#ادبیات #بلاغت #فقه
#نقش_ادبیات_در_اختلاف_فتوا
#حقیقت-شرعیه
#حقیقت_لغویه
#اصول-فقه
#قسمت_پنجم:
ترديد بين معناى لغوى و شرعى
یکی از ريشهها و اسباب اختلاف در فهم معناى آيات و روايات، و در نتیجه #اختلاف-فتوا عبارتست از:
ترديد و اختلاف در اراده #معناى-لغوى يا #شرعى از يك كلمه.
مانند: ترديد در معنای كلمۀ «نكاح» بين ازدواج شرعى (عقد زوجیت بین زن و مرد) و اعمّ از شرعى و لغوی (رابطۀ زناشویی مشروع یا نامشروع)
قرآن كريم در سورۀ نساء، آيۀ 22 فرموده است:
« «وَ لٰا تَنْكِحُوا مٰا نَكَحَ آبٰاؤُكُمْ مِنَ النِّسٰاءِ إِلّٰا مٰا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كٰانَ فٰاحِشَةً وَ مَقْتاً وَ سٰاءَ سَبِيلًا»؛
یعنی: با زنانى كه پدرانتان با آنها #نكاح كردهاند، نکاح نكنيد، مگر آن كه پيش از (ابلاغ) اين (قانون) چنين كرده باشيد. زيرا اين كار عملى زشت و مورد خشم خداست و شيوهاى ناپسند است.
در اين آيۀ شريفه از #نكاح_پسران با #زن_پدر نهى شده و عملی #حرام اعلام شده است.
امّا آیا اين حكم شامل زنى كه پدر از راه نامشروع با وى نزديكى كرده نیز مىشود؟
يا تنها شامل نكاح مشروع است؟
#اقوال_فقهاء:
#شافعى و #مالك (در کتاب موطّأ) بر آنند كه این شامل صورت زنا هم مىشود. و ازدواج پسر با زنی که پدر با او زنا کرده می-شود.
اما #ابو حنيفه و #احمد_حنبل گفتهاند: این آیه شامل صورت زنا نيست، و لذا گفته اند: ففقط ازدواج با زنی که به صورت شرعی، زن پدر باشد، حرام است ولی در صورتی که مردى با زنى زنا كند، پسر آن مرد مىتواند با آن زن ازدواج نمايد.
ريشۀ اين اختلاف آن است كه واژۀ «نكاح» در لغت به معناى مطلق وطى و همبستر شدن است، خواه مشروع باشد و خواه نامشروع، در حالی که در اصطلاح فقهاء و شرع به معناى #عقد_نكاح_صحيح است، امّا معلوم نيست مراد خداوند از كلمۀ «نكاح» در «ما نكح آباؤكم» معناى لغوى يا شرعى آن است.
نظر #امامیه:
#بارگذاری مطالب، با ذکر #آدرس_کانال، مانعی ندارد.
#دروس_الشباب
https://eitaa.com/DUROUS_ALSHABAB
دروس الشباب
#ادبیات #بلاغت #فقه #نقش_ادبیات_در_اختلاف_فتوا #حقیقت-شرعیه #حقیقت_لغویه #اصول-فقه #قسمت_پنجم: تر
#استعمال_لفظ_در_دو_معنا
#اصول-فقه
ادامۀ #قسمت_پنجم از #نقش_ادبیات_در_اختلاف_فتوا
موضوع سخن در استدلال به آیه 22 از سوره نساء بود:
«وَ لٰا تَنْكِحُوا مٰا نَكَحَ آبٰاؤُكُمْ مِنَ النِّسٰاءِ إِلّٰا مٰا قَدْ سَلَفَ ...»
گفتیم دربارۀ معنای واژۀ «نکاح» در «ما نکح آیاؤکم» اختلاف است:
1- آیا معناى حقيقى نكاح همان «عقد» است؟ (حقیقت شرعیه).
