شبا خاطرات بیدار میشن..
فکر ها بیدار میشن..
درد ها بیدار میشن..
دلتنگی ها بیدار میشن..
اشک ها بیدار میشن و همینه که یه انسان رو ساعت ها تا صبح بیدار نگه میداره..
جسم خسته هست اما روح از خستگی اجازه خواب جسم رو هم نمیده...(:
دنیا همین قدر کوچیکه که امروز یکی بهترین آدم زندگیته و دوروز دیگه میشه بدترین آدم زندگیت..
این دوره دبیرستان که برا ما جز فشار چیز خاصی نداشت..
ولی به بچم در آینده حتما میگم تو این دوره خیلی مراقب خودش باشه که ذهنش با ذهنیت های مسخره بعضی هم سناش یکی نشه...
ولی تا ابد شعور یه سری مردا رو میپسندم که حواسشون به دختر تنها مخصوصا شبا هست...(:
نوشتنیها..!:)
"و ما شب را به دلتنگیِ کسانی بیداریم؛ که جز ما،همهچیز را دوست داشتند.."
"و ما شب را به دلتنگیِ کسانی بیداریم؛
که جز ما،همهچیز را دوست داشتند.."
نخ های فرش دونه به دونه کنار هم جمع میشن تا یه طرح فرش کامل به دست بیاد..
نقش ما آدما تو زندگی هم یه بافنده هست؛یا «با حوصله» و «طرحی» که داریم تار های زندگی رو به هم میبافیم یا انقد «سریع» و «بدون دقت» میبافیم که آخرش جز یه طرح بهم ریخته و به درد نخور نتیجه ای نداره...
هیچ چیز تورا به درستی نشان نداد..
فقط آینه بود که توانست بی صدا به تو بفهماند که هستی اما آن هم ظاهری...!
یاد بگیریم انقدری صبر کنیم که هیچ وقت نشه به خودمون بگیم،
«کاش عجله نمیکردم..»
نوشتنیها..!:)
"و ما شب را به دلتنگیِ کسانی بیداریم؛ که جز ما،همهچیز را دوست داشتند.."
"و ما شب را به دلتنگیِ کسانی بیداریم؛
که جز ما،همهچیز را دوست داشتند.."
داشتم فکر میکردم دلتنگی ربطی به خوب و بد آدما نداره حتی ممکنه انسان دلش برا بدترین آدم زندگیش هم تنگ بشه..
چه حس عجیبیه این دلتنگی....