خودمونیم، زمانی بیشتر مزه و معنی زندگی رو درک کردم که به مرگ نزدیک شدم و اگه مرگ نبود زندگی بی معنی بود!
اگه درد نبود سلامتی بی معنی بود و اگه غم نبود شادی بی معنی بود...
همه چی خوب پیش رفت ولی نمیدونم چرا سوسیس تیره شده بود و باد کرده بود
نسوخته بود ولی عجیب شده بود
مزش هم اوکی بود، نمیدونم یه جوری بود
Cloover 🌒 شبدر
من فردای روزی که خالم فوت کرده 🖤
پولم رو خوردن
دو روز قبل ترش هم تصادف کردم و هنوز بدن درد دارم🚶🏻♂
درحال مبارزه با فروپاشی روانی
همیشه خدا جوری میچینه که جای شُکرش باقی بمونه
بگذریم و لطفا دیگه هم درموردش حرف نزنیم بقیه پیامای مربوط به این داستان هم اینجا نمیزارم
این همه شما به من گفتید خوبی چه خبر حالا من میپرسم دیگه چه خبر؟