eitaa logo
داستان و پند. ........ اخبار فوری استقلال پرسپولیس ورزش سه ازدواج موقت صیغه یابی
8.3هزار دنبال‌کننده
6.3هزار عکس
4هزار ویدیو
69 فایل
|♥️بسم الله الرحمن الرحیم♥️. ﷺ ادمین @mohamad143418
مشاهده در ایتا
دانلود
بیست و دوم قلم شایسته نظری بعد از یک هفته خندیدم. مادر سری تکان داد و با جدیت گفت: - حاجی برید خونه خواهرتون؛ امشب تنها نباشه، من و سارا خانم هم بعد میام. پدر سرش را به نشان تایید تکان داد: - باشه برید به سلامت. رامین هنوز نیشش باز بود؛ یقه ی کتش را مرتب کرد. - مامان بی شوخی بمونم ببرمتون خونه؟ مامان چنگی به صورت زد. - وای خدا مرگم بده؛ مردم نمی گن این جوان این جا چکار می کنه؟ بازوی رامین را گرفتم و بی حوصله گفتم: - داداش بسه؛ چه گیری دادی، بیا بیرم خونه. رو به مامان کردم. - من حوصله ندارم می خوام برم خونه ی خودمون. رامین هم نگاهی به جمع کرد. - والا منم حوصله ندارم. برم اون جا چکار؟ بابا شما برید من و راز هم می ریم خونه. مشغول صحبت بودیم که بادیدن چند نفر که با نزدیک می شدند. قلبم ایستاد. آقا بزرگ همراه همان خانم و آقایی هم سن و سالش به ما پیوستند. نا خواست ریتم نفس هایم بهم ریخت؛ بی اختیار شانه هایم به بازوی رامین چسبید. رامین که متوجه ی حالم شد تیز به من و آن ها نگاه کرد و زیر لب گفت: - آرام باش راز. آری رامین گفت: آرام باشم، ولی چه آرامشی؟ آرامش مدتی ست از من فاصله گرفته. آقا بزرگ با لبخند جلو آمد. پیر زن با لبخند نگاهی به من انداخت و آقا بزرگ مرا معرفی کرد. -اینم عروس شما، دختری فهمیده و عاقل! راز خانم. آقای رهنمون خندید. با تکانی کوچک از جانب رامین متوجه شدم باید سلام بدهم. کمی خودم را جمع و جور کردم. سر به زیر انداختم. - س... سلام. آقای رهنمون خنده کنان گفت: - سلام به روی ماهت بابا جان. نگاه از من گرفت و رو به آقا بزرگ زبان چرخاند: - ماشالله، واقعا آفرین بر شما از اول مجلس تا به حال توجه کردم. نوهات یک از یک با وقار تر و مودب تر از هم بودند. آقا بزرگ به من نزدیک شد و سرم را بوسید و با رضایت گفت: - لطف داری، ولی از شوخی گذشته راز گل سر سبد نوهای منه، خیلی دلسوزه بچه ام. خانم و آقای رهنمون هم با رضایت گفت: - چی از این بهتر، خدا رو شکر کمیل با همچین دختری وصلت می کنه. ای خدا! مانده بودم چطور از این جو سنگین که سنگینیش شانه هایم را خرد و سر به زیرم کرده بود راحت شوم. فقط و فقط آرزو کردم، کاش بمیرم. اما بالاخره نام آقای اجبار را فهمیدم. کمیل؟! قبلا این اسم را دوست داشته و برایم معنی داشت، اما اکنون هیچ معنی و مفهومی جز اجبار برایم نداشت. دیگر صدایی نمی شنیدم و حرف هایشان را نصفه و نیمه می شنیدم. خراب، خراب بودم از این دیدار. گویی رامین حالم را فهمید. بازویم را گرفت و گفت: - بفرمایید منزل در خدمت باشیم. به زور لبخندی تلخ تر از زهر مار زدم. با صدای آرامی در جواب تعریف خانم گفتم: - بزرگ وارید و به بنده لطف دارید. ولی من باید بیشتر فکر کنم. بابا خیلی زود قبل از این که چیزی دیگر بگویم سویچ ماشین را به رامین داد و با خنده ی مصنوعی گفت: - راز کمی ناز می کنه طبیعیه، رامین جان خواهرت امروز حال نداشت برید داخل ماشین. رامین اطاعت امر کرد. رو به جمع فقط گفتم: - خداحافظ. از خدای خواسته قزم به پیش نهادم. و رامین هم بعداز خدا حافظی دنبالم با قدم های بلند آمد. از دور ریموت ماشین را زد. زود سوار شدم. بغض راه گلوی بیچاره ام را بسته بود. رامین هم سوار شد و حرکت کردیم. سرم را برشیشه گذاشته و آرام اشک ریختم. حرفی بین من و رامین رد و بدل نشد. نزدیک خانه که شدیم متوجه ماشین حسام شدم. در تاریکی با فاصله از خانه زیر درختی ایستاده بود. قلبم، روحم، همچون پرنده ای به سویش پرواز کرد. از ترسم نگاهی به رامین انداختم. نفس راحتی کشیدم. که در آن تاریکی نیمه شب حسام را ندیده. تا به خانه رسیدیم به اتاقم پناه بردم. و رامین طبق معمول راه حمام را پیش گرفت. مطمئن شدم وارد حمام شده، دویدم سمت پنجره و بازش کردم. گوشیم را دستم گرفتم. قبل از این که تماس بگیرم؛ زنگ خورد، زود جواب دادم. - سام. صدایش بم و گرفته بود. - جان سام، خوبی؟ 👇 http://eitaa.com/joinchat/3453091851Cb049da4662
AUD-20210810-WA0036.
زمان: حجم: 8.42M
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 عاشورا 📖ثواب اين زيارت پرفضيلت را تقديم ميکنيم 🙏به ارواح طيبه انبيا 🌹واوليا🌺چهارده معصوم💐 وفرزندان پاک وصالحشان,🌸 وارواح مطهر شهدا به ویژه 🌷وصالحان وهمه رفتگانمان مدت @Dastan1224 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
AUD-20210810-WA0036.
زمان: حجم: 8.42M
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 عاشورا 📖ثواب اين زيارت پرفضيلت را تقديم ميکنيم 🙏به ارواح طيبه انبيا 🌹واوليا🌺چهارده معصوم💐 وفرزندان پاک وصالحشان,🌸 وارواح مطهر شهدا به ویژه 🌷وصالحان وهمه رفتگانمان مدت ۴۰شب ◼️◾️◼️◾️◼️◾️◼️◾️◼️◾️◼️◾️ @Dastan1224 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
AUD-20210810-WA0036.
زمان: حجم: 8.42M
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 عاشورا 📖ثواب اين زيارت پرفضيلت را تقديم ميکنيم 🙏به ارواح طيبه انبيا 🌹واوليا🌺چهارده معصوم💐 وفرزندان پاک وصالحشان,🌸 وارواح مطهر شهدا به ویژه 🌷وصالحان وهمه رفتگانمان مدت ۴۰شب ◼️◾️◼️◾️◼️◾️◼️◾️◼️◾️◼️◾️ @Dastan1224 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
3.68M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ شش اثر شگفت انگیز توجه به نماز 🎙️ استاد سید حسین مؤمنی خواندن نمازاول وقت اهمیت بدهیم @Dastan1224