eitaa logo
بصیـــــــــرت
2.3هزار دنبال‌کننده
8.8هزار عکس
2هزار ویدیو
69 فایل
﷽ با عرض ارادت به مقام بلندو بی بدیل شهدا وبا کسب اجازه ازولی امر مسلمین مقام معظم رهبری و آقا با توجه به فرمایش اخیر رهبر به افزایش بصیرت افزایی نام کانال به بصیرت تغییر یافت البته همچنان فرمایشات آقاو معرفی شهدا در برنامه های کانال در ارجعیت هستند🌷
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
▪️زندگی بی تو محال است تو باید باشی ذهن من غرق سوال است تو باید باشی صحبت از خانه ی من نیست، فراتر از این یک جهان رو به زوال است تو باید باشی مطمئن هستم از اینکه، غم آخر این نیست " زندگی بی تو محال است تو باید باشی " #اللهم_عجل_لولیک_الفرج #بلای_غیبت
سردارم نقشت بر لوح دل ما نشسته است...❤️ تو هنوز سردار دلهای مایی...❤️ تو شهید فتنه هایی... 📌تصویر از اهانت به تصویر سردار شهید سلیمانی که توسط منافقینی که در اجتماع دانشجویان تهران حضور داشتند😢
هدایت شده از استودیو ولایت
🌷خاطره آیت‌الله مکارم شیرازی از اخلاص سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی‌ ✍مردم از شجاعت وی صحبت می‌کنند ولی می‌خواهم از اخلاص این شخصیت کم‌نظیر بگویم که چند سال پیش که دیداری داشتیم بعد از اتمام صحبت‌ها از آقایان خواستند بیرون بروند و کفن خود را آورده و خواستند امضا کنیم. این حرکت شهید سلیمانی نشان می‌دهد که وی از همان زمان به فکر رفتن بود و ثانیاً نمی‌خواست مردم بدانند که او این کفن را آورده است که این اخلاص قابل‌توجه و ستودنی است. 📚خبرگزاری تسنیم
📝خاطره‌ آیت‌الله نوری همدانی از امضا برکفن شهید سلیمانی ✍حاج قاسم سلیمانی مکرر در دفتر ما رفت‌وآمد داشت، در آخرین دیدار بعد از ملاقات رسمی گفتند که همه بیرون بروند من با شما کاری خصوصی دارم، بنده و ایشان در اتاق ماندیم. حاج قاسم از کیف کفنش را آورد و به بنده گفت که کفن من را امضا کنید و نام خود را بنویسید و ما هم امضا کردیم، بعد هم گفت می‌خواهم به‌عنوان خداحافظی چند رکعت نماز پشت سر شما بخوانم. بعد از دیدار بنده از ایمان و بصیرت ایشان منقلب شدم و عشق و علاقه به جهاد و شهادت داشت، در زمان خداحافظی سردار سلیمانی را در آغوش گرفتم و آیه" مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا" را قرائت کردم و با چشمان اشک بار خداحافظی کردیم. 📚منبع: خبر گزاری تسنیم
#معرفی_شهدا روحاني 26 ساله‌اي كه در كويت‌ زاده و در ميان خانواده‌اي مرفه بزرگ شد و براي تحصيل به ايران آمد و عاقبت در سوريه به شهادت رسيد. شهيـــ🌷ــــد به خاطر روحيه شوخ و بانشاطش در ميان رزمندگان شهره داشت و از محبوبيت زيادي برخوردار بود. #شهید_مدافع_حرم «حجت‌الاسلام شیخ جابر زهیری» در تاریخ 23 دی 1394 طی عملیات مستشاری در منطقه عملیاتی حلب سوریه توسط تروریست‌های تکفیری به درجه رفیع شهادت نائل آمد. #شهید_حجت_الاسلام_شیخ_جابر_زهیری #سالروز_شهادت
