eitaa logo
داستان های عبرت آموز
1.6هزار دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
1.6هزار ویدیو
25 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم امام علی علیه‌السلام: پسرم! درست است كه من به اندازه پيشينيان عمر نكرده‏ ام، امّا در كردار آنها نظر افكندم، و در اخبارشان انديشيدم، و در آثار شان سير كردم تا آنجا كه گويا يكى از آنان شده‏ ام ... @yamolaiamalii313
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
‏۱۴۰۰سال قبل گفته بود: إنّا اعطیناک الکوثر ...
💠خسته و رنجور، به مسجدی رسید. داخل شد. وضویی ساخت و دو رکعت نماز خواند. سپس به گوشه ای رفت تا قدری بیاساید. اما سر و صدای بچه ها، توجه او را به خود جلب کرد. چندین کودک از معلم خود، درس می گرفتند و اکنون وقت استراحت آنها بود. بچه ها، در گوشه و کنار مسجد، پراکنده شدند تا چیزی بخورند یا استراحتی بکنند. دو کودک، در نزدیک شبلی، نشستند و هر یک سفره خود را گشود. یکی از آن دو کودک که لباسی نو و تمیز داشت و معلوم بود که از خانواده مرفهی است، در سفره خود نان و حلوا داشت. کودک دیگر که سر و وضع خوبی نداشت، با خود، جز یک تکه نان خشک نیاورده بود. کودک فقیر، نگاهی مظلومانه به سفره کودک منعم انداخت و دید که او با چه ولعی، نان و حلوا می خورد. قدری، مکث کرد؛ ولی بالاخره دل به دریا زد و گفت: نان من خشک است، آیا از آن حلوا، کمی به من هم می دهی تا با این نان خشک، بخورم؟ - نه، نمی دهم. - اما این نان خشک، بدون حلوا، از گلوی من پایین نمی رود! - اگر از این حلوا به تو بدهم، سگ من می شوی؟ - آری، می شوم. - پس تو حالا سگ من هستی؟ - بله، هستم. - پس چرا مثل سگ ها، صدا در نمی آوری؟ پسرک بیچاره، پارس می کرد و حلوا می گرفت و همین طور هر دو به کار خود ادامه دادند تا نان و حلوا تمام شد و هر دو رفتند که به درس استاد برسند. شبلی در همه این مدت، می نگریست و می گریست. دوستانش که او را در گوشه مسجد یافته بودند، کنارش نشستند و از علت گریه او پرسیدند .شبلی گفت: ببینید که طمع چه بر سر مردم می آورد! اگر این کودک فقیر، به همان نان خشک خود قناعت می کرد و به حلوای دیگری، طمع نمی بست، سگ دیگران نمی شد و خود را چنین خوار نمی کرد! 📚قابوس نامه، ص 261 📓 عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر ~~~~~~~~ @Dastanhayeebratamooz ══🇮🇷🌹🇮🇷═════ 💫💫💫💫
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💠 عنایت رضوی (ع) يكى از علماى زاهد مشهد مقدّس، مرحوم آية الله حاج شيخ حبيب الله گلپايگانى بود. آية الله آقاى وحيد خراسانى فرمود: شيخ حبيب الله از كسانى است كه در تربيت من دخالت داشته است. و از ايشان نقل فرمود: زمانى بيمار گشته و در بيمارستان امام رضاى مشهد بسترى شدم. در سحرگاهى كه حالم وخيم بود، رو به حرم مطهّر كردم و توسّل به حضرت رضا نمودم و گفتم: چهل سال جزء اولين افرادى بودم كه در سحرگاهان به زيارت قبرت مى ‏آمدم، اكنون به اين روز افتاده ‏ام، برايم چه مى ‏كنى؟ ناگاه متوجه شدم كه وجود مقدّسش كنار تخت بيمارستان است، ايشان شاخه گلى به دستم داد. اوضاع عادى شد و بيماريم بر طرف گرديد و از آن زمان، به هر بيمارى دست مى ‏كشيدم شفا مى ‏يافت. رفته رفته در اثر تماس با اندام اهل معصيت كه براى علاج‏شان دست مى ‏كشيدم، اثر دستم كاهش يافته و فعلاً بايد زمانى را صرف ادعيه و اوراد نمايم تا تاثير كند. 📚(آئینه اسرار، حسین کریمی قمی). ~~~~~~~~ @Dastanhayeebratamooz ══🇮🇷🌹🇮🇷═════ 💫💫💫💫
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
Mahdi Samavatihadise-kasa-samavati_0.mp3
زمان: حجم: 6.27M
امام صادق علیه السلام می فرمایند: «… فاطمه کوکب دری بین نساء اهل الدنیا … ؛ فاطمه علیها السلام اختری تابناک در میان زنان دنیاست .» 📔کافی 🥀🥀🥀
26.15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بهترین ها سلام ها به شخص اول هستی عج 🍃🍃🍃