eitaa logo
دانلود
الان شدیدا اینم:))))
و اینکه تر امشب باید تا صب بیدار بمونم، شدیدا نیاز به کافئین دارم ولی نداریم. چشمام و سرم درد میکنه. بابا خوابه، به علی زنگ زدم میگه سوپرمارکت نزدیکمون بسته‌ست...
با توجه به اینکه دبیرستانی زیاد داشتیم، بیایید امشبو باهام بیدار بمونید. شما درستون بخونید منم کارای دانشگاهمو انجام بدم.
یه حس خیلی بدی یقمو گرفته، امیدوارم حق با من نباشه و اشتباه کنم.
آقا یه گندی زدما، یه گندییی زدمااا که هر غلطی کنم نمیتونم هیچ غلطی کنم.
گویا بر خط شدن از رگ گردن به تازه آنلاین شده‌ها نزدیکتره.
حالا فردا میبینیم جوری رفتار میکنن که انگار نه انگار چیزی شده. نقض آتش بس؟ نه بابا اونا که پا لانچر بودن یهو چرتشون گرفته شلیک شده.
وا این حجم از سردرد اصلا طبیعی نیست.
قبلا استاده میگفت شما بعد کلاس خلاصه کلاس رو مکتوب ارسال کنید. الان میگه توو کامنتا بفرستیم. حدودا 5 پیام طولانی هر دقیقه یبار باید مینوشتیم و میفرستادیم.
همجا کلاساشون داره تموم میشه، اینا جوری رفتار میکنن انگار اول ترمه.
شاید بگید شاید درس مهمیه باید بگم استاده دو درس باهاش داریم. دوتا عمومیه. و از اول ترم پدرمون دراورده.
و همچنان کلاس ادامه داره