eitaa logo
دانلود
انگار این رشته‌ها منو به اینجا وصل میکنن. چنله به مو بند نیست، گویا به طناب داره وصل میشه. حالاهم لباساتون عوض کنید لباس راحتی بپوشید که خودمونی‌تر بشینیم دورهم...
زندگیه دیگه، دستمون رو میذاریم رو زانوهامون. بعد از حدودا یک‌ماه دفترمون رو باز میکنیم تا باقی هفته رو نجات بدیم... برای سه روزی که گذشت فقط زیارت عاشورا شون رو نوشتم، دلم نمیخواد بشینم مرورش کنم. ولی میتونم برای بقیه‌ش برنامه بچینم و کارام رو تقسیم کنم... فردا و پسفردا و پنجشنبه کلاس دانشگاه دارم💆🏻‍♂.
خیلی دلم میخواست برای غدیر گیفت بابونه سبز درست کنم ولی نه شرایطشو دارم نه وقتشو و همچنین ابزارم برای نهایتا 20/30 تاست و خیلی وقته نگرفتم پارافین و پایه*
چیزی اگه از اینجا فور میکنید لینکشو توو ناشناس بزارید که ببینم ممنونم^^.
[چایی‌نعنا]
اینا رو بشنوید متوجه میشید چرا جلسات اولیا مربیان اینقدر گیر میدن، همچین دوره‌هایی برامون اجباری شده وا. دخترعموم قبل عید میگفت مدیرمون فلان گفته بهمان گفته، توو جلسه که فقط برای باباها بوده همچین چیزایی گفته و ما از تعجب چشامون گرد میشد. حالا دارم میفهمم چرا میگفتن و بیشتر تعجب میکنم. خیلییییی عجیبه واقعا وا.
میتونم ویسا رو تیکه تیکه براتون بفرستم ولی خب حیفه روانتون خراشیده میشه.
[چایی‌نعنا]
زندگیه دیگه، دستمون رو میذاریم رو زانوهامون. بعد از حدودا یک‌ماه دفترمون رو باز میکنیم تا باقی هفته
از صبح که بیدار شوم تا الان 5 تا کارام تیک خوردن. حالا یه خوابالو ام که یک‌ساعت دیگه کلاس بعدیش شروع میشه.
[چایی‌نعنا]
روز دوم: ساختن کلی عکس با هوش‌مصنوعی *حیف اسلام دست و پامو بسته نمیتونم اینجا بزارم.
روز سوم: تموم کردن دوره‌ آفلاینی که خیلی وقت پیش شروعش کرده بودم. * فقط امتحاناش مونده💆🏻‍♂.
الان شدیدا اینم:))))
و اینکه تر امشب باید تا صب بیدار بمونم، شدیدا نیاز به کافئین دارم ولی نداریم. چشمام و سرم درد میکنه. بابا خوابه، به علی زنگ زدم میگه سوپرمارکت نزدیکمون بسته‌ست...