امشب مثل همیشه بدون مقصد از خونه زدم بیرون. سعی کردم روی دم و بازدمم تمرکز کنم و هوای بهار رو تو تک تک سلولهام ذخیره کنم واسه ادامه دادن، چون معتقدم هوای بهار همون کاری رو با ما میکنه که با درختان میکنه. فعلاً خوشحالم، چون الان چند شاخه گل یاس کنارم دارم و میتونم با آرامش درسمو بخونم.
آنسویابرها.
امشب مثل همیشه بدون مقصد از خونه زدم بیرون. سعی کردم روی دم و بازدمم تمرکز کنم و هوای بهار رو تو تک
دیدن دخترک دوچرخه سواری که گویا اولین بارش بود بدون کمکی دوچرخه سواری میکنه و چسبیده بود به شونههای باباش، پرتم کرد وسط خاطرات بچگی خودم و چند لحظه وسط خیابون با یه لبخند خیلی خیلی گنده مکث کردم و چشم دوختم بهشون انقدر که ناز بودن :)))))))))
علی هنوز در این خاک رسم پاک تو هست
هنوز هم که هنوز است سینه چاک تو هست
هنوز در پس تدبیرمان جنونی هست
برای حق و حقیقت هنوز خونی هست
نگفته دردِ دلی بود و با علی گفتیم
به کار سخت که خوردیم یا علی گفتیم…
- سید تقی سیدی
آنسویابرها.
قولِ قولِ قول که خیلی زودتر از چیزی که فکرشو میکنی برمیگردم پیشت.
اون هموطنمون راست میگفت: حالا الان میفهمم چرا مردم غزه خانههاشون رو ترک نمیکردن. خانه حتی ویرانه خانه است.
من حتی وقتی وسط جنگ هم که برمیگردم خونه، خودمو پرت میکنم رو تخت و میگم "هیچ جا خونهی خود آدم نمیشه".
وای یه چت قدیمی پیدا کردم با عکسای قدیمی، کاش آدما عکس و خاطرههاشونم با خودشون ببرن.