eitaa logo
دروس الشباب
378 دنبال‌کننده
124 عکس
25 ویدیو
53 فایل
محور مباحث این کانال، علوم اسلامی و دروس حوزوی است. باز ارسال مطالب با ذکر آدرس کانال، مجاز است. ارتباط با ادمین: @Ebn_Ahmad
مشاهده در ایتا
دانلود
-شرعیه -فقه : ترديد بين معناى لغوى و شرعى‌ یکی از ريشه‌ها و اسباب اختلاف در فهم معناى آيات و روايات، و در نتیجه -فتوا عبارتست از: ترديد و اختلاف در اراده -لغوى يا از يك كلمه. مانند: ترديد در معنای كلمۀ «نكاح» بين ازدواج شرعى (عقد زوجیت بین زن و مرد) و اعمّ از شرعى‌ و لغوی (رابطۀ زناشویی مشروع یا نامشروع) قرآن كريم در سورۀ نساء، آيۀ 22 فرموده است: « «وَ لٰا تَنْكِحُوا مٰا نَكَحَ آبٰاؤُكُمْ مِنَ النِّسٰاءِ إِلّٰا مٰا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كٰانَ فٰاحِشَةً وَ مَقْتاً وَ سٰاءَ سَبِيلًا»؛ یعنی: با زنانى كه پدرانتان با آنها كرده‌اند، نکاح نكنيد، مگر آن كه پيش از (ابلاغ) اين (قانون) چنين كرده باشيد. زيرا اين كار عملى زشت و مورد خشم خداست و شيوه‌اى ناپسند است. در اين آيۀ شريفه از با نهى شده و عملی اعلام شده است. امّا آیا اين حكم شامل زنى كه پدر از راه نامشروع با وى نزديكى كرده نیز مى‌شود؟ يا تنها شامل نكاح مشروع است؟ : و (در کتاب موطّأ) بر آنند كه این شامل صورت زنا هم مى‌شود. و ازدواج پسر با زنی که پدر با او زنا کرده می-شود. اما حنيفه و گفته‌اند: این آیه شامل صورت زنا نيست، و لذا گفته اند: ففقط ازدواج با زنی که به صورت شرعی، زن پدر باشد، حرام است ولی در صورتی که مردى با زنى زنا كند، پسر آن مرد مى‌تواند با آن زن ازدواج نمايد. ريشۀ اين اختلاف آن است كه واژۀ «نكاح» در لغت به معناى مطلق وطى و همبستر شدن است، خواه مشروع باشد و خواه نامشروع، در حالی که در اصطلاح فقهاء و شرع به معناى است، امّا معلوم نيست مراد خداوند از كلمۀ «نكاح» در «ما نكح آباؤكم» معناى لغوى يا شرعى آن است. نظر : مطالب، با ذکر ، مانعی ندارد. https://eitaa.com/DUROUS_ALSHABAB
دروس الشباب
#ادبیات #بلاغت #فقه #نقش_ادبیات_در_اختلاف_فتوا #حقیقت-شرعیه #حقیقت_لغویه #اصول-فقه #قسمت_پنجم: تر
-فقه ادامۀ از موضوع سخن در استدلال به آیه 22 از سوره نساء بود: «وَ لٰا تَنْكِحُوا مٰا نَكَحَ آبٰاؤُكُمْ مِنَ النِّسٰاءِ إِلّٰا مٰا قَدْ سَلَفَ ...» گفتیم دربارۀ معنای واژۀ «نکاح» در «ما نکح آیاؤکم» اختلاف است: 1- آیا معناى حقيقى نكاح همان «عقد» است؟ (حقیقت شرعیه). 2- آیا منظور از نکاح همان وطی و عمل زناشویی است؟ (حقیقت لغوی) نظر علمای عامه را در ببیان کردیم. و اما : مشهور علمای امامیه این واژه را در این آیه به معنای (حقیقت شرعیه) دانسته اند. (تمهيد القواعد الأصولية و العربية؛ ص: 101 نوشته شهید ثانی) البته برخی بحث در را مطرح کرده و گفته اند در اینجا هم معنای لغوی و هم معنای شرعی آن اراده شده است. (عدة الاصول اثر شیخ طوسی، 21.) مرحوم شیخ در کتاب عدة الأصول، عقاید معتزلیان و ساییر متکلمین و اصولیان را دربارۀ استعمال لفظ در بیشتر از یک معنا به خوبی مطرح کرده و ادلۀ آنها را توضیح داده است. مطالب، با ذکر ، مانعی ندارد. https://eitaa.com/DUROUS_ALSHABAB
