📅 اردیبهشت 1363 – شهادت حجت الاسلام مهدی شاه آبادی
💠نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و فرزند استاد عرفان حضرت امام که علاقه وافری به رزمندگان داشت و عاشق شهادت بود
🌷او در یک غروب بهاری پس از بازدید از خط مقدم لشکر25کربلا، در جزیره مجنون به آرزوی دیرینش رسید و بر اثر ترکش توپخانه شلیک شده از سوی سپاه دشمن، آسمانی شد
🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN
✅ به کانال "دفاع مقدس" بپیوندید
www.Aviny.comشهید_آوینی_حزبالله_برای_آب_و_خاک.mp3
زمان:
حجم:
1.7M
📢 صوت| روایت #شهید_مرتضی_آوینی از جنگ
🌸 حزبالله برای آب و خاک نمیجنگد - ميهن او اسلام است
🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN
✅ به کانال "دفاع مقدس" بپیوندید
👇👇👇
✳️ روایت #شهید_مرتضی_آوینی از جنگ
▪️ حزبالله برای آب و خاک نمیجنگد
▫️ ميهن او اسلام است
🔺 آن كه با نشاط و اشتياق، در صحنهي جهاد به سوي خدا بشتابد، همانند تشنهكامي است كه به سوي آب ميرود.
🔹بهشت، در زير سايهي نيزهها قرار گرفته است و امروز، اخبار پنهان به آزمايش، در صحنهي نبرد آشكار ميگردد، و سوگند به خدا كه اشتياق من براي رو به رو شدن با دشمن از اشتياق دشمن به فرار، بيشتر است.
🔻 اشتياق حزب الله براي رو به رو شدن با دشمن، از اشتياق دشمن به فرار بيشتر است و تو گويي حضرت علي(ع) اين خطبه را در شأن حزب الله فرموده است و اگر اينچنين هم باشد عجبی نيست.
◾️ صبح پيروزي، در صحنهي عظيمترين وقايع تاريخ، حزب الله مرحلهاي را به پايان برده و مرحلهاي ديگر را آغاز كرده است.
💢 او خسته نميشود و ملالت را بر قلب استوارش راهي نيست. اينان همان قومي هستند كه دربارهشان امام كاظم(ع) فرمودهاند:
✅ مردي از قم، قيام ميكند و مردم را به سوي حق فرا ميخواند. بر گِرد او قومي همچون پارههاي آهن اجتماع ميكنند. تندباد حوادث آنان را متزلزل نميسازد، از جنگ خسته نميشوند و نميترسند، بر خداست كه توكل ميكنند، و عاقبت از آن متقين است.
⚪️ آري آن مرد قيام كرده است و آن قوم دلاور نيز بر گِرد او اجتماع كردهاند و قيام هنوز ادامه دارد، و عاقبت نيز از آن متقين است.
🔴 رمز پيروزي اين است: يا فاطمة الزهرا(س)
🔸 رزمندگان در فضاي پرنشاطي كه با سلام و صلوات و رايحهي نصرت خدا و پيروزي، معناي ديگري يافته است، با قايق خود را به آن سوي رود ميرسانند.
▪️ دشمن حيرتزده است كه چگونه دژهاي به ظاهر استوار مكر او در برابر تكبير بسيجيهايي كه به يكباره و بدون واهمه، با آرپيجي و كلاشينكف سر ميرسند، فرو ميريزد
.
🔸 دشمن رمز پيروزي ما را نميداند و از همين است كه هنوز، شكست كامل خويش را باور ندارد.
◽️ حزب الله هر چند وطن خويش را دوست ميدارد، اما از تعلقات جغرافيايي آزاد است و براي آب و خاك نيست كه ميجنگد.
🔹 ميهن او اسلام است و ايران را از آن دوست ميدارد كه درخت ايمان او در خاك مباركش ريشه گرفته است.
🔸 ايرانِ امروز مركز آن نور مقدسي است كه در ظلمات اين عصر درخشيدن گرفته است و فرداي تاريخ را تا عصر عدالت جهاني روشن خواهد ساخت.
◾️ يكي از اسرا، همقطارهاي خويش را كه به اين سو و آن سوي دهكده گريختهاند فرا ميخواند:
➖ بياييد! اينها لشكريان اسلام هستند، به شما كاري ندارند و هر چه دربارهشان گفتهاند دروغ است.
🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN
✅ به کانال "دفاع مقدس" بپیوندید
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⏳ #دوران_دفاع_مقدس
🎥 فیلم | ورزش باستانی با تفنگ!!
▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️
📢 صوت| #شهید_مرتضی_آوینی :
🌸ما را چارهای نیست جز آنکه که تفنگ برداریم
🍀و از حق و عدالت و مظلومین حمایت کنیم
🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN
✅ به کانال "دفاع مقدس" بپیوندید
💠 خاطرهای از دوران #جنگ_کردستان
😊😊 #شوخ_طبعی
⚠️ کنسرو ماهی با نفت !!
🔺 سال 1363 در بخش مخابرات سپاه کامیاران خدمت میکردم.
🔹 یک روز، مسئولین مخابرات سپاه کردستان، پرویزی، امامقلی و رَوِشی از سنندج به کامیاران آمدند.
🔸 قرار بود عملیاتی به منظور پاکسازی منطقه اورامانات انجام شود. در آن زمان، هیزهای وابسته به حزب دمکرات در ارتفاعات اورامانات و روستاهای اطراف، با درگیریهای مسلحانه و ایجاد رعب و وحشت، امنیت و آرامش را از مردم بومی کُرد سلب کرده بودند.
▪️در آن روز، سهمیۀ ناهار را به تعداد افراد، داده بودند و چون میهمان رسیده بود، به سنگر تدارکات مراجعه کرده و دو عدد کنسرو ماهی و بادمجان از آنها گرفتیم. قوطی کنسروها را روی چراغ گرم کردیم، سپس در بشقاب ریخته و در میان سفره گذاشتیم.
🔺 در بین افراد میهمان، رَوِشی آدم خاصی بود. او از دو چشم نابینا بود و با وجود این، مسئولیتِ تعمیر و نگهداری خطوط تلفن را برعهده داشت و همچنین اپراتور مرکز تلفن بود و تمام شمارههای مشترکین را از حفظ داشت!! – رَوِشی در عین حال، بذلهگو و شوخطبع بود و بچهها را با صحبتها و حرکات خود میخنداند و به آنها روحیه میداد.
♨️ حالا او از همه گرسنهتر بود. غذا هم که داغ بود، منتظر نماند و کورمال کورمال بشقاب را برداشت و به کنار سنگر بُرد و از دبّهای که در آنجا بود، روی غذا ریخت تا کمی سرد شود. تصور میکرد این دبّۀ آب است؛ غافل از آن که ظرف نفت بود!!
⚪️ تا آمدیم به او بگوییم که نریز! . . . ، این نفته! . . . . ، دیگر کار از کار گذشته بود!!
⭕️ در اینجا رَوِشی، که طاقت از کف داده بود، بدون توجه به حرف دیگران، به تنهایی شروع کرد به خوردن کنسروی که روی آن نفت ریخته بود!!
🔺 هر چه گفتیم نخور! . . . این غذا نفتیه!، گوشش بدهکار نبود و میگفت: اگه این رو بریزیم دور، اسراف میشه!!
✳️ او تمام بشقاب را با حرص و وَلعِ تمام خورد! و بقیه هم با همان غذای سهمیهای پادگان، که نان و دوغ بود، سدّ جوع کردیم! دوغ را در کاسهای ریخته، مقداری نان در آن ترید کردیم و به عنوان غذا خوردیم!
♦️در این میان، رَوِشی که غذای نفتیاش را تمام کرده بود، ظرف دوغ را که تا نصفه پُر بود، نزدیک دهان برد و تا ته سرکشید!!
▪️ بعدش هم رفت گوشهای از سنگر و دراز کشید! – پرویزی رفت کنار او و دستی به شکمش کشید و گفت: رَوِشی با کنسروهای نفتی و دوغی که خوردی، یه وقت منفجر نشی ها ؟؟!!
🌀خلاصه هر کس چیزی میگفت. . . . – ماجرای رَوِشی به سنگرهای مجاور هم دَرز کرده و دهان به دهان بین بچهها نقل میشد و همه را حسابی به خنده واداشته بود!
🔹 صبحِ آن روز، رزمندگان، عازم عملیات شدند و چون از وقایع دیروز کلّی خندیده بودند، با نشاط و روحیۀ شاد، به طرف منطقۀ عملیات حرکت کردند.
💢 در حین درگیری با دشمن نیز، بچههای مخابرات از پشت بیسیم مزاح نموده و ماجرای رَوِشی را برای یکدیگر تعریف میکردند!
🌺 شوخطبعیها و بذلهگوییهای رَوِشی، نُقلِ محفل رزمندهها بود و در شرایط سخت و خطرناک آن زمانِ، به آنها روحیه میداد.
(راوی: علی غلامی)
▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️
🌸 روِشی، نیروی روشندل سپاه بود که در اوایل انقلاب و زمان درگیریهای گروهکهای ضدانقلاب (دمکرات، کومله ...)، به کردستان اعزام شده بود.
