eitaa logo
دیباج
87 دنبال‌کننده
381 عکس
54 ویدیو
4 فایل
دیباجِ (حریرِ) سخن از تار و پود واژگان پذیرای نظرات خوانندگان ارجمند هستم. ارتباط با مدیر: @Armaktab 💠
مشاهده در ایتا
دانلود
✅از کلام معصوم علیه السلام 🔶گذشت در اوج قدرت @Deebaj
دیباج ۲۰۶دادگستر جهان 📌ابجد کبیر کلمه «عادل» عدد ۱۰۵ است. امروز در مسجد مقدس جمکران، شماره کفشداری ۱۰۵ به دستم رسید. از باب: «تفألوا بالخير تجدوه؛ همواره فال نیک بزنید (خوش‌بین باشید) تا آن را بیابید.»، فال نیک زدم به امید ظهور پرسرور عدالت‌گستر کل، حضرت حجت بن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف!
✅از کلام معصوم علیه السلام 🔶یاد خدا، آرامش‌بخش دل‌ها 📌برای آرامش قلب متلاطم دستوری خواست. آقا فرمودند: نشسته یا ایستاده، دست را روی قلب بگذار و سه چهار بار این آیه را بخوان: ﴿الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّـهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّـهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ﴾ بعد از آن، اثرش را بارها آزمود. 📚عَلّامه، ص۸۶ ©️ @AlmizanMedia @Deebaj
دیباج ۲۰۷ 🔶شاهد دروغ 📌به‌جز مواردی که از قسم برای تاکید بر موضوعی و یا نشان‌دادن اهمیت فوق‌العاده آن استفاده می‌شود؛ مانند قسم‌هایی که خداوند در قرآن کریم یاد می‌کند و یا سوگندهایی که در سخن حضرات معصومین سلام الله علیهم دیده می‌شود، قسم‌های انسان‌های عادی، غالبا و یا دست کم در بسیاری موارد، پوششی است برای دروغی که در باطن سخن خود پنهان داشته‌اند، و گرنه انسانی که به درستی و سنجیدگی مدعای خود باور دارد، نیازی نمی‌بیند برای اثبات آن، قسم به خدا و شخصیت‌های مقدس را دستاویز قرار دهد. به گفته صائب تبریزی: سخن شمرده و سنجيده گوی بی سوگند که شاهدِ سخنان دروغ، سوگندست صائب معتقد است که وقتی کسی سوگند می‌خورد به احتمال قوی دروغ می‌گوید؛ چون سخن سنجیده نیاز به سوگند ندارد. @Deebaj
✅از کلام بزرگان 🔶مرگ رنگ آفتاب است و بیابان چه فراخ نیست در آن نه گیاه و نه درخت غیر آوای غرابان، دیگر بسته هر بانگی از این وادی رخت در پس پرده‌ای از گرد و غبار نقطه‌یی لرزد از دور سیاه: چشم اگر پیش رود، می‌بیند آدمی هست که می‌پوید راه. تنش از خستگی افتاده ز کار. بر سر و رویش بنشسته غبار. شده از تشنگی‌اش خشک گلو. پای عریانش مجروح ز خار. هر قدم پیش رود، پای افق چشم او بیند دریایی آب. اندکی راه چو می‌پیماید می‌کند فکر که می‌بیند خواب. @Deebaj
✅از سخن دیگران 🔶قدرت (هنوز)! پروفسور کارل دوک در کتاب «طرز فکر» میگه با دبیرستانی آشنا شده بود که مکانیزم نمره‌دهی جالبی داشت. در این مدرسه وقتی دانش‌‌‌‌آموزها نمره‌ای پایین میگرفتن به جای نمره یا استفاده از کلمه مردودی نوشته می‌شده «هنوز نه». به گفته این استاد دانشگاه تاثیر این عبارت به صورت باورنکردنی در تلاش بیشتر دانش‌آموزها و پیشرفت تحصیلی‌شون، موثر بوده. کلا وقتی ما به جای سرزنش کردن خودمون، کمی با خودمون مهربون‌تر باشیم، به جای انفعال و هیچ‌کاری نکردن، سعی می‌کنیم مسیرمون رو قدرتمندتر ادامه بدیم. پس سعی کنید از کلمه «هنوز» بیشتر در دایره لغاتتون استفاده کنید. ✍️بازنشر از: @organizationalbehavior @Deebaj
