اگه یه روزی مردم و هنوز نتونستم بهت بگم چقدر دوستت دارم ؛ بیا جلوی قبرم ، و ببین با چه اشتیاقی زنده میشم ؛ عزیز ترینم .
ادم ِتنها ، به توجه نیاز داره ، ولی ادمی که عاشق ِحتی برای زندگی کردن نیاز داره از معشوقش توجه بگیره ؛ من محتاج ِتوجه ِتوعم عزیزکم .
" همیشه یادت بودم ؛ حتی وقتی زمستون بود و خواهرم داشت شال گردن میبافت ، من یاد ِتو بودم و ازش خواستم که یکی برات ببافه ؛ یه شال گردن ِمخصوص ! ولی با خودم فکر کردم که خودم باید با عشقی که بهت دارم اونو ببافم ، نگران ِزمستون نباش ؛ مطمئنم شال گردن و من و تو ترکیب ِخیلی قشنگی میشه .
عزیز کرده ی قلبم . "
" بی رحم تر از تو ، کسی وجود نداشت ؛ حتی میتونم بگم هم مهربون ترین بودی و هم بی رحم ترین . تو کسی بودی که حتی وقتی خودت نمیدونستی منو خوشحال یا ناراحت می کردی . تو نمونه ی بارز ِ یه معشوقه بودی ؛ شایدم چون من خیلی دوستت داشتم و دارم اینطور فکر میکنم ، ولی نه .. تو درست شبیه ِ ادمی بودی که همیشه توی رویاهام میخواستمش . کاش کلمه ی دیگه ای بود و من با اون میتونستم بهت ابراز علاقه کنم ، ولی این بار میخوام جسارت کنم و بگم که عاشقتم . "