••|🌿🌸|••
#داستانک
مادرم را که بردیم بیمارستان، خواهرم پزشک کشیک بود. آنیکی خواهرم هم پرستار بخش کناری بود. پرستار شیفت چون خواهرهایم را میشناخت، نمیگذاشت آب توی دلمان تکان بخورد. تمام لحظات دستهای مادرم توی دستم بود. حتی میتوانستم تا توی اتاق عمل همراهش بروم. اما لحظهای که پرستار مادر را گذاشت روی ویلچر، با دیدن چهرهٔ مظلوم مادر اشک امانم نداد. تندی زدم بیرون. اشکم بند نمیآمد. 🏨
🎶 ناگهان صدایی در گوشم گفت: مادرم در کوچهها گم کرد راه خانه را... تنم لرزید.
یاد مادری افتادم که هیچ دلسوزی نداشت.
یاد مادری افتادم که جلوی چشم بچههای کوچکش سیلی خورد.
یاد مادری افتادم که نه پرستاری داشت و نه یاوری.
بعد زیر لب گفتم: من یک لحظه نگاه مادرم رو که تو اوج امنیت و توجه بود تاب نیاوردم… پس چی به سر بچههای فاطمه اومد… توی اون کوچه، وسط دود، وسط آتیش…😭
#فاطمیه
#امام_زمان
#الّلهُمَّعَجِّلْلِوَلِیِّکَالْفَرَج
http://eitaa.com/Yarabazahra
8.95M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#داستانک 🎬 #استاد_شجاعی
✍ خوب که سیر شد،
تکه ای از آن غذای لذیذ را برداشت که باخود ببرد.
: برای خودم نمی خواهم؛
مردی را در نخلستان های اطراف دیدم که زیر تابش آفتاب سوزان نخل میکاشت و جز تکه نانی خشک شده مثل سنگ، تحفهای با خود نداشت.
میزبان جوان اما اجازه نداد از آن نان ببرد!
✨ ویژهی ولادت #امام_حسن علیهالسلام
http://eitaa.com/Yarabazahra
📌 میراث گوهرشاد
🔸 چشمان دختر کوچکم از شوق برق میزد. برای اولین بار به زیارت امام رضا آمده بود. در صحن مسجد گوهرشاد، پرچمهای مشکی دیده میشد.
پارچهنوشتهای توجهم را جلب کرد. روی آن نوشته شده بود: «یاد شهدای گرانقدر قیام مسجد گوهرشاد گرامی باد».
حس غریبی به سراغم آمد. درست چند ده پیش و درست در همینجا، هزاران نفر از زائران امام رضا در راه دفاع از حجاب و آرمان مقدس انبیاء یعنی زمینهسازی ظهور منجی به شهادت رسیدند.
🔹 با خودم فکر کردم، آیا من هم از آرمانهای امام زمانم دفاع میکنم؟
چشمم به دخترم افتاد و دلم کمی آرام شد. دختر کوچکم، چادر گلدارش را با عشق در آغوش کشیده بود و غرق تماشای گنبد طلایی امام رضا بود.
📖 #داستانک ؛ به مناسبت سالروز حمله به مسجد گوهرشاد و کشتار مردم توسط رضاخان
#امام_زمان_عج
#حجاب
#گوهرشاد
#انتظار
🇮🇷| بسیج خواهران الزهرا(س) طالخونچه|
🆔@Basij_alzahra