اولین مقاله بنده را با آخرین مقاله مقایسه کنید. در دانش های و چاپ نشریه قرآنی المصطفی با نام: کاربست دانش بدیع در استنباط از آیات الاحکام با تکیه بر آرا و آثار دانشمندان یکصد سال اخیر حوزه علمیه قم http://pam.journals.miu.ac.ir/article_8278.html
شروط تكليف به سه دسته تقسيم مى‌شوند: اول: بر عهدۀ مکلف که سه چيز است: *بلوغ *عقل *قدرت دوم: تكليف، که مهمترین آنها عبارتند از: *علم *عدم اضطرار و اكراه و خطا و فراموشی؛ و نیز عدم تکلیف اهم مزاحم با تکلیف فعلی با توجه به اینکه شروط فعلیت در هر باب فقهی با باب دیگر متفاوت است، نمی وان بیشتر از این را نام برد، بلکه باید شروط هر تکلیف در باب خاص خودش بیان شود. سوم: ، که بر دو گونه است: گونه نخست- شروط صحتی که در تمامی ابواب فقهی مشترک است و آن دو چیز است: اول- دوم- گونه دوم- شروط صحت مختص که باید در ضمن هر باب فقهی به طور جداگانه بررسی شود. @DUROUS_ALSHABAB
در کتاب های درسی نمونه هایی از سانسور قسمت اول: مقدمه (خاطره) وقتی درس مطول استاد حجت هاشمی خراسانی می رفتیم، روزی فرمودند: مردم این زمانه برای درس، خواهان مختصر و خلاصه و موجز اند. می گویند عمرمان هدر نرود. اما سر سفره که می نشینند، خواهان سفره های مطول و رنگین و متنوع اند. گویا عمر را باید بر سر سفره خرج کرد. @DUROUS_ALSHABAB
در کتاب های درسی قسمت ششم نمونه هایی از سانسور در کتاب های تحقیقی دانش مباحث ای یافت می شود که از کتب آموزشی حذف شده است. مروری بر نمونه های آن: نمونه نخست: در و حذف مباحثی از حقیقت و مجاز که در کشف راه گشاست، گویا طرح مجدد این بحث که طلاب قبل از ورود به دانش اصول در خوانده اند، به خاطر طرح همین مباحثی است که در بلاغی از آنها غفلت شده است. ولی مع الاسف اکنون اینجا نیز سانسور می شود، مثل: 1_ در دوران بین حقیقت و مجاز مشهور، کدام یک مقدم است؟ آیا باز هم اصالة الحقیقة جاری می شود؟ 2_ در دوران بین حمل لفظ بر مصطلح متکلم یا مخاطب، کدام یک مقدم است؟ یادم هست در کتاب الطهاره جواهر الکلام، بر اساس همین نظریه روایتی را تفسیر و اختلاف فقها را حل می کند. 3_ در دوران بین حقیقت لغوی و حقیقت عرفی، کدام حقیقت مقدم است؟ 4_ در دوران بین عرف خاص و عرف عام، کدام یک با اصالة الحقیقة ثابت می شود؟ 5_در تعارض بین تخصیص و مجاز، کدام یک مقدم است؟ 6_ در تعارض بیت مجاز و اشتراک کدام یک مقدم است؟ 7_ در تعارض بین مجاز و اضمار (تقدیر) کدام مقدم است؟ 8_ موضوع له (معنای حقیقی) حروف ادامه دارد.... @DUROUS_ALSHABAB
در کتاب های درسی قسمت هفتم نمونه هایی از سانسور نمونه دوم: در دانش مباحثی یافت می شود که علت ورود آنها به علم اصول بر بسیاری از طلاب و اصول پوشیده است، و لذا آنها را از می شمارند. مروری بر نمونه های آن: 1_علت طرح در اصول فقه چیست؟ حتی در فرض پذیرش این که حسن و قبح برخی افعال، عقلی است. باز هم دربارۀ اینکه حسن و قبح کدام افعال را عقل می تواند درک کند؟ این مسأله اختلافی است. لذا می بینید که مثال معروفش عدل و ظلم است. علت طرح این مسأله در اصول فقه: از دیدگاه عامه، مسألۀ از فروع دین است، و یکی از ادلۀ ضرورت نصب امام نیز و قبح عقلی و امتناع صدور قبیح از خداوند است و لذا این مسأله را در اصول فقه مطرح کرده اند. بادآوری می کنم که بین حکم عقل و حسن و قبح عقلی رابطۀ عام و خاص است و نباید با هم خلط شود. 2- یکی از راه های امامیه، اجماع را دلیل مستقل و در عرض و و نمی داند، ولی در أمارات اصول فقه، آن را به طور مستقل و در عرض کتاب و سنت مطرح می کند، زیرا عامه با به و ، را امری می داند و برایش عصمت قائل است. لذا امامیه این بحث را مستقلا مطرح می کند تا به حجیت تعبدی آن بپردازد و آن را نقد کند اگر چه در کتاب های متأخر حذف شده است. @DUROUS_ALSHABAB
در کتاب های درسی قسمت هشتم نمونه هایی از سانسور نمونه دوم: در دانش مباحثی یافت می شود که علت ورود آنها به علم اصول بر بسیاری از طلاب و اصول پوشیده است، و لذا آنها را از می شمارند. مروری بر نمونه های آن: 3_حجیت خبر واحد برخی کتاب های اصولی متذکر شده اند که عنوان دقیقش است. زیرا آنچه حجتش بررسی می شود حجیت سنتی است که به وسیله خبر واحد به ما رسیده است. اگر کسی در حجیت اخبار، وثوق صدوری شد یا بر مبنای به سراغ اعتبار سنجی روایات رفت، آیا حجیت خبر واحد به سبک رایج پاسخگو خواهد بود؟ این از مسائلی است که در اصول بر مبنای اصول اهل سنت بررسی می شود @DUROUS_ALSHABAB
تأثیر پذیری شهید ثانی از فخر رازی دلالت استفهامیه و : از نظر فخر رازی «أی» از الفاظ عمومی است که شامل موجودات عاقل و غیر عاقل می شود. او می گوید: 1. صیغه هایی که شامل موجودات عاقل و غیر عاقل میشود و آن لفظ است، به شرط این که به معنای استفهام، شرط و جزا بیاید. (المحصول/ فخر رازی/ ج2 ص311) نیز در این زمینه میگوید: صیغه در مورد موجودات عاقل و غیر عاقل به کار می رود. این مطلب را جمهور اصولیان از جمله فخر رازی و پیروانش ذکر کرده اند. (تمهید القواعد ص155) https://eitaa.com/DUROUS_ALSHABAB
منظور از و در علم اصول و فقه و روایات چیست؟ آنچه می خوانید می تواند جرقه ای برای روشن شدن آتش شوق و تحقیق بیشتر باشد. شیخ طوسی در کتاب العدة فی اصول الفقه بابی در تعریف علم از دیدگاه اصولیان و فقهاء و فرق آن با ظن باز نموده است و در تعریف علم می گوید: (العلم هوما یقتضی سکون النفس) علم یعنی چیزی که سبب آرامش نفس انسان است. سید مرتضی در الذریعه نیز همین را می گوید. شهید آقا مصطفی خمینی در کتاب «تحريرات في الأصول ؛ ج‏6 ؛ ص140» می نویسد: از جستجوی در آثار و روایات چنین به دست می آید که منظور از «علم‏» و «قطع»ی که در روایات آمده، قطع و علم اصطلاحی منطقی ها و فلاسفه نیست. زیرا از دیدگاه دانشمندان منطق و فلسفه علم یعنی چیزی که احتمال خلاف ندارد. (ليس ما هو مصطلح أهل المنطق الّذي لا يحتمل الخلاف) منظور از علم اعم از و و است. در دوره معاصر بابی تحت عنوان نیز در کتب برخی از اصولیان باز شده است. منظور از اطمینان همان است که اگر چه عقل احتمال خلاف می دهد ولی عقلاء این احتمال را منتفی می دانند زیرا برای نفس، سکون و آرامش حاصل شده است. در این