2- آیا منظور از نکاح همان وطی و عمل زناشویی است؟ (حقیقت لغوی)
نظر علمای عامه را در #قسمت_پنجم ببیان کردیم.
و اما #امامیه:
مشهور علمای امامیه این واژه را در این آیه به معنای (حقیقت شرعیه) دانسته اند. (تمهيد القواعد الأصولية و العربية؛ ص: 101 نوشته شهید ثانی)
البته برخی بحث #امکان #استعمال_لفظ در #دو_معنا را مطرح کرده و گفته اند در اینجا هم معنای لغوی و هم معنای شرعی آن اراده شده است. (عدة الاصول اثر شیخ طوسی، 21.)
مرحوم شیخ در کتاب عدة الأصول، عقاید معتزلیان و ساییر متکلمین و اصولیان را دربارۀ استعمال لفظ در بیشتر از یک معنا به خوبی مطرح کرده و ادلۀ آنها را توضیح داده است.
#ادبیات #بلاغت #فقه #اصول
#بارگذاری مطالب، با ذکر #آدرس_کانال، مانعی ندارد.
#دروس_الشباب
https://eitaa.com/DUROUS_ALSHABAB
#تکامل_در_نوشتن_و_بیان
اولین مقاله بنده را با آخرین مقاله مقایسه کنید.
#نقش_علم_بدیع در دانش های #اصول و #فقه
چاپ نشریه قرآنی المصطفی با نام:
کاربست دانش بدیع در استنباط از آیات الاحکام با تکیه بر آرا و آثار دانشمندان یکصد سال اخیر حوزه علمیه قم
http://pam.journals.miu.ac.ir/article_8278.html
#فقه
#اصول
#تکلیف
#شروط_تکلیف
شروط تكليف به سه دسته تقسيم مىشوند:
#دسته اول: #شروط_اصل_تكليف بر عهدۀ مکلف که سه چيز است:
*بلوغ
*عقل
*قدرت
#دسته دوم: #شروط_تنجّز_و_فعلیّت تكليف، که مهمترین آنها عبارتند از:
*علم
*عدم اضطرار و اكراه و خطا و فراموشی؛ و نیز عدم تکلیف اهم مزاحم با تکلیف فعلی
با توجه به اینکه شروط فعلیت در هر باب فقهی با باب دیگر متفاوت است، نمی وان بیشتر از این را نام برد، بلکه باید شروط هر تکلیف در باب خاص خودش بیان شود.
#دسته سوم: #شروط_صحت_تكليف، که بر دو گونه است:
گونه نخست- شروط صحتی که در تمامی ابواب فقهی مشترک است و آن دو چیز است:
اول- #اسلام
دوم- #ولايت
گونه دوم- شروط صحت مختص که باید در ضمن هر باب فقهی به طور جداگانه بررسی شود.
@DUROUS_ALSHABAB
#سانسور_علمی در کتاب های درسی #حوزه
نمونه هایی از سانسور
#صرف
#نحو
#بلاغت
#لغت
#منطق
#کلام
#اصول
#تاریخ
قسمت اول:
مقدمه (خاطره)
وقتی درس مطول استاد حجت هاشمی خراسانی می رفتیم، روزی فرمودند: مردم این زمانه برای درس، خواهان مختصر و خلاصه و موجز اند. می گویند عمرمان هدر نرود.
اما سر سفره که می نشینند، خواهان سفره های مطول و رنگین و متنوع اند. گویا عمر را باید بر سر سفره خرج کرد.
