eitaa logo
داستان و پند. ........ اخبار فوری استقلال پرسپولیس ورزش سه ازدواج موقت صیغه یابی
8.3هزار دنبال‌کننده
6.3هزار عکس
4هزار ویدیو
69 فایل
|♥️بسم الله الرحمن الرحیم♥️. ﷺ ادمین @mohamad143418
مشاهده در ایتا
دانلود
داستان و پند. ........ اخبار فوری استقلال پرسپولیس ورزش سه ازدواج موقت صیغه یابی
#پارت193 رمان یاسمین مي آري اينطوري مي شه ديگه كاوه – داري دروغ مي گي مثل سگ! من خودم همه رو دست م
رمان یاسمین كاوه – بجان تو از همون اول فهميدم . نخواستم تو كنف بشي! گفتم بذار يه بار هم اين سر به سر ما بذاره برو خودتي ! من بودم مي خواستم دماغم رو عمل كنم؟- كاوه- حرف زيادي نباشه ! بذار جلوي فرنوش خدمتت مي رسم . حاال بگو ببينم چي شد ؟ چي گفت؟ . خيالت راحت . مباركه ايشاهلل- خيال من از اولش راحت بود . خواستگاري دختر ملكه انگليس برم، بهم نه نمي گه !! ملكه فرانسه بچگي هام رو ديده ، –كاوه !نشونم كرده واسه دختر كوچيكش !فرانسه ملكه نداره- كاوه – چه مي دونم ، از بس زيادن ، يادم نمي مونه ملكه كجا بوده ! حاال چرا فريبا بيرون نمي آد ؟ . در همين وقت فريبا صدامون كرد . ميز ناهار رو تو آشپزخونه چيده بود . فريبا – ببخشيد طول كشيد . داشتم ساالد درست مي كردم . بفرمايين تو آشپزخونه : كاوه آروم به من گفت . من روم نمي شه باهاش رو برو بشم بهزاد . خجالت مي كشم- !خجالت نداره . فريبام مثل دختر ملكه انگليس ! تو كه خاطرخواه زياد داري- . كاوه – حرف نزن! پاشو تو جلو برو من پشتت مي آم : من جلو رفتم . تا خواستم بگم مبارك باشه ديدم كاوه پشتم نيست . خندم گرفت به فريبا كه سرش رو پايين انداخته بود گفتم ! خجالت مي كشه بياد تو آشپزخونه- : فريبا آروم گفت . راستش بهزاد خان ، منم خجالت مي كشم- ! لحظه شيريني يه- . بعد كاوه رو صدا كردم ! كاوه كاوه ! بيا ديگه . كباب يخ كرد- . فريبا – ببخشيد بهزاد خان ، كباب نيست ! ساندويچ كالباس گرفتن كاوه خان !ساندويچ !! كاوه بيا ببينم- : كاوه از تو سالن گفت ! شما بخورين ، سرد مي شه . من اشتها ندارم . ببخشيد يادم رفت گوجه بگيرم- ! چي سرد مي شه ؟!كالباس سرد خدايي هست ! در ضمن گوجه تو ساندويچ ها هست- كاوه – ساندويچ چيه ؟ مرد حسابي تو رفتي كباب بگيري ، ساندويچ كالباس گرفتي ؟ تازه دنبال سيخ گوجه ش مي گردي؟ عيبي نداره، خواستگاري كرده - ! ، هول شده ! بيا تو خجالت نكش . دفعه اولش اينطوريه : كاوه اومد تو آشپزخونه و در حاليكه سرش پايين بود گفت من چطور ساندويچ گرفتم ؟- ! تو ساندويچ نگرفتي ، بهت ساندويچ دادن- .فريبا – ساندويچ هم خوبه . بفرمايين . هر سه سر ميز نشستيم . كاوه ساكت بود !كاشكي زودتر برات خواستگاري كرده بوديم كه تو يه خرده ساكت بشي- . فريبا و كاوه با خجالت خنديدن بخشيد فريبا خانم بي موقع خواستگاري كردم ها ! تو تموم زندگيم اومدم يه كار خوب بكنم ، اونم چي از آب در اومد ! از –كاوه !بس هول شده بودم ، موقعيت شما يادم رفت . راستش هنوز من نفهميدم چطوري جاي كباب ، ساندويچ گرفتم ؟ از بس سر به هوايي! عاشقي پسر مگه ؟- : كاوه در حاليكه مي خنديد گفت ! اگه عاشق نبودم كه خواستگاري نمي كردم ! حرف ها مي زني ها- . فريبا با خنده سرش رو پايين انداخت 👇 http://eitaa.com/joinchat/3453091851Cb049da4662