, دُچار | dochar ‘
<<<
_ چای مینوشیدم به یکباره دلتنگش شدم،
و اشک در چشمانم حلقه زد..؛
همه با تعجب به من نگاه میکردند!
لبخند زدم و گفتم: چقدر داغ بود:)!
هدایت شده از ‹ توئیتهیئتی | 𝘵𝘸𝘦𝘦𝘵 ›
11.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از قاب فرزندم همین یه قاب بس😎🔥 ..
@Tweet_Heyati