eitaa logo
اَلْكُتُبُ بَساتينُ الْعُلَماءِ
918 دنبال‌کننده
150 عکس
14 ویدیو
182 فایل
📩 @hmidrz
مشاهده در ایتا
دانلود
● فرازی از وصیت‌نامه امام خمینی رضوان‌ الله‌ علیه ❖ خدا به ما توفیق داد و زنده ماندیم و با چشمان خود دیدیم در زمانی که ایران اسلامی در حال نبرد با رأس کفر و طاغوت بود، کشورهای به ظاهر اسلامی از هیچ خدمتی به طاغوت دریغ نکردند؛ ❖ سردمداران از حکّام و اهلِ سیاست‌شان گرفته تا غالب مُفتیان و خطبا و حتی قرّاء و مُنشدانِ نام‌آشنای آنان، خباثت درونشان را بیش از پیش آشکار کرده و به جای محکوم کردن اقدام وحشیانه‌ی سران کفّار، باز هم نوک پیکانِ توبیخشان را متوجّه ایران و شیعیان کردند. ❖ رسماً زمین و آسمانِ کشورشان در اختیار کفّار است و با بی‌حیاییِ تمام آن را انکار می‌کنند! ❖ ما چقدر خوش‌خیال بودیم که تصوّر می‌کردیم با این جماعت می‌توانیم درباره‌ی غدیر ۱۴۰۰ سال پیش گفتگو کنیم! ❖ [...] و این حدیث شریف [حدیث ثقلین] حجّت قاطع است بر جمیع بشر بویژه مسلمانان مذاهب مختلف؛ و باید همه مسلمانان که حجّت بر آنان تمام است جوابگوی آن باشند؛ و اگر عذری برای جاهلان بی‌خبر باشد برای علمای مذاهب نیست. پ.ن: تصویر وصیت‌نامه امام خمینی به خط ایشان @mir_hamedhoseyn_110 @darolketabb
اَلْكُتُبُ بَساتينُ الْعُلَماءِ
● فرازی از وصیت‌نامه امام خمینی رضوان‌ الله‌ علیه ❖ خدا به ما توفیق داد و زنده ماندیم و با چشمان خو
صرف عمل به احكام فقهى، و جمود به خرج دادن بر ظواهر دين كافى نيست، پس اكتفاء نمودن بر عمل به ظواهر دين، و رعايت نكردن روح آن، باطل كردن مصالح تشريع، و از بين بردن غرض دين است، چون اسلام همانطور كه مكرر گفته‌ايم دين عمل است، نه دين حرف، و شريعت كوشش است نه فرض، و مسلمانان به اين درجه از انحطاط و سقوط اخلاقى و فرهنگى نرسيدند مگر به خاطر همين كه به انجام تشريفات ظاهرى اكتفاء نموده و از روح دين و باطن امر آن بى‌خبر ماندند. 📚 ترجمه تفسیر ؛ ج ۲ ص ۳۵۴ @darolketabb
- وَ لَعَمْرِي مَا عَلَيَّ مِنْ قِتَالِ مَنْ خَالَفَ اَلْحَقَّ «سوگند به جان خودم، در مبارزه با مخالفان حق» - وَ خَابَطَ اَلْغَيَّ «و آنان كه در گمراهى و فساد غوطه‌ورند» - مِنْ إدْهَانٍ وَ لاَ إيهَانٍ «يک لحظه مدارا و سستى نمى‌كنم». - فَاتَّقُوا اَللهَ عِبَادَ اَللهِ «پس اى بندگان خدا! از خدا بترسيد» - وَ فِرُّوا إلَى اَللهِ مِنَ اَللهِ «و از خدا، به سوى خدا فرار كنيد» - وَ اِمْضُوا فِي اَلَّذِي نَهَجَهُ لَكُمْ «و از راهى كه براى شما گشوده برويد» - وَ قُومُوا بِمَا عَصَبَهُ بِكُمْ «و وظايف و مقرّراتى كه براى شما تعيين كرده به پا داريد» - فَعَلِيٌّ ضَامِنٌ لِفَلْجِكُمْ آجِلاً «اگر چنين باشيد، ضامن پيروزى شما در آينده مى‌باشد» - إنْ لَمْ تُمْنَحُوهُ عَاجِلاً «گرچه هم اكنون به دست نياوريد». 📚 نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۴ @darolketabb
جنبه‌هاى مختلف غلبه خدا و رسولان او 👇
• منظور از كتابت خدا قضايى است كه مى‌راند. • و ظاهر اطلاق غلبه و بدون قيد آوردنش اين است كه خدا از هر جهت غالب باشد، - هم از جهت استدلال - و هم از جهت تاييد غيبى، - و هم از جهت طبيعت ايمان به خدا و رسول. 1⃣ اما از حيث استدلال، براى اينكه درک حق و خضوع در برابر آن فطرى انسان است، اگر حق را برايش بيان كنند، و مخصوصا از راهى كه با آن راه مأنوس است روشن سازند، بدون درنگ آن را مى‌فهمد، و وقتى فهميد فطرتش به آن اعتراف مى‌كند، و ضميرش در برابر آن خاضع مى‌گردد، هر چند كه عملا خاضع نشود، و پيروى از هوى و هوس و يا هر مانع ديگر از خضوع عمليش مانع شود. 2⃣ و اما غلبه از حيث تأييد غيبى، و به نفع حق و به ضرر باطل قضاء راندن، بهترين نمونه‌اش انواع عذاب‌هايى است كه خداى تعالى بر سر امت‌هاى گذشته كه دعوت انبياء را تكذيب كردند آورد. 3⃣ [...] و اما غلبه