چند هفته ای میشد من کسی شدم که هیچکس صداش نمیزد یا شایدم دلش شنیدن اسمش از یه صدای آشنا رو میخواست.
وقتیاخممیکنیوباصدایبمومحکمتدستورمیدیباعثمیشهضربانقلبمبالابره نهاینکهبرایهراخمیبخوامتپشقلببگیرما
قلبمنفقطبرایاخمتوبیجنبهمیشه.
تو قلبم روتوی دست هات داشتی و من...
اصلا هیچوقت تونسته بودم قلبت رولمسکنم؟!
به قدری از همهچیز خستهام که اگر میتونستم بدون لحظهای درنگ همهچیز را ترک میکردم حتی خودم را.
من دیگه نمیخوام قوی باشم
من میخوام شرایط جوری باشه که اصلا نیازی نباشه قوی باشم.