[چایینعنا]
زندگیه دیگه، دستمون رو میذاریم رو زانوهامون. بعد از حدودا یکماه دفترمون رو باز میکنیم تا باقی هفته
از صبح که بیدار شوم تا الان 5 تا کارام تیک خوردن. حالا یه خوابالو ام که یکساعت دیگه کلاس بعدیش شروع میشه.
[چایینعنا]
روز دوم: ساختن کلی عکس با هوشمصنوعی *حیف اسلام دست و پامو بسته نمیتونم اینجا بزارم.
روز سوم:
تموم کردن دوره آفلاینی که خیلی وقت پیش شروعش کرده بودم.
* فقط امتحاناش مونده💆🏻♂.
و اینکه تر امشب باید تا صب بیدار بمونم، شدیدا نیاز به کافئین دارم ولی نداریم. چشمام و سرم درد میکنه.
بابا خوابه، به علی زنگ زدم میگه سوپرمارکت نزدیکمون بستهست...
قبلا استاده میگفت شما بعد کلاس خلاصه کلاس رو مکتوب ارسال کنید.
الان میگه توو کامنتا بفرستیم. حدودا 5 پیام طولانی هر دقیقه یبار باید مینوشتیم و میفرستادیم.
شاید بگید شاید درس مهمیه
باید بگم استاده دو درس باهاش داریم.
دوتا عمومیه.
و از اول ترم پدرمون دراورده.