این روی واقعی تابستان هست؟
وقتی از پشت بام به دور دست ها خیره میشم هیچ چیز جز هوای غبار آلود نمی بینم آیا این روی واقعی تابستان هست؟پر از گرماو کرد غبار
اشک هایم جاری میشود یعنی واقعا این تابستانی است که من برای رسیدنش روز ها و ساعت ها و ثانیه ها را میشمردم.........
زمانی که ناامیدی کل و جودم را در بر گرفته بود اشک هایم را پاک کردم و به سوی دفترم پناه بردم زمانی که اشک هایم بر صفحات کاهی دفتر می ریخت
این جمله را نوشتم [ نه باور نمی کنم این رو واقعی تو نیست ، زود تر زیبایی هایت را نشانم بده ] این جمله را که نوشتم دفترم را بستم و به سمت پشت بام رفتم چشم هایم را بستم و بر زمین نشستم صدای رد و برق به گوشم خورد قطره های باران به صورتم می بارید از زمین بر خاستم و با خوش حالی با دفترم می دویدم تا به باغ مخفی خودم برم چون من در آنجا هرسال آخرین هسته هلویی که خوردم را می کارم تا سال بعد از همان بخورم ،چه لحضه تماشایی بود هسته هلو بی ارزش من الا ن برای خودش یه درخت پر ثمره. انگار تابستون صدام رو شنید و روی واقعیش رو بم نشون داد
دفترم را باز کردم و نوشتم [این روی واقعی تو هست... ] .
یه سریال جدید به اسم استرنجر تینگز رو شروع کردم彡
اگه ماجراجویی رو دوست داری حتما ببینید: )
هدایت شده از 𝗃︎݁ꨲ𝗈݁ꨲ𝗎݁ꨲ𝗋𝗇︎݁ꨲ𝖺𝗅︎݁ꨲ ྀ͠ ׄ
چیزی تو سکرت نمیبینم برای فردا چه پستی بزارم؟🙎🏻♀