از جهان دو بانگ میآید به ضِد
تا کدامین را تو باشی مُسْتَعِد
آن یکی بانگشْ نُشورِ اَتقیا
وان یکی بانگشْ فریبِ اَشقیا
این پذیرفتی بماندی زان دِگَر
که مُحِبْ از ضدِّ محبوب است کَر
در جهان هر چیزْ چیزی میکَشَد
کفرْ کافر را و مُرشِد را رَشَد
آن یکی چون نیست با اخیارْ یار
لاجرم شد پَهلویِ فُجّارْ جار
گر تو نَشْناسی کسی را از ظَلام
بِنْگَر او را کوش سازیدهست امام
#مولانا
❖ پاسخ آیةالله سیّد موسی #شبیری زنجانی به پرسش برخی از طلّاب دربارهی تبلیغ
⁉️ پرسش: یکی از مسائلی که ذهن طلبهها گاهی درگیر آن میشود این است که آیا در ایام ماه رمضان تبلیغ برویم یا مشغول مطالعه و درس باشیم؟
✍ پاسخ: موارد مختلف است، نمیشود بهطور کلی برای همه اشخاص یکجور گفت. گاهی کسی در درس استعداد خیلی ممتازی دارد، ولی بیان تبلیغی چندانی ندارد، اثر تبلیغیاش قابل توجه نیست، امّا تأثیر علمی و تحقیقی ویژهای دارد. این فرد باید کمتر مسافرت برود و ممحّض در درس باشد.
• گاهی برعکس است، شخص بیان خوبی دارد، صدای خوبی دارد، قدرت بحث و اقناع دارد و میتواند به هدایت و تبلیغ دین بپردازد ولی درس و بحثش چندان قوی نیست. مسلّم است که وظیفه او امر مهم تبلیغ است که جایگاه بالایی است.
• گاهی اشخاص حد وسط هستند. مناسب است ایشان بین تبلیغ و درس جمع کنند. کتابهایشان را با خود ببرند و مطالعه داشته باشند و اگر بتوانند جلسه علمی برگزار کنند یا مباحثهای داشته باشند که مطالب درسی از ذهنشان نرود، بسیار مطلوب است.
• آقا میرزا محمود انواری (پدر آشیخ یحیی انواری رحمة الله علیهما) از علمای همدان، و خیلی ملا و محترم و مورد قبول همگان بود. ایشان اطلاع پیدا میکند که در یکی از دهات اطراف همدان، شخصی مبلّغ بهاییت پیدا شده و مردم را گمراه میکند. ایشان با آن جلالت شأن میگوید من اینجا بمانم برای چه؟ و تمام شؤون خودش را رها میکند و به آن روستا میرود و در همانجا هم از دنیا میرود ولی آن منطقه را از آن تبلیغات بهاییها صاف میکند و آن ضلالت و اثر تلاشهای آنان را از بین میبرد.
• گاهی شرایط به گونهای است که یک عالم با چنان موقعیتی احساس میکند دین مردم در خطر است و وظیفه او هدایت و تبلیغ است و این اثرگذاری را باید بر امور دیگر مقدم کند. البته این کار سختی است و فداکاری لازم دارد و بسیاری حاضر نیستند چنین کاری انجام دهند.
• مهم این است که کار با قصد قربت و خلوص همراه باشد تا هم نتایج دنیوی و هم نتایج اخروی مترتب گردد.
@darolketabb
الكلمات القصار للشهيد السيد محمد باقر الصدر.pdf
حجم:
11.3M
الكلمات القصار للشهيد السيد محمد باقر الصدر
❖ شیخ محمّدرضا مسجدشاهی¹ عالم مهم اصفهان بود. وی رسالهای درباره آداب ماه رمضان برای پسرش مجدالعلماء نوشته است و آن را «رساله امجدیّه» نامیده است.
❖ در آن رساله میگوید: از اقرب افراد نسباً به خود شنیدم که میگفت: من روزه بودم و در حرم حضرت امیرالمؤمنين علیهالسلام زیارت امین الله میخواندم. وقتی به عبارت «وَ مَوائِدَ الْمُسْتَطْعِمِينَ مُعَدَّةٌ» رسیدم، دیدم که سفرهای پهن شد و من مشغول خوردن هستم و با روزه بودنم منافاتی ندارد!
❖ شیخ محمّدرضا، نام آن شخص (اقرب افراد نسباً) را ذکر نکرده است، ولی مرحوم آقای حاج میرزا عبدالله مجتهدی رضوان الله علیه از خود ایشان شنیده بود که گفته بود: از پدرم شنیدم.
❖ پدر ایشان شیخ محمّدحسین مسجدشاهی است که صاحب کرامت بود.
❖ آنها هفت برادر بودند. آقانجفی بزرگترین آنها و پس از وی شیخ محمّدحسین بود. حاج آقا نورالله هم برادر اینهاست.
❖ آقا نجفی میگوید: من و برادرم شیخ محمّدحسین، در عتبات مشغول ریاضت شرعی بودیم. برای انجام دادن اموری مجبور شدم به ایران بیایم و ریاضتم ناقص ماند. اما ریاضت شیخ محمّدحسین کامل شد. آقانجفی به اهل کرامت بودن برادرش اعتراف میکند.
❖ بدون تردید شیخ محمّدحسین صاحب کرامت بود. وی کتابی در تفسیر سوره حمد دارد که خیلی از آن تعریف میکنند و چاپ شده است. مرحوم حاج شیخ عباس قمی از ایشان با تجلیل یاد میکند.²
1⃣ ايشان صاحب كتاب «وقاية الأذهان» و «نقد فلسفه داروين» و استاد مرحوم والد ما و آقای خمینی بود. (ش)
2⃣ الفوائد الرضویه ؛ ج ۲ ص ۸۲۵
📚 جرعهای از دریا ؛ ج ۱ ص ۵۰۶
@darolketabb
رسالهی امجدیه.pdf
حجم:
15M
💠 رساله امجدیّه
✍ شیخ محمّدرضا مسجدشاهی
💬 این رساله پیرامون بیان کیفیت نوافل ماه مبارک رمضان و ادعیه آن نوشته شده تا مردم نسبت به این عمل عبادی که از معتبرترین و مهمترین اعمال این ماه مبارک میباشد و مورد غفلت قرار گرفته شده، ترغیب شوند، و از مستحسنات و اعمال و اذکار و ادعیه غیرمعتبر تا حدودی فاصله بگیرند.
@darolketabb
بانوی اول خدیجه کبری.pdf
حجم:
5.5M
• «بانوی اوّل»؛ روایتی تاریخی - داستانی از زندگی امّ المؤمنین حضرت خدیجه سلام الله علیها
- نویسنده: سیّد محمّدتقی موحد ابطحی
هدایت شده از KHAMENEI.IR
بسم الله الرحمن الرحیم
مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلاً
Farsi.Khamenei.ir
وَ قَالَ عليهالسلام: «لَمَّا بَلَغَهُ قَتْلُ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ إِنَّ حُزْنَنَا عَلَيْهِ عَلَى قَدْرِ سُرُورِهِمْ بِهِ إِلاَّ أَنَّهُمْ نَقَصُوا بَغِيضاً وَ نَقَصْنَا حَبِيباً»
و درود خدا بر او، فرمود: (آنگاه كه خبر كشته شدن محمد بن ابى بكر را به او دادند فرمود) همانا اندوه ما بر #شهادت او، به اندازهی شادى شاميان است، جز آن كه از آنان يک دشمن، و از ما يک دوست كم شد.
• نهجالبلاغه؛ حکمت ۳۲۵
@darolketabb