نوشتنیها..!:)
راستش من اصلا اهل این نیستم که خبر چک کنم... صبح پاشدم طبق معمول سر کلاس بودم که یهو رفتم بقیه جاهار
چقدر عذاب داره که امشب تهران نیستم...🙂🙃
داشتم با خودم دعوا میکردم که چرا الان باید ساعت هشت شب کلاس ریاضی داشته باشیم، بعد حضور زدیم تو شاد معلممون ویس داد گفت دلم براتون تنگ شده و با هر حضور چهره هاتون میاد جلو چشمم و ایشالا زود همو ببینیم و اینا و راستش الان خوشحالم که ساعت هشت شب کلاس ریاضی دارم و دلم برای معلممون تنگ شده:)🥲
حرف نزنی حرف نمیزنم،
پیام ندی پیام نمیدم،
سرد باشی منم سردم،
باهام نباشی باهات نیستم،
عصبی باشی منم عصبیم...؛
همه چیز دو طرفست...!
آدما هر کدوم یه لقب دارن...
میدونی..
حسودی کردن به القاب دیگران تو گوشی بقیه درست نیست،من اون آدمو یه شکل میبینم تو یه شکل..
بیاید اینو درک کنیم که القاب آدما توی گوشی یا روی قلب با شناخت خود آدماست و شناخت به شناخت فرق داره همه چیز:)
این حق نبود...
آقا وقتی بود گوش نکردید شد این حالا که شعار مردم چهل شبه انتقامِ خون آقاست آتش بس...؟؟💔