آباد تر از آن بود که یاد منِ ویرانه بیفتد . .
شیفته آدمایی م که؛ میون صحبت هاشون از لغاتی استفاده میکنن که نیازه گاهی دنبال معناشون بگردی، چاشنی صحبت هاشون ادبیات و شعره
میون حرف هاشون یهو برگ میزنن به دل اشعار،
برای بیان ساده ترین چیزها، دنبال عجیب ترین واژگانن و استعاره، تبدیل شده به بخشی از بیان احساسات شون.
من شیفتهی تغییرهای کوچیک و جدیدم. شیفتهی امتحان کردنِ یه مدل موی جدید. یه سبکِ استایلِ متفاوت. امتحان کردنِ یه طعم، بو، رنگِ نو. یه دکورِ جالب و هیجان انگیز. یه رشتهی هنریِ کمتر کار شده. یه خلقِ اثرِ پر از تفاوت و تضاد. استفاده از کلماتِ نو و عجیب. من شیفتهی تغییرهاییام که بوی جریانِ زندگی میدن.🪄