01_0.mp3
352.1K
کلیپ صوتی داستان های شنیدنی در مورد امام رضا عليه السلام استاد انصاریان
حکایت درباره مردی که بدنش رعشه شدیدی داشت .
داستانهای قرآنی و مذهبی
http://eitaa.com/joinchat/433455118Cc79a6ab1ca
داستانهای ائمه: امام رضا (ع): اسلحه مسموم در توبره
مرحوم راوندى به نقل از محمّد بن زيد رزامى حكايت كند:
✔️ روزى در خدمت حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهما السلام بودم ، كه شخصى از گروه خوارج - كه درون توبره و خورجين خود نوعى سلاح مسموم نهاده و مخفى كرده بود - وارد شد.
آن شخص به دوستان خود گفته بود: او گمان كرده است ، كه چون فرزند رسول اللّه است ، مى تواند وليعهدى طاغوت زمان را بپذيرد، مى روم و از او سؤ الى مى پرسم ، چنانچه جواب صحيحى نداد، او را با اين سلاح نابود مى سازم .
پس چون در محضر مبارك امام رضا عليه السلام نشست ، سؤ ال خود را مطرح كرد.
حضرت فرمود: سؤ الت را به يك شرط پاسخ مى گويم ؟
منافق گفت : به چه شرطى مى خواهى جواب مرا بدهى ؟
امام عليه السلام فرمود: چنانچه جواب صحيحى دريافت كردى و قانع و راضى شدى ، آنچه در توبره خود پنهان كرده اى ، درآورى و آن را بشكنى و دور بيندازى .
آن شخص منافق با شنيدن چنين سخن و مشاهده چنين برخوردى متحيّر شد و آنچه در توبره نهاده بود، بيرون آورد و شكست ؛ و بعد از آن اظهار داشت : ياابن رسول اللّه ! با اين كه مى دانى مامون طاغى و ظالم است ، چرا داخل در امور او شدى و ولايتعهدى او را پذيرفتى ، با اين كه آن ها كافر هستند؟!
امام رضا عليه السلام فرمود: آيا كفر اين ها بدتر است ، يا كفر پادشاه مصر و درباريانش ؟
آيا اين ها به ظاهر مسلمان نيستند و معتقد به وحدانيّت خدا نمى باشند؟
و سپس فرمود: حضرت يوسف عليه السلام با اين كه پيغمبر و پسر پيغمبر و نوه پيغمبر بود، از پادشاه مصر تقاضا كرد تا وزير دارائى و خزينه دار اموال و ديگر امور مملكت مصر گردد و حتّى در جاى فرعون مى نشست ، در حالى كه مى دانست او كافر محض مى باشد.
و من نيز يكى از فرزندان رسول اللّه صلى الله عليه و آله هستم و تقاضاى دخالت در امور حكومت را نداشتم ؛ بلكه آنان مرا بر چنين امرى مجبور كردند و به ناچار و بدون رضايت قلبى در چنين موقعيّتى قرار گرفتم .
آن شخص جواب حضرت را پسنديد و تشكّر و قدردانى كرد؛ و از گمان باطل خود بازگشت .(1)
1- الخرايج والجرايح : ج 2، ص 766، ح 86.
منبع: چهل داستان وچهل حدیث از امام رضا علیه السلام ، حجت الاسلام والمسلمین عبدالله صالحی
موسسه تحقیقات و نشر معارف اهلبیت علیهم السلام
داستانهای قرآنی و مذهبی
http://eitaa.com/joinchat/433455118Cc79a6ab1ca
* غذاخوردن امام با خدمتگزاران خود*
✔️ یکی از اهالی بلخ نقل میکند روزی در خراسان خدمت امام رضا (ع) شرفیاب بودم که غذا آوردند به دستور امام غلامان و خدمتگزاران در یک سفره جمع شدند و خود ان حضرت هم مشغول غذاخوردن با آنها شدند . عرض کردم آیا بهتر نیست دستور فرمایید برای اینها سفرههای جداگانهای بیندازیم تا خودشان با هم غذا بخورند؟
امام در جوابم فرمودند: «این حرف ها را رها کن!