#معرفی_شهدا #شهید_سید_حسن_فلاح_هاشمیان ▫️نام پدر:سید مهدی ▫️تاریخ تولد:1340/11/23 ▫️محل تولد:کاشمر ▫️تاریخ شهادت:1365/10/23 ▫️محل شهادت:شلمچه 🔰این سردار شجاع و دلاور شجاع اسلام در عملیات کربلای 5 و در حالی که فرمانده گردان و العادیات را بر عهده داشت و به شکار تانکهای زرهی عراق رفته بود هدف تیر مستقیم دشمن متجاوز قرار گرفت و به فیض شهادت نائل آمد . مردم شهید پرور و قدر شناس شهرستان کاشمر در وداعی جانسوز پیکر غرق به خون این حماسه ساز دفاع مقدس را با شکوه تشییع نموده و در جوار آرامگاه شهید آیت الله سید حسن مدرس به خاک سپردند . #نشر_بمناسبت_سالروز_شهادت
بصیـــــــــرت
#معرفی_شهدا #شهید_سید_حسن_فلاح_هاشمیان ▫️نام پدر:سید مهدی ▫️تاریخ تولد:1340/11/23 ▫️محل تولد:کاشمر
🔰 ...انقلاب را حفظ کنید و اسلام تا تنها نگذارید .جبهه ها را خالی و خون شهیدان را پایمال نکنید . ما ، در قبال شهیدان ؛ این پرچم داران قیام حسینی و نسبت به پایداری و دوام این نظام که با خون شهیدان رنگ یافته تعهد داریم . این انقلاب رایگان به دست نیامده ، با حفظ تقوا با ظلم مبارزه کنید و زیر بار ظلم نروید . در کارها صادق باشید و با مردم صادقانه بر خورد کنید و همواره سعی کنید به مردم خدمت کنید . حجابتان را رعایت کنید . نماز خود را در اول وقت بخوانید . سید حسن فلاح هاشمیان
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴حاج قاسم کجایی پیرمرد سیل‌زدهٔ خوزستانی حاضر نبود خونه‌ش رو رها کنه. حاج قاسم اومد، دست پیرمرد رو بوسید و به عکسی که تو دستش بود قسمش داد ازونجا بره مبادا آسیب ببینه. کجایی سردار؟ این روزهای سیستان‌وبلوچستان چقدر جای حضور پرمهرت خالیه...😭 #حاج_قاسم_سلیمانی محبوب قلبها
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
بصیـــــــــرت
◇ ❁ ❥◇ ❁ °•❤️•° ❁ ◇❥ ❁ ◇ مـدافعـــــ عشـــ💞ـــ‌ق #هوالعشـــــــــق #عاشقانه_مذهبی #قسمت_پنجاه_س
◇ ❁ ❥◇ ❁ °•❤️•° ❁ ◇❥ ❁ ◇ مـدافعـــــ عشـــ💞ـــ‌ق 4⃣5⃣ . همانطورڪه هاج وواج 😲نگاهت میڪنم یڪدفعه مثل دیـــــوانه ها آرام میخندم. زهرا خانوم دست درازمیڪند و یقه ات راڪمی سمت خودمیڪشد _ علی معلومه چته؟...مادر این چه ڪاریه؟میخوای دخترمردم بدبخت شه؟...نمیگی خانواده اش الان بیان چی میگن؟ خونسرد نگاه آرامت را ب لبهای مادرت دوخته ای.دودستت رابلندمیڪنی و میگذاری روی دستهای مـــــادرت. _ اره میدونم دارم چیڪار میڪنم...میدونم! زهرا خانوم دودستش رااز زیر دستهایت بیرون میڪشدو نگاهش راب سمت حسین اقا میچرخاند _ نمیخوای چیزی بگی؟...