بههرحال دیگه روز آخر تابستونم رسید
تابستون که خوبی داشت بدی بیشتر، خوشی داشت درد بیشتر، گریههم داشت ولی خندههای واقعی بیشتر🛐.
تیر و تولدایی که قشنگترین بخشش بودن، مرداد و شهریور و موزیکا و ویدیوهای خاطرهانگیزی که بعضیا خیلی قشنگ بودن و بعضیا نه چندان.
خدا نگاهم کرد، نگاهشو ازم برگردوند، دوباره نگاهم کرد، بعضی چیزارو بهم داد و خیلی چیزارو ازم گرفت، فقط میتونم بابتشون بگم خدای مهربون ممنون، شکرت، شکر:)
و به عنوان آرزو؟ امیدوارم خوشیهایی که تو این فصل داشتیم یه روز حسرت نشن، و درآینده هیچچیزی دیگه ازین بدتر نشه، مخصوصاً برای خودمون و ایران و مردممون.
هدایت شده از مُنیـب.
مسخرهترین چیز دنیا اتفاق افتاده بود؛ شما نمرده بودید،
اما زندگی هم نمیکردید، فقط زنده بودید!
-عباسِمعروفی.
این " همیشه و همهجا فکر شده عمل کردن/حرف زدن/کار کردن/و.. " شاید اوایلش خوب بنظر برسه، ولی متاسفانه بعد از یه مدت باعث میشه تبدیل به ربات بشی که فقط داره دستورات مغزتو انجام میده، نه یذره اینور تر، نه یذره اونور تر.