از حيث طبيعتى كه ايمان به خدا و رسول دارد، دليلش اين است كه ايمان مؤمن به طور مطلق و بدون هيچ قيدى او را به دفاع از حق و قيام در برابر باطل دعوت مى‌كند، چنين كسى معتقد است كه اگر كشته شود رستگار مى‌گردد، و اگر هم بكشد رستگار مى‌شود، و ثبات و مقاومت او در دفاع از حق مقيد به هيچ قيدى، و محدود به هيچ حدى نيست، • به خلاف كسى كه اگر از حق دفاع مى‌كند نه بدان جهت است كه حق است، بلكه بدان جهت است كه هدفى از اهداف دنيايى او را تأمين مى‌كند، چنين كسى در حقيقت از خودش دفاع كرده، و به همين دليل اگر ببيند كه مشرف به هلاكت شده، و يا نزديک است گرفتار خطرى شود، پا به فرار مى‌گذارد. • پس دفاع او از حق شرط و حدى دارد، و آن شرط سلامتى نفس و آن حد تامين منافع خودش است، و اين واضح است كه عزيمت بى‌قيد و شرط، بر چنين عزيمتى مقيد و مشروط، غالب مى‌شود. • يكى از شواهدش جنگ‌هاى پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله است كه مسلمانان در عين نداشتن عِدّه و عُدّه همواره غلبه مى‌كردند، و جنگ‌ها جز به پيشرفت مسلمانان خاتمه نمى‌يافت. • و اين غلبه و فتوحات اسلامى متوقف نشد، و جمعيت مسلمين به تفرقه مبدل نگشت، مگر وقتى كه نياتشان فاسد، و سيرت تقوا و اخلاصشان در گسترش دين حق، به قدرت‌طلبى و گسترش و توسعه مملكت (و در نتيجه حكمرانى بر انسان‌هايى بيشتر، و به دست آوردن اموال زيادتر) مبدل شد، در نتيجه آن فتوحات متوقف گرديد. • آرى، خداى تعالى هرگز نعمتى را كه به مردمى داده تغيير نمى‌دهد، مگر وقتى كه مردمى نياتشان را تغيير دهند، و خداى تعالى در آن روزى كه دين مسلمانان را تكميل نمود و از شرّ دشمنان ايمنشان ساخت، با آنان شرط كرد كه تنها از او بترسند، و فرمود: «اَلْيَوْمَ يَئِسَ اَلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلاٰ تَخْشَوْهُمْ وَ اِخْشَوْنِ» و در مسلّم بودن اين غلبه كافى است كه در آيه ۱۳۹، در سوره آل عمران مؤمنين را خطاب نموده مى‌فرمايد: «وَ لاٰ تَهِنُوا وَ لاٰ تَحزَنُوا وَ أنْتُمُ اَلْأعْلَوْنَ إنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ‌». 📚 ترجمه تفسیر ؛ ج ۱۹ ص ۳۳۸ @darolketabb
«برای اینکه خداوند در دل‌هایشان ایمان را نوشته» @darolketabb
عکس بالا بنای گنبد سلطانیه است. از تواریخ اینطور برمی‌آید که مزار الجایتو (سلطان محمد خدابنده) - که این بزرگ‌ترین گنبد گِلی جهان به دستور او ساخته شد - هم به احتمال زیاد همان‌جاست. هشتمین شاه از تیره‌ی مغولان و اولین شاه ایلخانان که شیعه‌ شد. خادمی بزرگ برای ایران و اسلام و مکتب تشیّع. ‌جدّ بزرگ همین الجایتو، یعنی چنگیزخان، چند ده سال قبل در موعد حمله به ایران وقتی به بخارا درآمد، به مسجد رفت و قرآن‌ها را لگدکوب و پاره پاره کرد. رقاصان را به مسجد کشاند و بزمی به راه انداخت. عالمان دین منتظر صاعقه‌ای بودند که چنگیز را نصف کند! عطاءالملک جوینی در تاریخ جهانگشا می‌نویسد: «درین حالت امیر امام جمال‌الدین روی به امام رکن‌الدین امام‌زاده آورد و گفت: مولانا چه حالت است؟ این‌که می‌بینم به بیداریست یا ربّ یا به خواب؟ مولانا امام‌زاده گفت: خاموش باش! باد بی‌نیازی خداوندست که می‌وزد. سامان سخن گفتن نیست». چند ده سال برای خدای بی‌نهایت، شوخی بود. ‌از حکمت و حوصله پروردگار، از نسل همین مغول، حاکمی شیعه چنان خدمتی به اسلام و ایران و تشیّع می‌کند که نه پیش از آن در میان حاکمان ایران و نه تا به امروز شبیه و مثال نداشته است. در نقشه‌ای به وسعت بیش از نیمی از تمدن آن روز، سکه‌هایی رایج می‌شود که نام الله، محمّد و علی برجسته می‌کند ‌از این سوی چین تا آن سوی روم شرقی، سکه معتبر، سکه الله اکبر و محمّد رسول الله و علی ولی الله است. خلاصه، دست خدا بالای دست‌هاست و اگر بخواهد، نصر و فتح را نزدیک خواهد کرد. @darolketabb
غزل بر یاد زلف یار می‌گفت