@DUROUS_ALSHABAB
#سانسور_علمی در کتاب های درسی #حوزه
قسمت ششم
نمونه هایی از سانسور #اصول
در کتاب های تحقیقی دانش #اصول مباحث #کاربردی ای یافت می شود که از کتب آموزشی حذف شده است. مروری بر نمونه های آن:
نمونه نخست: #دوران_ها در #حقیقت و #مجاز
حذف مباحثی از حقیقت و مجاز که در کشف #مدلول_تصدیقی راه گشاست، گویا طرح مجدد این بحث که طلاب قبل از ورود به دانش اصول در #علم_بیان خوانده اند، به خاطر طرح همین مباحثی است که در #علوم بلاغی از آنها غفلت شده است. ولی مع الاسف اکنون اینجا نیز سانسور می شود، مثل:
1_ در دوران بین حقیقت و مجاز مشهور، کدام یک مقدم است؟ آیا باز هم اصالة الحقیقة جاری می شود؟
2_ در دوران بین حمل لفظ بر مصطلح متکلم یا مخاطب، کدام یک مقدم است؟ یادم هست در کتاب الطهاره جواهر الکلام، بر اساس همین نظریه روایتی را تفسیر و اختلاف فقها را حل می کند.
3_ در دوران بین حقیقت لغوی و حقیقت عرفی، کدام حقیقت مقدم است؟
4_ در دوران بین عرف خاص و عرف عام، کدام یک با اصالة الحقیقة ثابت می شود؟
5_در تعارض بین تخصیص و مجاز، کدام یک مقدم است؟
6_ در تعارض بیت مجاز و اشتراک کدام یک مقدم است؟
7_ در تعارض بین مجاز و اضمار (تقدیر) کدام مقدم است؟
8_ موضوع له (معنای حقیقی) حروف
ادامه دارد....
@DUROUS_ALSHABAB
#سانسور_علمی در کتاب های درسی #حوزه
قسمت هفتم
نمونه هایی از سانسور #اصول
#جایگاه_شناسی
نمونه دوم:
در دانش #اصول مباحثی #کاربردی یافت می شود که علت ورود آنها به علم اصول بر بسیاری از طلاب و اصول پوشیده است، و لذا آنها را از #زوائد_علم_اصول می شمارند.
مروری بر نمونه های آن:
1_علت طرح #حسن_و_قبح_عقلی در اصول فقه چیست؟
حتی در فرض پذیرش این که حسن و قبح برخی افعال، عقلی است. باز هم دربارۀ اینکه حسن و قبح کدام افعال را عقل می تواند درک کند؟ این مسأله اختلافی است. لذا می بینید که مثال معروفش عدل و ظلم است.
علت طرح این مسأله در اصول فقه:
از دیدگاه عامه، مسألۀ #امامت از فروع دین است، و یکی از ادلۀ ضرورت نصب امام نیز #حسن و قبح عقلی و امتناع صدور قبیح از خداوند است و لذا این مسأله را در اصول فقه مطرح کرده اند.
بادآوری می کنم که بین حکم عقل و حسن و قبح عقلی رابطۀ عام و خاص است و نباید با هم خلط شود.
2- #اجماع یکی از راه های #علم_به_سنت
امامیه، اجماع را دلیل مستقل و در عرض #کتاب و #سنت و #عقل نمی داند، ولی در أمارات اصول فقه، آن را به طور مستقل و در عرض کتاب و سنت مطرح می کند، زیرا عامه با #تمسک به #آیات_قرآن و #روایات_نبوی ، #حجیت_اجماع را امری #تعبّدی_نفسی می داند و برایش عصمت قائل است. لذا امامیه این بحث را مستقلا مطرح می کند تا به حجیت تعبدی آن بپردازد و آن را نقد کند اگر چه در کتاب های متأخر حذف شده است.
@DUROUS_ALSHABAB
#سانسور_علمی در کتاب های درسی #حوزه
قسمت هشتم
نمونه هایی از سانسور #اصول
#روش_شناسی
نمونه دوم:
در دانش #اصول مباحثی #کاربردی یافت می شود که علت ورود آنها به علم اصول بر بسیاری از طلاب و اصول پوشیده است، و لذا آنها را از #زوائد_علم_اصول می شمارند.
