بهم میگفتن خانوم بهینه، چون چندتا کار رو با هم انجام میدادم، مثلا سر کلاسای عمومی برنامه دانشآموزا رو مینویسم.
موقع ارائه همکلاسیام، با گوشی دورهای که تازه شروع کرده بودم رو میدیدم.
موقع آشپزی، فایلای صوتی رو میذاشتم.
و آخر شب که میومدم کارامو تیک بزنم میدیدم یاخدا چقدر مفید بودم...
این شرایط که واقعا بنظرم مساعد بود، کمتر از یه ماه طول کشید..
از اواسط فرودین ماه تا اواسط اردیبهشت.
الان بیست روزه که دفترم رو میز توو هال بوده و هنوز باز نشده و حتی جمع هم نشده.
متنفرم از آدمایی که برای جمع کردن آبروی ریختهی خودشون، آبروی بقیه رو میبرن.
خدایا چی آفریدی؟ نمیشد کمتر با کیفیت تر میآفریدی؟
هدایت شده از الوُجوم ؛
میشه خیلی فوری و اضطراری و حیاتی برای مریضی که رفته ایسیو دعا کنید؟💙