#مکتب_حاج_قاسم
#حُبُّ_الشُّهدا_یَجْمَعُنا
👈فرمانده نظامی قرارگاه درعا
👈مستشار نظامی در عراق یا...
👈«خلیل، عقابِ» دانشکده افسری در دانشگاه امام حسین...
همه از توصیفات فرمانده ۲۵ سالهای است که در جوانی، موفقیتهای بسیاری را در امور نظامی به دست آورد و در همین سن کم به شهادت رسید.
پاسداری، ولایت پذیر بود و فرامین مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) همواره نصب العینش بود
ـ احترام به والدین،
ـ اهتمام جدی به نماز اول وقت،
ـ ولایت پذیری،
ـ فعالیت فرهنگی در مسجد،
ـ بصیرت و استکبارستیزی از ویژگی های بارز و برجسته شهید بود.
در #شب_19_رمضان در سال 97 همزمان با شب لیالی قدر و #ضربت_خوردن_حضرت_علی ع در سوریه در دفاع از حرم حضرت زینب (س) به دست نیروهای تکفیری به فیض عظیم شهادت نائل می گردد🕊
و پیکر مطهرش همراه با سه تن از همرزمان سوری اش توسط داعش های پلید سوزانده می گردد🔥
و اینگونه خلیل پروانه وار جسم مطهرش در آتش می سوزد💔
#شهید_خلیل_تختی_نژاد
#شهید_مدافع_حرم
#یاد_عزیزش_با_صلوات
1.21M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷فزت و رب الکعبه
سردار دلها حقا که تو هم همچون مولایمان علی علیه السلام رستگار شدی و ما ماندیم...
#یادعزیزش_باصلوات
1.71M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سردار قاسم سلیمانی :
امام علی خطاب به مردم زمان خودش می فرماید , به خدا اگر اشتیاق من به شهادت نبود در دیدار با دشمن , شما را طرد می کردم و افسار این مرکب را رها می کردم و از شما فاصله می گرفتم .
یادشهدا باذکر #صلوات
9.02M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ویژه سالروز شهادت حضرت علی(ع)
🏴سپهبد قاسم سلیمانی: این امامی است که ما الان لباس عزا پوشیدیم در عزای او و خودمان را منتسب به او میدانیم!
@Ostad_Shojaeببار ای بارون ببار.mp3
زمان:
حجم:
9.62M
ببار ای بارون ببار ...
بر غربت حیدر خون ببار...❣
حسین حقیقی
🏴 دیگر تمام شد ..!
مرغ از قفس پرید ..🕊
ندا داد جبرئیل ..!
اینک شما و #وحشت دنیای بی علی ...
#آجرک_الله_یا_صاحب_الزمان(عج)
3.67M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#سی_شب_با_شهدا
شب بیست و یکم:
درس گذشت و ایثار از شهید مصطفی چمران
#عند_ربهم_یرزقون
••┈❈❀♡❀❈┈••
کاش قصه ۍ ما تو همین
بیت به سر مۍ رسید و
پایان قصه تا ابد همین بود :
قاسم هنوز در شهر
قاسم هنوز در خط
گرم نبرد در کوه
گرم گذشتن از شط...
دعا..دعا..ودعایمان کن
#حاج_قاسم_سلیمانـی♡
مادر شهید سجاد طاهرنیا:
«هیچوقت بچهها را تنبیه نکردم. فقط یک مگسکشی داشتم که باهاش بچهها رو تهدید میکردم، ولی نمیزدم☝️. میگفتم بگیرید بخوابید و الا میام. آقا سجاد حتی بعد از ازدواجش هم همیشه این را میگفت، که مامان میگفت میام، ولی هیچوقت نمیآمد. سجاد بیشتر با خواهرش بود🌹. خیلی به هم علاقه داشتند. بچه شلوغی نبود. تو همین رشت اسمش را نوشتیم مدرسه شهید مؤمنی. یکی از دوستان آقا سجاد خاطره جالبی میگفت. تعریف میکرد که در دوره دبیرستان یکی از بچههای کلاس یک حرکتی میکند که معلمشان ناراحت میشود. وقتی سئوال میکند که چه کسی این کار را کرد، سجاد گردن گرفته بود❗️. معلم گوشش را میگیرد و از کلاس اخراجش میکند. دوستانش به او گفته بودند چرا گردن گرفتی؟ گفت چون دوستم #پدر نداشت و نمیخواستم ناراحت شود😔. اینطور بچهای بود. سجاد خودش خیلی رفیق داشت. حتی پدرش گفت شما اول درست را تمام کن، دانشگاه برو بعد هرکاری خواستی بکن، ولی میگفت من با این وضعیت بیبندوبار، دانشگاه نمیروم.☝️