مروری بر نمونه های آن:
3_حجیت خبر واحد
برخی کتاب های اصولی متذکر شده اند که عنوان دقیقش #حجیة_السنة_المحکیة_بخبر_الواحد است.
زیرا آنچه حجتش بررسی می شود حجیت سنتی است که به وسیله خبر واحد به ما رسیده است.
#اشکال
اگر کسی در حجیت اخبار، وثوق صدوری شد یا بر مبنای #اعتبار_کتاب_محور به سراغ اعتبار سنجی روایات رفت، آیا حجیت خبر واحد به سبک رایج پاسخگو خواهد بود؟
این از مسائلی است که در اصول بر مبنای اصول اهل سنت بررسی می شود
@DUROUS_ALSHABAB
#ادبیات
#اصول #ادات_عموم
#فخر_رازی
#شهید_ثانی
تأثیر پذیری شهید ثانی از فخر رازی
دلالت #أیّ استفهامیه و #شرطیه:
از نظر فخر رازی «أی» از الفاظ عمومی است که شامل موجودات عاقل و غیر عاقل می شود. او می گوید:
1. صیغه هایی که شامل موجودات عاقل و غیر عاقل میشود و آن لفظ #أیّ است، به شرط این که به معنای استفهام، شرط و جزا بیاید. (المحصول/ فخر رازی/ ج2 ص311)
#شهید_ثانی نیز در این زمینه میگوید:
صیغه #أیّ در مورد موجودات عاقل و غیر عاقل به کار می رود. این مطلب را جمهور اصولیان از جمله فخر رازی و پیروانش ذکر کرده اند. (تمهید القواعد ص155)
https://eitaa.com/DUROUS_ALSHABAB
#اصول
منظور از #علم و #قطع در علم اصول و فقه و روایات چیست؟
آنچه می خوانید می تواند جرقه ای برای روشن شدن آتش شوق و تحقیق بیشتر باشد.
شیخ طوسی در کتاب العدة فی اصول الفقه بابی در تعریف علم از دیدگاه اصولیان و فقهاء و فرق آن با ظن باز نموده است و در تعریف علم می گوید: (العلم هوما یقتضی سکون النفس) علم یعنی چیزی که سبب آرامش نفس انسان است.
سید مرتضی در الذریعه نیز همین را می گوید.
شهید آقا مصطفی خمینی در کتاب
«تحريرات في الأصول ؛ ج6 ؛ ص140» می نویسد:
از جستجوی در آثار و روایات چنین به دست می آید که منظور از «علم» و «قطع»ی که در روایات آمده، قطع و علم اصطلاحی منطقی ها و فلاسفه نیست. زیرا از دیدگاه دانشمندان منطق و فلسفه علم یعنی چیزی که احتمال خلاف ندارد. (ليس ما هو مصطلح أهل المنطق الّذي لا يحتمل الخلاف)
منظور #روایات از علم اعم از #علم_عقلی و #علم_عرفی و #علم_تعبدی است.
در دوره معاصر بابی تحت عنوان #اطمینان نیز در کتب برخی از اصولیان باز شده است. منظور از اطمینان همان #علم_عرفی است که اگر چه عقل احتمال خلاف می دهد ولی عقلاء این احتمال را منتفی می دانند زیرا برای نفس، سکون و آرامش حاصل شده است. در این زمینه می توانید به حلقات و الفائق و تقریرات عبدالساتر از درس شهید صدر مراجعه کنید.
برخی از گزارههایی که #قطع را در معنای #علم_عرفی به کار برده اند:
#تواتر مفید قطع است
#اجماع به خاطر تراکم ظنون مفید قطع است.
#سیره قطع آور است.
#نتیجه:
علم در اصطلاح اصولیان #لا_بشرط از یقین عقلی است.
