فور نده قـولِ شوالیه`فورنده
ولی مامانم منو دوست داره قرار نبود قضاوتم کنی.
لحظهی تشییعِ من از دور، بویت میرسید؛ تا دوساعت بعدِ دفنم، همچنان جان داشتم.
گفتهام شال تو را در کفنم بگذارند تا میان لحد از "عطر" تو خوابم ببرد.
خنده بود قبلا، بر هر دردِ بیدرمان دوا
بوسه شد درمانم، از وقتی که بوسیدم تو را.