دیباج ۲۰۸ 🔶پرده‌خوانی 📌بچه که بودیم، کمتر خانه‌ای بود که در آن اثری از رسانه‌های تصویری متنوع امروزی باشد. یکی از سرگرمی‌های جذاب ما ‏بچه‌های روستایی دهه ۵۰، نشستن پای نقالی پرده‌خوانی بود که در طول سال، شاید یکی دو بار به روستای ما سر می‌زد و ‏همیشه رسانه خودش را که عبارت بود از پرده‌ای مصور- شبیه آنچه در تصویر می‌بینید- در میدان‌گاهی که ‏چهارگوشه آن با مسجد و حسینیه و آشپزخانه (بلغورخانه) و نیز برجی مدور محاصره شده بود، بر سینه دیوار می‌آویخت و ‏شروع می‌کرد حادثه جانگداز روز عاشورا را روایت‌کردن.‏ 📌من و کودکان هم سن و سالم که توی خاک‌های کوچه مشغول بازی بودیم، با شنیدن صدای دلنشین نقال، که از قضا چهره‌ای ‏دوست‌داشتنی هم داشت و همیشه پارچه‌ سبز چندلایه‌ای را دور سرش می‌بست و کتی بلند هم بر تن داشت، با شوق و ‏ذوق به طرف او می‌دویدیم. 📌خوب یادم هست وسیله نقلیه‌ای که با آن این طرف و آن طرف می‌رفت برای نقالی، موتور «ایژ روسی» ‏بود که انصافا سنگین بود و صدای خاصی هم داشت. این وسیله نقلیه برای پیمودن مسافت‌های طولانی وسیله مناسبی به نظر ‏می‌رسید.‏ 📌نقال همیشه با لبخند با بچه‌ها برخورد می‌کرد. تا بیاید با نقش‌های رنگارنگ پرده‌اش، چهره مرده و بی‌روح دیوار را روح ببخشد، ما از ‏آب جوی جاری کنار حسینیه، با کاسه‌های مسی آشپزخانه، زمین خاکی را آب پاشی کرده بودیم. 📌بوی عطر خاک مشام جانمان ‏را نوازش می‌داد. کم‌کم بزرگ‌ترها هم جمع می‌شدند و همه بی‌صبرانه، منتظر شروع نقالی، روی همان زمین خاکی و نمناک می‌نشستیم. دست‌هایمان را می‌زدیم زیر چانه و پلک نمی‌زدیم و سرتاپا گوش بودیم و چشم. ‏👇
📌در گوشه‌کنار گاهی صدای هق‌هق گریه زنان بلند می‌شد و بعضی بزرگ‌ترها که بغضشان می‌ترکید، با نقال که حادثه کربلا را ‏با جزئیاتش روایت می‌کرد، همراهی می‌کردند.‏ 📌نقالی که تمام می‌شد، کمک می‌کردیم نقال دوره‌گرد پرده شمایلش را دور چوبی صاف لوله کند و آنرا درون روکش چرمی‌اش ‏بگذارد و بیندازدش در خورجین موتور و برود تا نوبت بعد. ‏ چه روزگار خوشی داشتیم!‏ یاد همه پدران و مادران و اساتیدی که ما را با حسین علیه السلام، رفیق کردند، گرامی باد! @Deebaj