زمینه می توانید به حلقات و الفائق و تقریرات عبدالساتر از درس شهید صدر مراجعه کنید. برخی از گزاره‌هایی که را در معنای به کار برده اند: مفید قطع است به خاطر تراکم ظنون مفید قطع است. قطع آور است. : علم در اصطلاح اصولیان از یقین عقلی است. دیگر اینکه اطلاق علم بر أمارات توسط نائینی به معنای است و نتیجه دیگر اینکه قطع اصولی به اعتبار عقیده قاطع است نه به اعتبار مطابقت با واقع که یقین فلسفی است. و لذا در ادامه و نیز قطع قطاع مطرح می شود. https://eitaa.com/DUROUS_ALSHABAB
بررسی فقهی انتخاب اصلح و صالح مقبول.pdf
حجم: 331.6K
تطبیق قاعدۀ اصولی «دفع افسد به فاسد» که در باب تزاحم می خوانیم بر مسأله انتخابات: امروزه مسئله «انتخاب اصلح»، یکی از پرچالش ترین مسائل سیاسی بین گروه های مرجع سیاسی است. این مقاله می کوشد با بررسی تطبیق دو قاعده فقهی «میسور» و «مقیس» این چالش پیچیده را طرح و نشان دهد که تنازل از فرد اصلح به صالح مقبول، با موازین فقهی مغایر است. همچنین مشروعیت انتخاب اصلح و عدم مشروعیت انتخاب صالح مقبول، ارتباط مستقیمی با بحث کارامدی دارد. بنابراین، باید برای برچیده شدن موانع کاذب مقبولیت نامزد اصلح، به عنوان مقدمه واجب عمل کرد. در پایان نیز، مبانی فقهی حرمت کناره گیری فرد اصلح از انتخابات، بررسی شده است. https://eitaa.com/DUROUS_ALSHABAB
دروس الشباب
فرق امر تکوینی و امر تشریعی عبد الرحمان جامی در مثنوی هفت اورنگ؛ در دفتر اول از سلسلة الذهب با تعبیر
اوامر امتحانی عبدالرحمن جامی از شاعران عامّی ای است که در فقه مذهب حنفی و در عقاید اشعری است. او در بحث جبر و اختیار، پیرو نظریهٔ است. یعنی می گوید: فاعل تمامی افعال و کارها، خداست _حتی افعالی که از بندگان صادر می شود_، یکی از اشکالات این نظریه این است که اگر فاعلِ فعل ما هم خداست، پس تکلیف و ثواب و عقاب و جهنم هم بی معناست زیرا بنده هیچ اختیاری ندارد. در اینجا هر کدام از علمای اهل سنت پاسخی داده است عبد الرحمن جامی گفته: قطعا فعل ما، معلول و مفعول خداست ولی غرض او از تکلیف، امتحان و آزمایش ماست تا آنچه را به علم خود می داند، بالفعل و در عالم ظهور هم ببیند. پاسخ او داستانی دارد که شروعش چنین است : سلطان محمود غزنوی دو غلام داشت که یکی را بیشتر دوست داشت وقتی دیگر اعتراض کرد، برای بستن دهان او و سایرین هر دو را امری کرد، اما آن که کمتر مقرَّب بود، از اطاعت دستور او سر باز زد. این داستان برای فهم هم خوب است. ادامه ماجرا از زبان جامی در مثنوی هفت اورنگ: چون گذشت از حد آن جحود و عناد شاه گفتا خدات صبر دهاد چند ازین گفت و گوی بیهوده که زبان زان مباد آلوده امر من بهر آزمون شماست نه مرا آرزوی خون شماست خواستم تا درین فضای وجود سر معلوم من شود مشهود آنچه دانسته ام چه زین و چه شین از شما بینمش به رأی العین هر چه در هر کدام مکتوم است پیش من لایزال معلوم است تا ز قوت همه به فعل آید زان سبب امر و نهی می باید کی بود امر مقتضی موجود فعل ها را درین نشیمن بود عبد مأمور ازان کند بی مر ترک اتیان بما به یؤمر و اختیار https://eitaa.com/DUROUS_ALSHABAB