نوشتنیها..!:)
داداشم رفته بود میناب رفتن سر مزار ها و تو مدرسه و اینا بعدش با یکی از خانواده های این بچه ها روبرو میشن و یکم باهم گپ میزنن..
خانواده میگن خودشون بچه دار نمیشدن و این بچه رو از پرورشگاه آورده بودن...
این بچه هرروز تو پارک جلو خونه خانوادش بازی میکرده همیشه اونجا بوده وقتی هم بچه شهید شده خانواده خواستن بچه تو همون پارک دفن بشه و مزارش الان تو همون پارکیه که همیشه اونجا بوده و روبرو خونه خانوادش...🥲
خواستم بگم این بچه ها انقد معصوم و بی گناه بودن و بهشون رحم نشد...🙃💔
لعنت الله الی اسرائیل!
آدما دو نوع انرژی دارن..
یه مثبت یه منفی،این تویی که بهم میگی پیشت انرژی مثبت باشم یا انرژی منفی نه من...
کسی که باهاش خیلی صمیمی نیستم ولی چند وقت یه بار شده خودش حالمو میپرسه می ارزه به اونی که باهاش صمیمی هستم و هربار من باید بپرسم و حرف بزنم..!
یه سری جاها میشه نمیدونی چجوری باید نشون بدی ناراحتی واسه همین دیگه تلاشی واسه گفتنش نمیکنی فقط هربار با یادآوریش یه چیزی تو وجودت تاریک تر میشه...
هدایت شده از °●⊰طـࢪیܧـہ ߊلزینܢ̣ߺ ⊱●°
ولی من همیشه حسودی میکردم به دخترایی که جشن تکلیفشون رو بیت بودن و پشت شما نماز خوندن....:)))))))