دیباج ۲۰۹ 🔶لذت ادبیات 📌اولین کتابی که از مجموعه آثار زنده یاد جلال آل احمد خواندم، «سه تار» بود؛ مجموعه سیزده روایت جورواجور که همگی از دغدغه‌های عقیدتی، سیاسی و اجتماعی نویسنده حکایت دارد. نام کتاب از روی نخستین روایت آن که داستان جوانی تارزن است، انتخاب شده است. برای من دو روایت آخر کتاب؛ یعنی: (اختلاف حساب) و نیز (الگمارک و المکوس)، جذابیت ویژه‌ای داشت. اختلاف حساب روایت کارمند بانکی به نام احمد علی خان است که همواره نگران پسر بیمارش است و سرانجام، در روزی که تا دیروقت برای بررسی اختلاف حساب‌ها در بانک می‌ماند، تلفنی خبر ناگواری را به او می‌دهند. الگمارک و المکوس هم روایت سفر نویسنده به عراق است. صحنه رویارویی او با پسرکی نوجوان از اهالی مازندران که در سفر عراق، مادرش ناپدید شده و لذا او نتوانسته است به وطن خود برگردد، نقطه ثقل روایت است. نویسنده از اینکه، علی رغم قولی که داده، نتوانسته آن نوجوان را به ایران بازگرداند، اظهار اندوه می کند. @Deebaj
کتاب خوب 🔶کتاب ۶۶ خطای شناختی در تصمیم‌گیری "66 خطای شناختی در تصمیم گیری" اثری است از "محمدرضا سلیمی" که در آن تعاریف ملموسی از این خطاها را به همراه "پیامدها و راه حل ها" ارائه می‌نماید. موضوع مورد بررسی این کتاب، به عنصر ذاتی بسیاری از کتاب‌های موفقیت و تصمیم‌گیری پرداخته است و یکی از مهم‌ترین موضوعات در مدیریت و روانشناسی است. هنگام مطالعه، تفسیر و قضاوت وقایع، خطاهای شناختی ما را در قفس فکری می‌اندازند و از ارزیابی دقیق موقعیت و انتخاب بهترین راه‌حل باز می‌دارند. اکثر اشتباهات شناختی در طول زمان و در نتیجه تکامل و زندگی ما بر روی زمین و در مغز ما ایجاد شده است و بسیاری از آنها به ما کمک کرده‌اند تا بقای خود را ادامه دهیم یا سریعتر فکر کنیم و بهتر قضاوت کنیم. شاید بتوان خطاهای شناختی را محصول محاسبات مغز انسان در نظر گرفت که در عین اینکه از فواید زیادی برخوردار، معایبی نیز دارد. کتاب "66 خطای شناختی در تصمیم گیری" به قلم "محمدرضا سلیمی"، نمونه‌های فرضی مهارت‌های حل مسئله کهن و جدید را نشان می‌دهد که ممکن است منجر به یک اشتباه شناختی در دنیای امروز شود. اگرچه تفاوت های قابل توجهی در نحوه تعریف و تمایز سوگیری شناختی و تحریف شناختی وجود دارد، ممکن است همپوشانی‌هایی نیز وجود داشته باشد که طبقه‌بندی‌های ارائه شده در این کتاب، ممکن است برای شناخت آنها مفید باشد. @Deebaj
✅دیباج ۲۱۰ 🔶آیین مهروزی 📌دخترم درباره رَوایی نیکی‌ورزیدن با مسیحیان از من می‌پرسد. او خود باورمند به آموزه‌های زیبای دین است. در باورش نمی‌گنجد که اسلام از برقراری نیکی و رفتار پسندیده با کسانی که به مقدسات او احترام می‌گذارند، منع کرده باشد. 📌برایش امام حسین عزیز است و چون علاقه یک خانم مسیحی که از قضا پزشک نیز هست را به محبوب خویش می‌بیند، همین نقطه اشتراک، کشش ایجاد می‌کند؛ اما چون دغدغه باورهای خود را دارد، بی‌قرار می‌شود و از درستی یا نادرستی این رابطه دوستانه می‌پرسد و چون پاسخ می‌شنود که خداوند انسان را کرامت بخشیده و از نیکی و دادگری درباره غیر مسلمانانی که با مؤمنان کین‌توزی نمی‌کنند، نهی نفرموده است، دلش آرام می‌گیرد. @Deebaj