eitaa logo
دانلود
بهش می‌گم من یکم مردد شدم، میگه ما سه نفر بودیم شد، شما هم میتونید. چطور بهش بگم من اعتماد به نفس‌ش رو ندارم. من علم و دانش رو ندارم. من شرایطش رو ندارم. نمیدونم واقعا امیدواره و این رو میبینه در ما یا نه فقط روحیه میده.
خیلی وقته درس نخوندم که امتحان بدم. شاید یک‌سال. میرم امتحان بدم. کلا دو سه ساعت خوندم. خواهیم دید چه می‌شود.
من بسیار ترسیده‌ام و پدرم را می‌خواهم🙏🏻
معمولا قبل 8 صبح میرم و 8 شب برمیگردم. بعضی روزا مثل دیروز، 6 و نیم میرم. ترکیب دانشگاه و درس و زندگی و کار خیلی ترکیب سختی شده. کارا زیاده و بهشون نمیرسم. نه که پشت گوش بندازم. فرصتش نمیشه. نیاز دار هر روز 48 ساعت باشه. شبا که میرسم خونه غش می‌کنم و فردا میشه و بخشی از کارای روز قبل مونده و روز جدیدی که☺️.
چطور میتونید غر نزنید؟ کاردم بزنن غر میپاشه.
دیشب خیلی خوابم خوب و ناز بود. میخواستم بگم کاش محقق شه دیدم اولین کسی که مانع میشه خودمم. ولیخب در حد یه تجربه توو خواب، بامزه بود.
روز به روز اعتماد بنفسم داره تضعیف میشه. آدما خیلی ناراحت کننده‌ان.
آقای میم اینقدر روی مخمه اینقدر روی مخمه که هر دفعه صداشو می‌شنوم دلم میخواد موهامو بکشم. منی که همه میگن چقدر صبوری چقدر با همه راه میای یجوری امروز واقعا دلم میخواست بزنم توو دهنش. یه حرف رو صد هزار دفعه تکرار می‌کنه.
با بچه‌ها دور هم نشسته بودیم، از 4 شهر مختلف. دیدیم هوا خوبه، گفتیم بریم بیرون؟ ساعت‌ها راه رفتیم و لب جدول نشستیم، غر زدیم و احساس سبکی دارم...
یکی نیست بگه دختر چرا 6 صبح جمعه باید بیدار شی تو اخه💆🏻‍♂.
حرفامو می‌نویسم. اول کلیات رو و بعد جزئیات. میندازم توو جعبه سفید و سیاه. قول میدم به هیچکس نگم. جعبه سفید و جعبه سیاه حرفای منو می‌شنون. همین کفایته.
کاش می‌تونستم معدم رو دربیارم و بندازم جلو سگ.