𝑫𝒂𝒓𝒌 𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕
این که میبینی شاه است، درمانده ترین مهرهٔ شطرنج. کلا در هشت خانهٔ اطرافش حرکت میکند -البته اگر به دیواری تکیه داده باشد پنج خانه- و جز نظاره چیزی بلد نیست. این ملکه است و کارآمدترین مهرهٔ تو محسوب میشود. حواست باشد که شاه زن ذلیل نیست، فی الواقع مجبور است که همه چیز را به دست زنش بسپارد، آن هم در این گیر و دار جنگ و بکش بکش؛ خب به او حق نمیدهی که پشت مهرهها خودش را قایم کند؟
هر کدام از ما هشت سرباز داریم، اینها همان حکم گوشت قربانی را دارند که محتاطانه و آرام آرام به پیش میروند. اکثریت جان فدای اعلیحضرت میشوند و از دور رقابت خارج، ولی این نفله ها را دست کم نگیر چرا که اگر سربازی به ته خط برسد ناگهان جری میشود و همه را به خاک و خون میکشد. رخت عوض کرده و تاج بر سر میگذارد و همسر دوم و سوم شاه جور میشود. حتما میپرسی مگر سرباز ها مرد نبودند؟ خب من هم نمیدانم بهتر است از سازندهٔ بازی بپرسی.
بین مابقی مهره های قلعه از بقیه منطقی تر به نظر میرسد، دو فیل لنگ داری که چلاق چلاق جا به جا میشوند و دو اسب که قوانین جاذبه را نقض میکنند. در کل در این بازی خراب شده تنها دو چیز بر حسب واقعیت است، یکی ترس و بی کفایتی والامقام و دومی ارجحیت سفید پوست ها به سیاه پوستها.
پاییز من وقتی میرسه که توی حیاط مدرسه سگلرز بزنم و دستام سرخ شن، هودیها و ژاکتهامو بپوشم، کنار بخاری اتاقم بشینم و از گرمایی که بهم میده خوابم بگیره.