eitaa logo
دانلود
با بچه‌ها دور هم نشسته بودیم، از 4 شهر مختلف. دیدیم هوا خوبه، گفتیم بریم بیرون؟ ساعت‌ها راه رفتیم و لب جدول نشستیم، غر زدیم و احساس سبکی دارم...
یکی نیست بگه دختر چرا 6 صبح جمعه باید بیدار شی تو اخه💆🏻‍♂.
حرفامو می‌نویسم. اول کلیات رو و بعد جزئیات. میندازم توو جعبه سفید و سیاه. قول میدم به هیچکس نگم. جعبه سفید و جعبه سیاه حرفای منو می‌شنون. همین کفایته.
کاش می‌تونستم معدم رو دربیارم و بندازم جلو سگ.