#نتیجه دیگر اینکه اطلاق علم بر أمارات توسط نائینی به معنای #علم_تعبدی است
و نتیجه دیگر اینکه
قطع اصولی به اعتبار عقیده قاطع است نه به اعتبار مطابقت با واقع که یقین فلسفی است. و لذا در ادامه #تجری و نیز قطع قطاع مطرح می شود.
https://eitaa.com/DUROUS_ALSHABAB
بررسی فقهی انتخاب اصلح و صالح مقبول.pdf
حجم:
331.6K
#اصول
#مقاله
تطبیق قاعدۀ اصولی «دفع افسد به فاسد» که در باب تزاحم می خوانیم بر مسأله انتخابات:
امروزه مسئله «انتخاب اصلح»، یکی از پرچالش ترین مسائل سیاسی بین گروه های مرجع سیاسی است. این مقاله می کوشد با بررسی تطبیق دو قاعده فقهی «میسور» و «مقیس» این چالش پیچیده را طرح و نشان دهد که تنازل از فرد اصلح به صالح مقبول، با موازین فقهی مغایر است. همچنین مشروعیت انتخاب اصلح و عدم مشروعیت انتخاب صالح مقبول، ارتباط مستقیمی با بحث کارامدی دارد. بنابراین، باید برای برچیده شدن موانع کاذب مقبولیت نامزد اصلح، به عنوان مقدمه واجب عمل کرد. در پایان نیز، مبانی فقهی حرمت کناره گیری فرد اصلح از انتخابات، بررسی شده است.
https://eitaa.com/DUROUS_ALSHABAB
دروس الشباب
فرق امر تکوینی و امر تشریعی عبد الرحمان جامی در مثنوی هفت اورنگ؛ در دفتر اول از سلسلة الذهب با تعبیر
#اصول اوامر امتحانی
#کلام
عبدالرحمن جامی از شاعران عامّی ای است که در فقه مذهب حنفی و در عقاید اشعری است.
او در بحث جبر و اختیار، پیرو نظریهٔ #کسب است.
یعنی می گوید:
فاعل تمامی افعال و کارها، خداست _حتی افعالی که از بندگان صادر می شود_،
یکی از اشکالات این نظریه این است که
اگر فاعلِ فعل ما هم خداست، پس تکلیف و ثواب و عقاب و جهنم هم بی معناست زیرا بنده هیچ اختیاری ندارد.
در اینجا هر کدام از علمای اهل سنت پاسخی داده است
عبد الرحمن جامی گفته:
قطعا فعل ما، معلول و مفعول خداست
ولی غرض او از تکلیف، امتحان و آزمایش ماست تا آنچه را به علم خود می داند، بالفعل و در عالم ظهور هم ببیند.
پاسخ او داستانی دارد که شروعش چنین است :
سلطان محمود غزنوی دو غلام داشت که یکی را بیشتر دوست داشت وقتی دیگر اعتراض کرد، برای بستن دهان او و سایرین هر دو را امری کرد، اما آن که کمتر مقرَّب بود، از اطاعت دستور او سر باز زد.
این داستان برای فهم #اوامر_امتحانی #اصول هم خوب است.
ادامه ماجرا از زبان جامی در مثنوی هفت اورنگ:
چون گذشت از حد آن جحود و عناد
شاه گفتا خدات صبر دهاد
چند ازین گفت و گوی بیهوده
که زبان زان مباد آلوده
امر من بهر آزمون شماست
نه مرا آرزوی خون شماست
خواستم تا درین فضای وجود
سر معلوم من شود مشهود
آنچه دانسته ام چه زین و چه شین
از شما بینمش به رأی العین
هر چه در هر کدام مکتوم است
پیش من لایزال معلوم است
تا ز قوت همه به فعل آید
زان سبب امر و نهی می باید
کی بود امر مقتضی موجود
فعل ها را درین نشیمن بود
عبد مأمور ازان کند بی مر
ترک اتیان بما به یؤمر
#اشعری
#نظریه_کسب
#جبر و اختیار
https://eitaa.com/DUROUS_ALSHABAB