این همه تبلیغات اخه
هر روز که نکا میکنم چهارصد و هفتاد هشتاد
دستت گم میشن اصلا
قبلاً چنلت خیلی پایین خوبی داشت و همیشه چکش میکردم ولی الان تمام پیاما تبلیغاتن
𓂃
من واقعا یه عذر خواهی بزرگگگ میکنم
بخاطر امار کانال مجبوریم:)..
بیشتر گسترده هامو حذف کردم..
هدایت شده از تب ِᎷ᥆ᑲıᥒᥲ
_ عززیــز تر از جــووونم؟!
سرشو به سمتم چرخوند
+ چی میـخوای دخــتر؟
_میخوام بیام کیان !
+ پشت فرمــونم جــوجه بزار برسیم خونه!
سرتق گیر دادم
_ نه خــیر
نمیخام، من همین الان میخــوام بیام !
با چشمای سیاهش حرصی نگاهم کرد
+ بیا که ابرو برام نذاشتی
وای به حالته وقتی برسیم دل آرا..⚓️♨️🔥🧨
https://eitaa.com/joinchat/838075420C18fb9fa29c
هدایت شده از تب ِᎷ᥆ᑲıᥒᥲ
هدایت شده از تب ِᎷ᥆ᑲıᥒᥲ
- آقای نیک اندیش؟
خواستم جواب بابامو رو بدم که دل ارا به جای من گفت
- بله استاد؟
باباش به اخم بهش نگاه کرد.
- شما اقای نیک اندیش هستی؟
با ترس بهش نگاه کردم، کلش خراب بود میترسیدم چیزی بگه.
از جاش بلند شد
و ژست دعوا به خودش گرفت که چشمام گرد شد
- نه من زنشم، شما کاری داری به من بگو به شوهرم چیکار داری ؟؟!😐🧨🔥
https://eitaa.com/joinchat/838075420C18fb9fa29c
آخه دختر دیدید انقد وزه ؟😩🤣❌
هدایت شده از تب ِᎷ᥆ᑲıᥒᥲ
هدایت شده از گسترده لیــٰا/چهار ساعت بمونه
⊹ تو که فکر میکنی توی [ کتابخانه زیرشیروونی] هم مثلِ چنلـٰای کتـٰاب دیگه، فقط ریلز کتـٰابی میبینی''
همچنان کتـٰابدار درحـٰال پیدا کردنpdf ترند ترین کتـٰابهااا واسه ممبراش🥹🥂📚 :
⊹ 𝑪𝒍𝒊𝒄𝒌 𝑯𝒆𝒓𝒆 :
https://eitaa.com/joinchat/907019806C4d3f71e99b,,
هدایت شده از گسترده لیــٰا/چهار ساعت بمونه
هدایت شده از گسترده لیــٰا/چهار ساعت بمونه
هدایت شده از تب ِᎷ᥆ᑲıᥒᥲ
• در+100چـنـلرایگــٰانتـبلیغمـیشی🐈⬛️🌀!
- پـایـانتبادلـاتگستردهـ ِ𝗆𝗈𝖻𝗂𝗇𝖺باجـذببالـا ࣪˖ ִֶָ🌟
[ کانالـایی ك ِامـروز نوبتشون بود ، پیویم جـذبشون رو بگن‼️👇🏼 ]
- ادتب میشم آمـار+500 کاملـا رایگـان ::
@AD_MoBiNa
˒ اینفو :
https://eitaa.com/joinchat/3232040610Cd65f7cacaf
˒ گپ ریپ :
https://eitaa.com/joinchat/2926773931C92e24ef4cb
هدایت شده از
5صبح پاک کن
میگم این پسره عجب چیزیه، نصف پسرای دانشگاهو میزاره تو جیبش
عجب قد و قامتی ماشالا
تکیه به در دادم و با خنده نگاهشان میکنم
او هم بدون اطلاع از حضور من همینطور حرف میزند که یکدفعه حنانه سرش را بالا می آورد و مرا در چهارچوب در میبیند
_خیلی جذابه بخدا حناا
میبینم که حنانه با چشم و ابرو هی سعی دارد او را متوجه حضور من کند ولی اصلا حواسش نیست تا اینکه یکدفعه میگوید: عههه چته هی چشم و ابرو میپرونی؟
حنانه با چشم به پشت سرش اشاره میکند که سلما برمیگردد و من را میبیند
با دیدنم خشکش میزند
طوری هول میکند که صندلی پلاستیکی کج میشود و می افتد و بعد 🤣🚫🔥
https://eitaa.com/joinchat/4029153799Cb448a6bc77
با خنده ایی که سعی در کنترل کردنش دارم میگویم..😱😐😂