیچاره‌ترین و نگون‌بخت‌ترین موقعیت جهان قرار دارند؛ چرا که به محض آنکه
پی‌نوشت: ۱. این نامه، اشاره دارد به یکی از سنت‌های بی‌رحمانه‌ی دوران امپراتوری عثمانی که «برادرکشی» نام داشت. (به زودی درباره‌ی آن خواهم نوشت.) ۲‌. همچنین این نامه اشاره دارد به خوی یاغی‌گریِ سپاه ینی‌چری که در گذشته بدان اشاره کردیم. https://eitaa.com/Barlabeietarikh
📍روایتی از سنت برادرکشی در امپراتوری عثمانی «هر یک از اولاد عثمانی که سلطنت بر وی میسر گردد، برای بقای نظام عالم شایسته است که برادرانش را به قتل برساند. اکثر علمای وقت نیز این شیوه را توصیه کرده اند.» سلطان محمد دوم، مشهور به محمد فاتح، در رساله‌ی قانون‌نامه‌ی ۷۵ ماده‌ای خود، با این عبارت، «قانون برادرکشی» را در امپراتوری عثمانی رسمیت بخشید. البته این قانون چیز تازه‌ای نبود، بلکه صورت رسمیِ سنتی قدیمی به شمار می‌رفت. در نظام جانشینی عثمانی (که متأثر از سنت اجدادی ترکان بود)، تاج و تخت به‌طور خودکار به پسر ارشد نمی‌رسید؛ بلکه شاهزادگان می‌بایست خود برای دستیابی به آن رقابت کنند؛ زیرا قلمرو پدر، متعلق به تمامی شاهزاده‌ها بود. به محض مرگ سلطان، رقابتی بی‌رحمانه برای تصاحب تخت آغاز می‌شد. هر شاهزاده می‌دانست که اگر خود به سلطنت نرسد، برادری که موفق شود، به احتمال زیاد او را از میان خواهد برداشت. این نظام عملاً منجر به این می‌شد که هر انتقال قدرت با آشوب همراه باشد. مدعیان مختلف برای دستیابی به تاج و تخت با یکدیگر درگیر می‌شدند و کشور را به بحران می‌کشاندند. پس از مرگ بایزید اول در سال ۱۴۰۳ میلادی، نزاع میان چهار پسر او چنان گسترش یافت که به جنگ داخلی‌ِ ده‌ساله انجامید! (ادامه👇) https://eitaa.com/Barlabeietarikh