eitaa logo
دانلود
علاوه بر حس و حالا؛ امروز پیام ها و عکسای عجیب و متفاوتی هم داشت.
ــ
مگه خدا فقط مهم نیست؟ مگه خدای پر زور میزاره آبروی بنده ای به ناحق ریخته بشه؟ آخه مگه نمیدونه بنده‌هاش جز اون هیچکسی رو ندارن؟ من که میگذرم و واگذار می‌کنم به خدا؛ خودش هر طور صلاح میدونه جواب بده.
عکسای یهویی که بعد از چند روز رسیدن به دستم.
ساندویچی محبوبم| شیرینی کارای قشنگ.
خدا خوب میچینه مگه نه:))))
بالاخره دانشگاه بعد از 9 و اندی باز شد و از شنبه کلاس دارم:)
از آدمای بی مسئولیت متنفرمم.
باید برام پلی کنن اون آهنگه که میگه جنازه میرسم خونه شبا😭
این روزا 7، 7ونیم از خونه میرم تا 9 و نیم به بعد. وقتیم میام اینقد خستم که دلم میخواد بخوابم ولیخب کار دارم🙂💔.
آقا میدونید داستان چیه؟ بزرگسالی خیلی وحشتناکه🙏🏻.
امروز خیلی فراز و نشیب داشت. خیلی خسته شدیم. وقتی قیافه یگانه و فاطمه رو میدیدم، یاد شب اول و سوم پیاده روی اربعین میفتادم. قشنگ پیرشون درامده بود:) مطلقا از ثانیه‌ای که رسیدن تا وقتی برگشتم نان استاپ کار کردن:)))))