_حاجآقا،چرامحبتخداروحسنمیکنیم؟
+دیدیآدمیکهسرماخوردهمزه
غذارونمیفهمه؟:)
ماهامازبسگناهکردیمتازهشاکیمیشیم
کهچرابویاصلیولذتازدیننمیبریم...!
#حواسمونهست؟!
آقایامامحسینِعزیز ،
شماساکنِهمیشگیِسمتچپِ
قفسهسینہیِتکتکِمایی((:🫀
#حســــــــــــین
مدد گرفته جهان از علی، ولی باید؛
علی بدون تو خود فکر دیگری بکند...❤️🩹
_سعیدصاحبعلم
#بسمربفاطمه
بعد از اینکه حضرتصدیقهسلاماللهعلیها
خطبه فدکیه را در مسجد قرائت فرمود.
مدینه در گریه غرق شده بود،
زن و مرد با صدای بلند گریه میکردند.🥀
ابوبکر به عمَر گفت: دستهایت بریده باد!
چه میشد اگر مرا رها میکردی
و فدک را به او برمیگرداندم.
دختر پیامبر سزاوار فدک بود نه ما!
عمَر گفت: این کار قدرت تو را تضعیف میکرد؛
از سر دلسوزی این کار را کردم!
ابوبکر گفت: وای بر تو!
حال با دخترِ محمد(ص) چه کنم؟!
مردم هدف ما از غصب فدک و خلافت،
و نیز مکر ما را خواهند فهمید.
عمَر: گفت:
گریه های مردم احساسات زودگذر است؛
هیچ اتفاقی نیوفتاده است!
برخیز نماز بخوان، زکات بده،
امر به معروف کن،
و بیت المال را زیاد کن
تو خوبیها را زیاد کن!
چون یک گناه
در برابر آن همه نیکی چیزی نیست!
_ گناه غصب را هم گردن من بینداز!
ابوبکر به شانهی عمر زد و گفت:
آفرین؛
چه مشکلاتی که برای من حل کردی...
#اللهمالعنغاصبیحقکیافاطمهالزهرا
| مقتلمقَرّم،ص۱۹۷
بعد از اینکه مهاجمینِ خانه،
امیرالمومنینعلیهالسلام را رها کردند
و تنها از مسجد برمیگشت؛
حضرتزهرا به تنهاییِ او نگاه میکرد.
به حضرت فرمود:
علیجان؛
جانم فدای جان تو،
جان من سپر جان توست...💔
#شهیدهیعلی
کوکبدرّی،ج۱،ص۱۹۶
ای رو به قبله؛ روی علی را زمین نزن...😭🥀
#شهادتحضرتمادرسلاماللهعلیها
#مناسبتی
امیرالمومنین بالای سر او گریه میکرد.
حضرتزهراسلاماللهعلیها
اشکهای مولا را با دست پاک میکرد،
و خودش نیز گریه میکرد.
حضرت پرسید: فاطمه جان؛
تو چرا گریه میکنی؟!
فرمود:
برای غربت و تنهایی تو...
برای مصیبت هایی که بعد از من
بر سر تو می آید.
امیرمومنان فرمود: گریه نکن؛
که در راه خدا، تحمل سختیها
برای من آسان است...
#مظلومهایبرمظلوممیگریست🥀
ترجمهجلد۴۳ بحارالانوار،ص۵۹۴