-
بالاخره یک نفر باید گردن سرنوشت را بشکند.
اگر هر از گاهی یک نفر، به سرنوشت دهن کجی نمی کرد، انسان، هنوز روی شاخه های درخت ها زندگی می کرد.
جان اشتاین بک
-
-
فقط وقتى برگرد به عقب نگاه كن
كه بخواى ببينى چقدر راه اومدى !
-
حـرفـایـی کـ کـاش مـیـزدم .
کتاب حرفایی که کاش میزدم بلاخره پیدا کردممممم✨🪐
ی نفر دیگه بیاد میزارمش:)
حرفایی که کاش میزدم(@ocbooks).pdf
حجم:
737.9K
📚کتاب:#حرفایی_که_کاش_میزدم
👤نویسنده: کیتلین کلی
. . . . . . . .
🪐خلاصه کتاب:
این که کتاب حرفهایی که کاش میزدم سرگذشت یک تجربه عاشقانه است، روایتی خطی از آغاز تا پایان ماجرا نیست و خواننده باید در ترکیبی از نثر و شعر، واقعیت پنهان در نوشته را کشف کند. نویسنده در این راه از نشانهها، کوچک نوشتن کلمات یا حتی خط کشیدن بر جملهها کمک گرفته که برای مخاطب کمحوصله امروز جذاب است و از یکنواخت شدن روند مطالعه جلوگیری میکند.
حـرفـایـی کـ کـاش مـیـزدم .
📚کتاب:#حرفایی_که_کاش_میزدم 👤نویسنده: کیتلین کلی . . . . . . . . 🪐خلاصه
ترجمه شده هنوز پیدا نکردم:)
حـرفـایـی کـ کـاش مـیـزدم .
📚کتاب:#حرفایی_که_کاش_میزدم 👤نویسنده: کیتلین کلی . . . . . . . . 🪐خلاصه
چون ترجمه شده پیدا نکردم هر شب ی صفحه رو ترجمه میکنم میزارم 🥺✨:)
. . . . .
this chapter is about saving yourself when no one else
will. they can’t hear the demons taunting you in your
head and they can’t feel your heart weeping through
the silence. sometimes the princess in the tower doesn’t
need a prince, sometimes the evil queen doesn’t trap
her up there. sometimes she traps herself in the small,
tall tower overlooking the gray skies. and sometimes
they won’t hear her cry for help. this is the time where
the little princess decides to save herself. sometimes
she isn’t even a princess, she’s just a girl with a
wandering mind. she can fight the demons herself and
she can climb down herself. it takes time. but she can
do it. this chapter is about saving yourself so no one
else has to.
. . . . .
این فصل در مورد نجات خود است در حالی که هیچ کس دیگری نیست
اراده. آنها نمی توانند بشنوند که شیاطین در خانه شما را به تمسخر می گیرند
سر و آنها نمی توانند گریه قلب شما را احساس کنند
سکوت. گاهی اوقات شاهزاده خانم در برج این کار را نمی کند
به یک شاهزاده نیاز دارید، گاهی اوقات ملکه شیطانی به دام نمی افتد
اون اون بالا گاهی خودش را در کوچکی به دام می اندازد،
برج بلند مشرف به آسمان خاکستری و گاهی اوقات
آنها فریاد کمک او را نمی شنوند. این زمانی است که
شاهزاده خانم کوچولو تصمیم می گیرد خودش را نجات دهد. گاهی
او حتی یک شاهزاده خانم نیست، او فقط یک دختر است
ذهن سرگردان او می تواند خودش با شیاطین مبارزه کند و
او می تواند خودش بالا برود طول می کشد. اما او می تواند
انجام دهید. این فصل در مورد نجات خود است بنابراین هیچ کس
دیگری مجبور است.
صفــ⁷ــــحه.
. . . . .
حرفایی که کاش میزدم
حـرفـایـی کـ کـاش مـیـزدم .
✨🪐Name: 🪐✨#رویا_ها_به_حقیقت_می_پیوندند ✨🪐Summary: 🪐✨خلاصه: ایوا دختری ۱۷ ساله ای است که در سن ۵ سال
اگه زودتر از تاریخ 1403/3/24
برسیم 260.
میزارمش🥺✨
چون خودم مینویسمش:)