خدای ما یکی
مادر ما یکی و
پدر ما یکی است
پاداش هر فردی نسبت به اعمال اوست.»
(کافی، شیخ کلینی، ج4، ص220)
کانال کودکان علی اصغر
http://eitaa.com/joinchat/3402432525C2b42624acc
💕 تقسیم محبت 💕
🍁 روایت شدهاست که هنگام غذاخوردن حضرت رضا (ع) قدحی میآوردند و نزدیک سفره ایشان میگذاشتند حضرت از بهترین و لذیذترین غذاهایی که برایشان اورده بود مقداری بر میداشتند و در ان قدح میگذاشتند و میفرمودند آن را به مستمندان بدهند.
سپس میفرمودند: خدای عزوعجل میدانست که همه افراد قادر به آزاد کردن بنده نیستند از این رو اطعام فقرا را راهی برای رسیدن آنان به بهشت قرار داد.
موسسه تحقیقات و نشر معارف اهلبیت علیهم السلام
کانال کودکان علی اصغر
http://eitaa.com/joinchat/3402432525C2b42624acc
*آداب مهمان نوازی*
یکی از اهالی بلخ نقل میکند: روزی در خراسان خدمت امام رضا (ع) شرفیاب بودم که غذا آوردند به دستور امام غلامان و خدمتگزاران در یک سفره جمع شدند و خود ان حضرت هم مشغول غذاخوردن با آنها شدند . عرض کردم آیا بهتر نیست دستور فرمایید برای اینها سفرههای جداگانهای بیندازیم تا خودشان با هم غذا بخورند؟
امام در جوابم فرمودند: «این حرف ها را رها کن! خدای ما یکی مادر ما یکی و پدر ما یکی است پاداش هر فردی نسبت به اعمال اوست.»
(کافی، شیخ کلینی، ج4، ص220)
کانال کودکان علی اصغر
http://eitaa.com/joinchat/3402432525C2b42624acc
❌ میوه ات را دور نریز ❌
سایر خادم حضرت رضا علیه السلام نقل میکند:
روزی امام متوجه شدند که نوجوانانی میوه را نیم خورده دورریختهاند حضرت ناراحت شدند و فرمودند:«سبحان الله! اگر از آن بینیازید کسانی هستند که به آن نیاز دارند ان را به کسی بدهید که نیازمند است.
(کافی: ج6، ص297)
موسسه تحقیقات و نشر معارف اهلبیت علیهم السلام
کانال کودکان علی اصغر
http://eitaa.com/joinchat/3402432525C2b42624acc
هدایت شده از داستانهای قرآنی و مذهبی
افتخار دهید و از کانالهای دیگر ما دیدن کنید:
بشارت
http://eitaa.com/joinchat/3578658829C1f72395f25
داستانهای قرآنی و مذهبی
http://eitaa.com/joinchat/433455118Cc79a6ab1ca
پوسترهای قرآنی
http://eitaa.com/joinchat/3661430797C9de8dc581d
پوسترهای نهج البلاغه
http://eitaa.com/joinchat/3661234189C2a7652fcef
کانال کودکان علی اصغر
http://eitaa.com/joinchat/3402432525C2b42624acc
دعا
http://eitaa.com/joinchat/1727266827C5fd712b4d4
روایات
http://eitaa.com/joinchat/3912564749Ce45dda9373
👏شستن دست و ظاهر شدن طلا👏
✅ یکی از اصحاب می گوید در حضور حضرت بودم که پول بسیاری برای ایشان آوردند ولی ایشان خوشحال نشدند با خودم گفتم چنین پولی برایش میآورند و او نمیپذیرد امام فرمودند: ای غلام آفتابه ولگن را بیاور سپس روی تخت نشسته ودستشان را گرفتند و به غلام فرمودند: آب بریز
راوی میگوید:«از میان انگشتان امام طلا درطشت میریخت سپس حضرت رو به آن فرد کردند و فرمودند:
کسی که چنین است به پولی که تو برایش اورده ای اعتنایی ندارد.
(کافی چ 1 ص491)
موسسه تحقیقات و نشر معارف اهلبیت علیهم السلام
داستانهای قرآنی و مذهبی
http://eitaa.com/joinchat/433455118Cc79a6ab1ca