ببین داره چیڪارمیکنه!...صبرنمیڪنه وقتی رفت وبرگشت دختر بیچاررو عقدڪنه! اوهم شانه بالامیندازد وب 👈من اشاره میڪندڪ: _ والازن چی بگم؟...وقتی عروسمون راضیه! چشمهای گرد زهراخانوم سمت من برمیگردد😏.از خجالت سرم را پایین میندازم واشڪ شـــــوقم رااز روی لبم پاڪ میڪنم _ دختر...عزیزدلـــــم! من ڪ بدتورو نمیخوام!یعنی توجدن راضی هستی؟...نمیخوای صبـــــرڪنی وقتی علی رفت و برگشت تڪلیفت رو روشن ڪنه؟ فقط سڪوت میڪنم و اویڪ آن میزند پشت دستش ڪ: _ ای خدا!...جــــووناچشون شده اخه صدای سجاددرراه پله میپیچدڪ _ چی شده ڪه مامان جون اینقد استرس گرفته؟. . همگی به راه پله نگاه میڪنیم.اوآهسته پله هاراپایین می آید.دقیق ڪ میشوم اثر دردرا درچشمان قرمزش میبینم.لبخند لبهایـــــم راپر میڪند.پس دلیل دیرامدن ازاتاقش برای خداحافظی ،همین صورت نم خورده از گریه های برادرانس... زینب جوابش را میدهد _ عقـــــد داداشه! سجـــــادباشنیدن این جمله هول میڪند، پایش پیچ میخوردوازچند پله اخر زمین میخورد. زهراخانوم سمتش میدود _ ای خدا مرگم بده! چت شد؟ سجادڪ روی زمین پخش شده خنده اش میگیرد😄 _ چیه داداشه؟..بلاخره علی میخوای بری یا میخوای جشـــــن بگیری؟...دقیقا چته بـــــرادر وبازهم بلندمیخندد.مادرت گوشه چشمی برایش نازڪ میڪند😏 _ نعخیر.مثل اینئه فقط این وسط منم ڪ دارم حرص میخورم. فاطمه ڪ تابحال مشغول صحبت باتلفن همراهش بود.لبخندڪجی میزندومیگوید _ ب مریم خانوم وپدرریحانه زنگ زدم.گفتم بیان... زینب میپرسد _ گفتی برای چی باید بیان❓ _ نَ!فقط گفتم لطف ڪنید تشریف بیارید.مراسم خداحافظی توخونه داریم... _ عه خب یچیزایی میگفتی یڪم اماده میشدن تو وسط حرفشان میپری _ نَ بزار بیان یهو بفهمن! اینطوری احتمال مخالفت ڪمتره😐 شوهرزینب ڪه درڪل ازاول ادم ڪم حرفی بود.گوشه ای ایستاده و فقط شاهد ماجراست.روحیات زینب رادارد.هردوبهم می ایند. تومچ دستم را میگیری وروبهمه میگویی _ من ي دودیقه باخانـــــومم صحبت ڪنم ومراپشت سرت به اشپزخانه میڪشی.ڪنار میز می ایستیم وتــــو مستقیم به چشمانم خیـــــره میشوی سرم را پایین میندازم. _ ریحانه؟اول بگو ببینم ازمن ناراحت ڪ نشدی ؟ سرم راب چپ وراست تڪان میدهم. تبســـــم شیرینی میڪنی😊 و ادامه میدهی _ خدارو شڪر.فقط میخوام بدونم از صمیم قلـــــبت راضی ب اینڪار هستی. شاید لازمه ي توضیحاتی بدم.. من خودخواه نیستم ڪ بقول مادرم بخوام بدبختت ڪنم! _ میدونم.. _ اگراینجاعقدی خونده شه دلیل نمیشه ڪ اســـــم منم حتمن میره تو شناسنامه ات باتعجب نگاهت میڪنم _ خانومی! این عقد دائم وقتی خونده میشه.بعدش بایدرفت محضر تاثبت شه ولی من بعدازجاری شدن این خطبه یراست میرم ســـــوریه دلم میـــــلرزدونگاهم روی دستانم ڪ بهم گره شده سرمیخورد. ♻️ ... 💘