eitaa logo
حـرفـایـی ک‍ـ کـاش مـیـزدم .
26.1هزار دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
340 ویدیو
452 فایل
برای دیدن لبخندت ،، هنگام بوییدن صفحات کتاب 📚 . به صرف قهوه‌ و چای ☕️ ، کاری داشتید : @MR_aboll - تبلیغات؟ @Ads_GoldeN 💸 ,, لینک گروهمون : 💘👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/3281061135C7ff80f56f7
مشاهده در ایتا
دانلود
رعد برق تهران:)
- بالاخره یک نفر باید گردن سرنوشت را بشکند. اگر هر از گاهی یک نفر، به سرنوشت دهن کجی نمی کرد، انسان، هنوز روی شاخه های درخت ها زندگی می کرد. جان اشتاین بک -
- زندگے اے بساز ڪه احساس خوبی درونت ایجاد ڪنه. -
- فقط وقتى برگرد به عقب نگاه كن كه بخواى ببينى چقدر راه اومدى ! -
کتاب حرفایی که کاش میزدم بلاخره پیدا کردممممم✨🪐
حرفایی که کاش می‌زدم(@ocbooks).pdf
حجم: 737.9K
📚کتاب: 👤نویسنده: کیتلین کلی . . . . . . . . 🪐خلاصه کتاب: این که کتاب حرف‌هایی که کاش می‌زدم سرگذشت یک تجربه عاشقانه است، روایتی خطی از آغاز تا پایان ماجرا نیست و خواننده باید در ترکیبی از نثر و شعر، واقعیت پنهان در نوشته را کشف کند. نویسنده در این راه از نشانه‌ها، کوچک نوشتن کلمات یا حتی خط کشیدن بر جمله‌ها کمک گرفته که برای مخاطب کم‌حوصله امروز جذاب است و از یکنواخت شدن روند مطالعه جلوگیری می‌کند.
. . . . . this chapter is about saving yourself when no one else will. they can’t hear the demons taunting you in your head and they can’t feel your heart weeping through the silence. sometimes the princess in the tower doesn’t need a prince, sometimes the evil queen doesn’t trap her up there. sometimes she traps herself in the small, tall tower overlooking the gray skies. and sometimes they won’t hear her cry for help. this is the time where the little princess decides to save herself. sometimes she isn’t even a princess, she’s just a girl with a wandering mind. she can fight the demons herself and she can climb down herself. it takes time. but she can do it. this chapter is about saving yourself so no one else has to. . . ‌‌. . ‌ . این فصل در مورد نجات خود است در حالی که هیچ کس دیگری نیست اراده. آنها نمی توانند بشنوند که شیاطین در خانه شما را به تمسخر می گیرند سر و آنها نمی توانند گریه قلب شما را احساس کنند سکوت. گاهی اوقات شاهزاده خانم در برج این کار را نمی کند به یک شاهزاده نیاز دارید، گاهی اوقات ملکه شیطانی به دام نمی افتد اون اون بالا گاهی خودش را در کوچکی به دام می اندازد، برج بلند مشرف به آسمان خاکستری و گاهی اوقات آنها فریاد کمک او را نمی شنوند. این زمانی است که شاهزاده خانم کوچولو تصمیم می گیرد خودش را نجات دهد. گاهی او حتی یک شاهزاده خانم نیست، او فقط یک دختر است ذهن سرگردان او می تواند خودش با شیاطین مبارزه کند و او می تواند خودش بالا برود طول می کشد. اما او می تواند انجام دهید. این فصل در مورد نجات خود است بنابراین هیچ کس دیگری مجبور است. صفــ⁷ــــحه. . . . . . حرفایی که کاش میزدم