eitaa logo
شهید محمودرضا بیضائی
277 دنبال‌کننده
6.5هزار عکس
1.3هزار ویدیو
18 فایل
شهید محمودرضا بیضائی ولادت زمینی: 1360/09/18 ولادت آسمانی: 1392/10/29 محل شهادت: قاسمیه جنوب شرقی دمشق. بر اثر اصابت ترکش. مزار شریف: تبریز گلزارشهدای وادی رحمت. بلوک۱۱ ردیف۶ شماره۱ ادمین: @Beyzai_mahmoud
مشاهده در ایتا
دانلود
شهید محمودرضا بیضائی
💞💞💞 یه نفر اومده بود مسجد و از دوستان سراغ شهید ابراهیم هادی رو می گرفت . بهش گفتم : " کار شما چیه
💛🍃| شهید یعنے: به خیرگذشت...نزدیڪ بود بمیرد! تو چه میڪنے، این میانه ےخون برادرم...؟! براے بیدارے ما...؟! آخ ... یادم رفته بود ... شهید بیدارمیڪند ... شهید دستت را میگیرد ... شهید بلندت میڪند ... #شهیدابراهیم_هادی #مخلص_الشهداء @Beyzai_ChanneL
🔹همسر شهید محمدحسین محمدخانی: 🌹عاشق روضه‌های حاج‌منصور ارضی بود. ولی در سبک سینه‌زنی، بیشتر از حاج‌محمودکریمی خوشش میومد. 🌹سرمان میرفت، هیئتمان نمیرفت: رأية‌العباس چیذر، دعای کمیل حاج‌منصور در شاه‌عبدالعظیم، غروب جمعه‌ها هم میرفتیم طرف خیابان پیروزی، هیئت گودال قتلگاه. 🔹تولد: ۶۴/۴/۹ 🔹شهادت: ۹۴/۸/۱۶ @Beyzai_ChanneL
شهید محمودرضا بیضائی
🔹همسر شهید محمدحسین محمدخانی: 🌹عاشق روضه‌های حاج‌منصور ارضی بود. ولی در سبک سینه‌زنی، بیشتر از حاج‌
🔹همسر شهید محمدحسین محمدخانی: 🌹گفته بود: اگه جنازه‌ای بود و منو دیدی، اول از همه بگو نوش جونت. بلند بلند میگفتم: نوش‌جونت، نوش‌جونت. 🌹بهش میگفتم: سلام منو به ارباب برسون. 🌹بعداز معراج، تا خاکسپاری، فقط تابوتش رو دیدم. موقع تشییع، خیلی سریع حرکت میکردند. پشت تابوتش که راه میرفتم، زمزمه میکردم: ای کاروان آهسته ران، آرام جانم میرود! 🌹زمان تشییع، مداح داشت روضه حضرت علی‌اصغر میخوند. نمیدانستم آنجا چه خبر است، شروع کرد به لالایی خوندن. بعد هم گفت: همین دفعه‌ی آخر که داشت میرفت، به من گفت: من دارم میرم و دیگه برنمیگردم! توی مراسمم برای بچه‌ام لالایی بخون! 🌹محمدحسین نوحه‌ی "رسیدی به کرببلا خیره شو به گنبد به گلدسته‌ها خیره شو اگه قطره اشکی چکید از چشات به بارون این قطره‌ها خیره شو" را خیلی دوست داشت. نمیدانم کسی به گوش مداح رسانده بود یا خودش انتخاب کرده بود. 🌹به یکی از رفقای محمدحسین که جزو مدافعان هم بود، گفتم: میتونین کاری کنین برم توی قبر؟ آبان‌ماه بود و خیلی سرد. وقتی رفتم پایین قبر، همه‌ی روضه‌هایی که برایم خوانده بود، زمزمه کردم. 🌹گفته بود: داخل قبر، برام روضه بخون، زیارت عاشورا بخون، اشک گریه بر امام‌حسین رو بریز توی قبر، تاحدی که یه خورده از خاکش، گِل بشه. براش خوندم. 