در اتاقش رو زدم و داخل شدم، با چهره ی خواب آلود دستی به موها و ته ريشش کشید و با صدای بم و گرفته گفت: جانم نازنین؟🔥
_ببخشید بیدارتون کردم. چیزه...مارجان اتاق من رو داده به مهمونا، به من گفت بیام امشب اتاق شما...البته اتاق دخترا هم هست...میتونم برم اونجا...
سریع گفت: لازم نکرده، همین مونده دخترا پشت سرم حرف بزنن...بیا داخل نازنین...
سر به زیر داخل شدم و نمیدونستم این نقشه ای از طرف مارجان بوده تا من با میثم تنها بشم...میثم در رو پشت سرم بست و...🙈⚡️🔥
https://eitaa.com/joinchat/220005757C3c17a8cfae
رمان معروف کشتیگیر تیم ملی و خانم دکتر تیم ملی که تو یه روستا همخونه شدن😍❤️🔥
میثم وقتی دید لباس راحت ندارم گفت: مامانم برات کلی لباس خریده گذاشته تو کمد، البته نمیدونم خوشت بیاد یا نه... کمد رو باز کردم و با دیدن لباسایی که زهراخانم خریده بود از خجالت آب شدم و سریع در کمد رو بستم: با همین لباسا راحتم...میثم گفت: مگه همسر من نیستی؟ خب مارجان هم واسه همین با نقشه فرستادت اتاق من دیگه😁🙈
https://eitaa.com/joinchat/220005757C3c17a8cfae
ساعت8شب پاک شه🌸
›گسترده¦⁴سآعته ماهلین‹
هدایت شده از گسترده لیــٰا/چهار ساعت بمونه
دچار معضلی هستم به نام «گریه در خنده»!
اگر چشمهایتان آبرودار نیستند و نبضِ شعرهایِ شهریار در رگهایتان میتپد، «پرانتزباز» خانه شماست.
اینجا مأمنی برای تمامِ «اگرها» و تنها یقینِ زندگیست.
ورود برایِ احساساتِ عمیق آزاد است:
🔗 https://eitaa.com/joinchat/3878814598Ce27f856214
هدایت شده از گسترده لیــٰا/چهار ساعت بمونه
برای دلهایی که هنوز حرف برای گفتن دارند، اما کسی نیست که بشنود))
https://eitaa.com/joinchat/3878814598Ce27f856214
هدایت شده از گسترده لیــٰا/چهار ساعت بمونه
سلام قشنگای من. 🎀
اول از همه یه عذرخـواهی بـزرگگگ بدهکـآرم ! .. 🫧
این چنـد روز کلـا یا مسافـرت بـودم یا باغ ،
در جریـانین کـه باغ هم اصـلا آنتن نمیـده!
ایـن بیـن ، یـسری اتفـاقـات شـخصی هـم پیـش اومـد کـه کـلا وقتـمو گـرفت .. 🌚
درکـل ، این چنـدروز مـنتظر فـعالیـت هـای تـندتنـد باشـین و یـه عالمه خـبرای خـافـان 🪄🛐
واکـنــش اون دخـتـر ادآیـی بـنرساز ، وقتـی ایـن چـنلـو میـبیـنه : 🐈🌚
https://eitaa.com/joinchat/352650955C6b26b20b49
بـهـت تـبـریـک میـگـم : تو 𝗠𝐢𝐤𝐚 رو پیـدا کـردی ،
تـا بـا #بنر و #آنالیز اش پیـشـرفــت کـنی 🍃 😎