eitaa logo
گفتگوی اسلام و مسیحیت
597 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
434 ویدیو
87 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
و راهب (ویژه‌نامه وفات حضرت ابوطالب (ع)) بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم  ابوطالب علاقه شدیدی به حضرت محمد(ص) داشت. در خانه خود او را بر فرزندان و سایر اهل خانه ترجیح می داد. اتفاقی پیش آمد که بر علاقه اش نسبت به او افزود و سعی خود را در حفاظت و مراقبت از جان او دو چندان کرد. آن اتفاق، سفر تجارتی ابوطالب به شام بود. هنگام حرکت، محمد(ص) که هنوز دوازده بهار از عمر او نگذشته بود زمام شتر عمو را گرفت و در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود گفت: «عمو جان، مرا به که می سپاری؟» ابوطالب از این جمله اندوهگین شد و تصمیم گرفت برادرزاده اش را همراه خود ببرد. او را بر روی شتری که خود سوار بود جای داد و با خود به شام برد، در طول مسیر به محلی به نام «بصری » رسیدند. دیری در آن جا بود و راهبی نصرانی در آن سکونت داشت. رهبانان دیگر برای دیدار ازراهب بزرگ به آنجا می آمدند. هر سال قافله ای از قریش از آن محل می گذشت و راهب به آنها اعتنایی نمی کرد. در آن سال بر خلاف گذشته، راهب از اهل قافله دعوت به عمل آورد و آنها را اطعام داد. راهب متوجه ابری شد که بر فراز قافله قریش سایه افکنده است. دانست کسی در میان این جمع مورد عنایت خدای بزرگ است. اهل قافله پس از آن که به دعوت راهب وارد صومعه شدند، راهب دید ابر از حرکت باز ایستاده است. سؤال کرد: «آیا کسی از قافله بیرون مانده است؟» گفتند: «کودکی نزد شتران و بارها مانده است.» راهب گفت: «بگویید او هم داخل شود.» محمد(ص) وارد شد. راهب قامت او را به دقت نظاره کرد. یکی از اهل کاروان خطاب به راهب گفت: «در گذشته از ما پذیرایی نمی کردی، آیا پی آمدی روی داده است که ما را به حضور پذیرفته ای؟»راهب در پاسخ گفت: «آری چنین است. شما اینک میهمان من هستید» پس از آن که اهل کاروان غذا خوردند و متفرق شدند، راهب با ابوطالب و حضرت محمد (ص) در کنجی در خلوت به گفتگو نشستند. راهب خطاب به محمد(ص) گفت: «ای پسر، تو را به لات و عزی - دو بت بزرگ در مکه - قسم می دهم که هر چه را می پرسم پاسخ گویی.» حضرت محمد فرمود: «لا تسالنی باللات و العزی فوالله ما ابغضت شیئا قط بغضهما; با سوگند به بت لات و عزی از من چیزی سؤال نکن. به خدا قسم به هیچ چیزی مانند آنها بغض و عداوت ندارم.» راهب گفت: «پس تو را به خدا قسم می دهم سؤالات من را پاسخ گویی.» حضرت محمد(ص) گفت: «از هر چه می خواهی سوال کن.» سپس راهب مطالبی درباره حالات حضرت، از خواب و بیداری و سایر کارهایش پرسید. حضرت همه را همانگونه که راهب فکر می کرد و در انجیل و سایر کتابها درباره پیغمبر خاتم خوانده بود، پاسخ داد. سپس تقاضا کرد که بین دو شانه او را ببیند. راهب مهر نبوت را میان دو شانه حضرت مشاهده کرد. بعد سؤالاتی از ابوطالب کرد. از او پرسید: «این پسر با تو چه نسبتی دارد؟ گفت: «فرزند من است » راهب گفت: «او فرزند تو نیست » ابوطالب گفت: «او فرزند برادر من است » راهب پرسید:«پدرش کجاست؟» ابوطالب گفت: «پدرش در هنگامی که مادرش او را آبستن بود از دنیا رفت.» راهب کلام ابوطالب را تصدیق کرد و گفت: «او را به مکه بازگردان و در حفظ او از دست یهود کوشا باش. «فوالله لئن راوه و عرفوا منه ما عرفت لیبغنه شرا فانه کائن لابن اخیک هذا شان عظیم فاسرع به الی بلده; به خدا سوگند، اگر به او دست یابند و آنچه من درباره او دانستم بدانند، با وی دشمنی خواهند کرد و او را می کشند. این کودک آینده بسیار روشن و درخشانی دارد، سریع او را به شهرش برگردان.»(1) ابوطالب این داستان را به شعر درآورده است. دو بیت آن را می آوریم. ان ابن امنة النبی محمدا عندی یفوق منازل الاولاد لما تعلق بالزمام رحمته و العیس قد قلصن بالازواد محمد پسر آمنه که پیامبر است، مرتبه اش نزد من از فرزندانم بیشتراست. هنگام سفر عنان مرا گرفت; در آن حال که مانند گیاهان پیچنده بر من پیچیده بود، بر او شفقت ورزیدم.(2) در فداکاری و ایمان ابوطالب همین بس که ابن ابی الحدید درباره اش چنین اشعاری به ثبت رسانده است: و لولا ابوطالب و ابنه لما مثل الدین شخصا فقاما فذاک بمکة آوی و حامی و هذا بیثرب جس الحماما تکفل عبد مناف بامر و  اودی فکان علی تماما(3) اگر ابوطالب و فرزندش علی نبود، ستون دین برپا نمی شد. ابوطالب در مکه از دین خدا حمایت کرد و به آن پناه داد; و علی در مدینه کبوتر دین را به پرواز درآورد. ابوطالب کاری را در دست گرفت و چون درگذشت علی آن را به اتمام رسانید. (1)سیره ابن هشام، ج 1، ص 191، سیره حلبی، ج 1، ص 191; طبقات الکبری لابن سعد، ج 1، ص 129; تاریخ طبری، ج 2، ص 32; الغدیر، ج 7، ص 342. (2)الغدیر، ج 7، ص 343 به نقل از تاریخ ابن عساکر، ج 1، ص 269 و دیوان ابوطالب، ص 33. (3)شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 14، ص 84. اللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ و عجل فرجهم ☪✝ @Debate
🔴 فالو برای 🌷 رامی، جوان لبنانی خطاب به شهید علی عدنان حامد: 🌴 من امروز فالوت کردم، ممکنه نمی‌تونی فالوبک کنی، ولی تو رو قسم می‌دم به رحمتت، مایی را که نمی‌شناختیمت، فردا در برابر خداوند طوری رفتار کن که انگار ما را می‌شناختی و شفاعت‌مون بکن. 🌴 من مسیحی‌ام، فقط عیسی مسیح به‌خاطر من به صلیب کشیده نشده، بلکه تو و رفقایت هم به خاطر من به صلیب کشیده شدید. ☪✝ @Debate
♦سناریو جدید ، موج سواری بر 🔸با شیوع ویروس کرونا و درگیری جهانی با این موضوع، رسانه‌های تبشیری با تمرکز بر اخبار پیرامون این قضیه در تلاش هستند تا به نوعی را محکوم کرده و نحوه مدیریت این بیماری در ایران را به چالش بکشند. تبشیری‌ها با برجسته ساختن برخی اخبار و اتفاقاتی که به تعداد معدود ممکن است به وقوع بپیوند در تلاش هستند تا ایران را محکوم به برگزاری اجتماعات مذهبی کند و در عوض از تعطیلی در جهان دم میزنند تا با ایجاد این دوقطبی، نشان دهند که مسلمانان و ایران نسبت به شیوع بیماری بی‌تفاوت بوده و مدیریت ضعیفی دارند. feraghvaadyan ☪✝ @Debate
گفتگوی اسلام و مسیحیت
متاسفانه مطلع شدیم طلبه انقلابی فعال در عرصه نقد مسیحیت جناب آقای ابراهیم اکبرآبادی در قم به بیماری
