گوشه خاکریز افتاده بود
زخمی. آب میخواست.
گفتیم: آب برایت خوب نیست؛
اما باز اصرار میکرد.
مصطفی گفت: آب میدهم به شرطی که کم بخوری. به خاطر خونریزی برایت خوب نیست.
وقتی آب دادیم
ظرف آب را از نزدیکی
لبهای خشکیدهاش برگرداند
و گفت: این لحظات آخر بگذار
مثل اربابم تشنه شهید شوم.
رو به کربلا، با صدایی لرزان
گفت: السلام علیک...
و اینگونه به شهادت رسید.🍃🌸
شهید #علی_نوری
از کتاب "مصطفی"
بهشت ایران🌷
https://eitaa.com/joinchat/3597009274C1a537d7bca