🌹همان شعری که همیشه آخر هیئت گودال قتلگاه، میخواندند، خیلی دوستش داشت: "دل من بسته به روضه‌هات جونم فدات، میمیرم برات پدر و مادر من فدات جونم فدات، میمیرم برات چی میشه با خیل نوکرات جونم فدات، میمیرم برات سرجدا بیام پایین پات جونم فدات، میمیرم برات" 🌹صدای " این گل پرپر از کجا آمده" نزدیکتر میشد. 🌹سعی میکردم احساساتم را کنترل کنم. میخواستم واقعاً آن اشکی که داخل قبر میریزم، اشکِ بر روضه‌ی امام‌حسین علیه‌السلام باشد، نه اشک از دست دادن محمدحسین. 🌹هرچه روضه به ذهنم میرسید، میخواندم و گریه میکردم. نگاهی به قبر انداختم، باید میرفتم. دایی‌ام آمد و به‌ زور من را برد بیرون. 🌹آقایی رفت پایین قبر، به آن آقا گفتم: شهید میخواست براش سینه بزنم. شما میتونید؟ 🌹بغضش ترکید. چند دفعه زد روی سینه‌اش. بهش گفتم: نوحه هم بخونید. 🌹پرسید چی بخونم؟ 🌹گفتم: "از حرم تا قتلگه، زینب صدا میزد حسین؛ دست و پا میزد حسین؛ زینب صدا میزد حسین" @Beyzai_ChanneL
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔻درگیری پلیس و قاچاقچیان در سیستان و بلوچستان 🔹ساعتی قبل بر اثر درگیری پلیس سیب سوران استان سیستان و بلوچستان با قاچاقچیان مواد مخدر، رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر «سیب و سوران» به شهادت رسید. @Beyzai_ChanneL
بسم رب الشهدا .☑️ «نقل از مادر بزرگوار شهیدمصطفی صدرزاده» . . ⚫️این روزها مرا به زمانی می برد که  مصطفی را درسن چهارسالگی نذر  حضرت اباالفضل کردم. و خودش از کودکی برای محرم  آرام و  قرار نداشت ،چقدر بالا و پایین می پرید . .زمانی که خیلی کوچک بود و دوست داشت اون رو  هم توی  دسته عزاداری راه  بدن ، یا زمانی که از دسته ثارالله اهواز جاموند وهمش گریه می کرد 😭 ومی گفت خواب رفتم جاموندم، .یازمانی که در سن نوجوانی  رفت لباس عید بگیره ولی لباس مشکی گرفت و گفت امسال عید نداریم ،❣ . و یا  سال 88 که در روز عاشورا بی حرمتی دید و تاب نیاورد ومجروح شد و... 😔 . ▪️تمام این خاطرات مرا بی قرارش می کند و یقین پیدا می‌کنم که  آمدنش در پنجم محرم و رفتنش در نهم محرم  و عاشورایی شدنش در روز تاسوعا از روز ازل ثبت شده بود.😭🌹 ➖➖➖➖➖➖➖ ( با نام جهادی سید ابراهیم) @Beyzai_ChanneL
خوابی یکی از شهدا درمورد آقا مصطفی صدرزاده👇👇
خیلی خوابم قشنگ بود ماجرای این خواب برای چند روز گذشته هست توی یه اتاق نشسته بودیم، همه بچه ها بودن.  نمیدونم چرا این جوری شده بودم!! آخه فقط مصطفی و یکی دیگه رو میتونستم ببینم، ولی اینم بگم میدونستم که،  بقیه بچه ها، همشون هستن ولی من نمیتونستم ببینم.  بهش گفتم:"مصطفی، خیلی نامردی! !لان چند ماهه گذشته؟؟ مگه قول نداده بودی، اگه شهید شدی، بیای تو خوابم؟؟ گفت:"داداش به خدا دست خودم نبود که بیام"گفتم:مصطفی از اون دنیا چه خبر؟ گفت: داداش فقط اینو بهت بگم، اونجا خیلی خوبه، خیلی خوبه .