🌻 ... اَللَّهُمَّ فَإِنَّا نَسْأَلُكَ بِالْمَبْعَثِ الشَّرِيفِ وَالسَّيِّدِ اللَّطِيفِ وَ الْعُنْصُرِ الْعَفِيفِ، أَنْ تُصَلِّيَ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَأَنْ تَجْعَلَ أَعْمَالَنَا فِي هَذِهِ اللَّيْلَة ِوَ فِي سَايِرِ اللَّيَالِي مَقْبُولةً وَ ذُنُوبَنَا مَغْفُورَة وَ حَسَنَاتِنَامَشْكُورَة وَ سَيِّئَاتِنَا مَسْتُورَة وَقُلُوبَنَا بِحُسْنِ الْقَوْلِ مَسْرُورَة وَأَرْزَاقَنَا مِنْ لَدُنْكَ بِالْيُسْرِ مَدْرُورةً... 🌻... خدايا! ما از تو درخواست مي كنيم به حقّ بعثت شريف و آقاي مهربان و موجود پارسا كه بر محمّد و خاندانش درود فرستي، و اعمال ما رادر اين شب و در ساير شبها پذيرفته پيشگاهت قراردهي و گناهانمان را آمرزيده بداري و خوبيهايمان را مورد سپاس و بديهايمان را پوشيده گرداني و دلهايمان را به گفتار خوش شادمان سازي و روزيهايمان را ازجانب خود به آساني فراوان گرداني... ✍ دعای شب مبعث در این شب عزیز متوسّل بشیم به پیامبر مهر و رحمت و ازشون طلب شفا برای همه ی بیماران و طلب صبر برای خانواده های داغدار کنیم. حمد شفائی هم جهت شفای بیماران علی الخصوص بیماران کرونایی تلاوت کنیم.🌸🍃 ☪✝ @Debate
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
اجرای آخرین متد برای پیشگیری از توسّط با حوله درمانی قشنگ همشونو کرونایی کرد😂 ☪✝ @Debate
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⭕️ جدیدترین مدل اعتراف به گناه در پی شیوع در امریکا 🔹پس از اعلام تعطیلی کلیساها در آمریکا و ممنوعیت ورود مردم به این اماکن در پی شیوع کرونا، یک کشیش مسیحی جلوی پارکینگ کلیسا می‌نشیند و مراجعه کنندگان از داخل خودرو خود به گناهانی که مرتکب شده‌اند اعتراف میکنند تا کشیش برای آنها دعا کند! ☪✝ @Debate
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌚 تحریک فرانسوی توسّط صهیونیست علیه مسلمانان 📌🔺دستپاچگی، درماندگی و وحشت بی سابقه غرب دربرابر گسترش معنادار گرایش به اسلام... 💢کشیش فرانسوی: ▪️اروپا درحال سقوط به یک چاله است ▪️همین امروز، بیشترین اسم کودکان در بروکسل، "محمد" است..!!! ▪️به همین سادگی درمقابل این بدبختی کوتاه می آیید...؟! ❤️مقام معظّم رهبری: 🔴"حوادث اخیر به ما خبر میدهد، پدید‌ه‌ای یکتا در آینده تاریخ در راه است." ✍کی می رسد آن روزی که باور کنیم مشکل آنها با ما هسته ای و موشک و اینها نیست... مشکل آنها است...مشکل آنها پیشرفت ماست... مشکل آنها قدرت و اقتدار ما درجهان است... این است که موجب افزایش روزافزون اقبال و اعتماد ملت‌ها و تقویت باور آنها به شایستگی بی چون و چرای اسلام برای اداره جهان خواهد شد... ☪✝ @Debate
شباهت بالای اولین نیروی بازی کلش اف کلنز یا همان بربر(Barbarian)به تری جونز ایالت فلوریدا(اولین کسی که با رسیدن به مرحله اخر بازی کلش اف کلنز قران را اتش زد. ☪✝ @Debate
لحظه ی مسلمان شدن یک بانوی روانشناس این شخصیت ویژه ،عروس خاندان امیر کبیر است. این خانواده در بارسلون زندگی می کنند. تصویر فوق لحظه اوردن این بانو در شهر مادرید توسّط استاد عزیز حجت الاسلام هاشمی را نشان می دهد. ☪✝ @Debate
7.21M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماجرای فرد که نام فرزندش را محمد گذاشت و پس از مدّتی فرزندش مریض شد و مورد ملامت دوستان و آشنایان قرار گرفت امّا بعد از .... ☪✝ @Debate
می شدیاق نماینده القوات اللبنانیه، شخصیت ضد و ایران که همه چیز را تقصیر ایران و حزب می‌انداخت و کرونا را هم به ایران ربط داده بود، از فرانسه تشریف آورده و گرفته اند! عقل هاشم فرمانده مزدوران ارتش لحد در جنوب که به صهیونیستها خدمت می‌کرد، دایی ایشان بود. بابت قتل دایی اش از مقاومت کینه دارد. ☪✝ @Debate