جادوی کلمات، پارت پنج.
جوجو مویز یه جا میگه: «هیچ اشکالی ندارد احساساتی داشته باشیم که دیگران چیزی از آن درک نکنند. هر کسی
وحید پورزارع یه جا تو بیماریهای پدرزادی میگه:
«ما که چیزی ندیدیم، شما هم خود را به بیهوشی بزنید. انگار نه انگار که مرگ همین گوشه کنار ها، زندگی را بغل کرده است.»
حال گویی اندر خم پیچ و تاب زمانه زنده خواهیم ماند که این چنین برای بقا تقلا میکنیم.
جادوی کلمات، پارت پنج.
انسان نمیتواند از غرایز خود فرار کند. -پیچ و خم داستان نویسی: پسامدرنیسم. فردریش نیچه، یکی از بنی
بدون امید، بدون آرامش، برای همیشه.
-پیچ و خم داستان نویسی: دنیای مزخرف.
یکی از مکانهایی که عموما برای نوشتههایی با مضامین اجتماعی، کمدی سیاه یا علمی تخیلی و غیره مورد استفاده نویسندگان قرار میگیرد، دنیای مزخرف است. در دنیای مزخرف همه چیز پتانسیل بدتر شدن را دارد. دقیقا در همان لحظهای که شخصیت میگوید «هیچی دیگه بدتر از این نمیشه!»، یک بلای الهی از آسمان نازل میشود. ذات این دنیا خراب است، و همین ذات خراب به ساکنین منتقل میشود. راستش را بخواهید تلاش برای زنده ماندن در این دنیا از بیخ و بن افتضاح است.
راههای زیادی برای به تصویر کشیدن دنیاهای مزخرف جلوی روی ماست؛ مانند مناظری که اصلا زیبا نیستند، آلودگی زیست محیطی فراوان، یا حس و حال خاکستری و بی روح ۱۹۸۴ اثر جرج اورول.
اما گاهی میتوان توصیفات را جوری نگاشت که دنیای مزخرف از لحاظ ظاهری ایرادی نداشته باشد، بلکه افراد با شکست خوردن و عدم موفقیت در زندگیشان در این دنیا این حس را القا میکنند. جوری که برای آرمان گرایان و آرزومندان در این دنیا هیچ رحم و مروتی وجود ندارد و هر پروازی ختم به سقوط میشود.
در این دنیا معمولا قهرمانها، ضد قهرمان هستند (کتابهای باشگاه مشت زنی، نصف النهار خون و پرتقال کوکی) و اگر قهرمان هستند، راهشان به شدت سخت و دشوار است (فارنهایت ۴۵۱، مغازه خودکشی و دوندهی هزارتو).
در این دنیا یا باید بد بود و یا برای خوب بودن تاوان پس داد. متلکها و ریشخندهای کنایه آمیز در این دنیا به وفور دیده میشود و مردم به نوعی در خون خود تن میشوییند.
برخی از دنیاهای مزخرف طنزآمیزند، و بیشترمان آنها را دوست داریم، مانند خانوادهی سیمپسونها.
گاهی دنیای مزخرف کاملا غیرقابل تغییر است و فلاکت در تار و پودش رخنه کرده، که معمولا برای خواننده دلهره آور است، مانند ۱۹۸۴.
اما دنیاهای مزخرفی هم داریم که قابل تغییر باشند، در این صورت یک قهرمان مصمم، که یا خیلی شجاع است و یا خیلی دیوانه، به همراه دوستانش قصد بر تغییر دادن آن خرابآباد دارد، مثل دوندهی هزارتو یا جلاد لاغر. معمولا حاکمانی در این نوع از دنیا وجود دارند که دلیل مزخرف بودن آن مکان را رقم میزنند. به طور معمول قهرمان ها با از میان برداشتن حاکمان دنیا را تغییر میدهند.