گفتم:"مصطفی تو شهید شدی، جات خوبه اونجا؟ خندید و گفت:"نگران نباش! شما همه تون، جاتون اینجاست،اصلا سر این چیزها قصه نخور .  بهش گفتم تو، توی وصیت نامه ت مگه نگفتی که آدم تک خوری نیستی، چی کار کردی؟ گفت :داداش اسم همه شما رو پیش حضرت زهرا سلام الله علیها بردم. با تعجب زیاد ازش پرسیدم: مصطفی تو الان واقعا، همه امام ها رو می بینی؟ گفت: آره،همه رو میبینم، دیشب پیش امام موسی کاظم علیه السلام بودم.  داشت توضیح می داد که در مورد چی، با امام موسی کاظم علیه السلام صحبت می کرد،ولی متاسفانه فراموش کردم . بعد بهش گفتم" مصطفی، یادته یه شب سجاد عفتی،با خانومش اومده بود سر مزارت؟  زار میزد، چی میگفت؟چی میخواست؟ فقط خندید و چیزی نگفت. گفتم: مصطفی ما میایم سر مزارت،تو ما رو میبینی؟ این جوری میایم و میزنیم رو سنگ مزارت، کی صدات میکنه؟ گفت:آره چرا نمی بینمتون؟ هر موقع میزنید به سنگ مزارم، میان صدام می کنن، شما رو میبینم.  گفتم: تا حالا شده کار بچه ها رو درست کنی؟ گفت:آره نشون به این نشون که،کار فلانی هم ما درست کردیم... @Beyzai_ChanneL
شهید محمودرضا بیضائی
🍃🌹پسرک فلافل فروش🌹🍃 #قسمت_بیست_و_هفتم ✳زماني كه براي تحصيل در قم مستقر شده بودم، يك روز به هادي زن
🍃🌹پسرک فلافل فروش🌹🍃 🔗آن خانم همانطور که به تصویر شهید نگاه میکرد اشک مي ريخت. ❇كسي هم او را نمي شناخت. بعد جلو🚶 آمد و گفت: با خانواده ي شهيد كار دارم. 🌟برادر شهيد جلو رفت. من فكر كردم از بستگان شهيد هادي است، اما برادر شهيد هم او را نمي شناخت. 💟اين خانم رو به ما كرد و گفت: چند سال قبل، ما اوضاع مالي خوبي نداشتيم. خيلي گرفتار بوديم. برادر شما خيلي به ما کمک کرد. ‼براي ما عجيب بود. همه جور از هادي شنيده بوديم اما نمي دانستيم مخفيانه اين خانواده را تحت پوشش داشته! ⭕حتي زماني كه هادي در عراق و شهر نجف اقامت داشت، اين سنت الهي را رها نكرد. ✳در مراسم تشييع هادي، افراد زيادي آمده بودند كه ما آنها را نمي شناختيم. ⭕بعدها فهميديم كه هادي گره از كار بسياري از آنان گشوده بود. ⬅ادامه دارد.... 🗣راوی:حجت السلام سمیعی 📚برگرفته از کتاب پسرک فلافل فروش ️❣❤️❣❤️❣❤️ ❣❤️❣❤️❣❤️ ✍ ادامه دارد ... @Beyzai_ChanneL 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شهید محمودرضا بیضائی
🔻درگیری پلیس و قاچاقچیان در سیستان و بلوچستان 🔹ساعتی قبل بر اثر درگیری پلیس سیب سوران استان سیستان
⭕️ شهادت جوان اراکی در هفته نیروی انتظامی بدست اشرار ستوان دوم 'مرتضی کارچانی' مجرد و اهل اراک در درگیری،پلیس سیب و سوران،با اشرار به فیض شهادت نائل شد . #امنیت_اتفاقی_نیست @Beyzai_ChanneL
🔴انا لله و انا الیه راجعون والده شهید حاج عماد مغنیه هم به شهدایش پیوست #روحشان_شاد @Beyzai_ChanneL