🍀 او با این که از قدرت بینایی محروم بود، مسئولیت تعمیر و نگهداری خطوط تلفن سپاه ناحیۀ کردستان را برعهده داشت
🌻 و همچنین اپراتور مرکز تلفن بود و تمام شمارههای مشترکین را از حفظ داشت!!
☘ روِشی قبل از انقلاب، در شرکت مخابرات کار میکرد و با تعمیرات مراکز تلفن آشنایی داشت! وی با گوش کردن به صدای گوشی تلفن، متوجه نوع خرابی مرکز سانترال میشد و به افراد تعمیرکار میگفت مثلاً رلۀ فلان قطعه را تعویض کنید تا درست شود!
🌼 و این حکایت از هوش و استعداد این برادر روشندل داشت.
➖ از طرفی دیگر، تعهد و دلبستگی او به انقلاب، وی را به کردستانِ آن زمان، که سراسر آشوب و ناامنی بود، کشانده بود.
🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN
✅ به کانال "دفاع مقدس" بپیوندید
✳️ همواره به ذهنم خطور میکند که این شهید در آخرین زندگی خود، کاغذ و قلم به دست گرفته تا چه بنویسد؟ و برای کی بنویسد؟
⁉️نکند مخاطب او نسل ما باشد!
🆔 @defa_moqaddas ✔️JOIN
✅ به کانال "دفاع مقدس" بپیوندید
💠 مصاحبه تلویزیونی شهید نوجوان مهرداد عزیزاللهی
🌷 بسیجی 14 ساله که عقل و عرفان اهل سلوک را یکجا در خود داشت. او به جبهه رفته بود تا در راه خدا قدمی برداشته و گناهانش پاک شود! مگر یک نونهال، آن هم در دهه60 چه گناهی می توانست داشته باشد؟!
ا🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸
⚪️ متن مصاحبه:
▪️ بسم الله الرحمن الرحیم - رَبِّ اشرَح لی صَدری و یَسِّرلی اَمری وَ احلُل عُقدَه من لِسانی یَفقَهوا قَولی.
با سلام بر امام زمان (عج) و نائب بر حقش قلب تپنده مستضعفان جهان امام خمینی و شهدای راه حق و حقیقت و مجروحین و معلولین.
مهرداد عزیزاللهی هستم. اعزامی از اصفهان که 14 سالمه. انگیزهای که باعث شد به جبهه بیام... واقعا اون برادرایی که قبلا جبهه بودند و می آمدند برای ما تعریف می کردند جبهه چه خاصیت های خوبی داره... که مثلاً هر کسی بره ساخته میشه از هر لحاظ و دیگه اون ناخالصیها و اون گناهاش در اونجا... در جبهه معصیت نمیشد... من به جبهه اومدم شاید کمکی در راه خدا بکنم و گناهانم پاک بشه!!
▫️ چند وقت است در جبهه هستی؟
▪️الآن حدود 8-9 ماهه که در جبهه هستم. 3 ماه آن را در کردستان بودم.
▫️ در کردستان چه کار می کردید؟
▪️در کردستان جنبه تبلیغاتی بوده که ما کار می کردیم.
▫️ در این مدت که در گردان تخریب هستید چه کارهایی انجام داده اید؟
▪️تو این مدت البته ما هیچ کاری نکردیم. هر کاری که میشد خدا می کرد. ما فقط وسیله بودیم. همین حالا که ما داشتیم با موتور از خط می آمدیم. یک خمپاره تقریبا 5 متری ما خورد. قشنگ 5 متری موجش ما را تکان داد و یک ترکش هم نخوردیم ما فقط وسیله بودیم در این جبههها. هیچ کارهایم. ضعیفیم در مقابل این قدرتها. فقط خداست که ما را یاری میکند.
▫️ در محورهای مختلف عراق که مین می گذارند مین خنثی کردید آیا برای محورهای خودمان مین کاشتید؟
▪️خنثی بله کردیم. یک مقدار در عملیات بیت المقدس بود که برای برادرامون در فتح خرمشهر وحله اول و دوم و سوم که معبر باز کردیم. عملیات رمضان بود که معبر باز کردیم در تیپ نجف اشرف که واقعا معجزات زیادی بر ما شد همین عملیات که معبر باز نکردم در گردان بودم.
▫️ وقتی می آمدی جبهه پدر و مادرت راضی بودند، از آنها اجازه گرفتی؟
▪️پدر و مادر من اتفاقا زمینه آمدن به جبهه را خودشان درست کردند. واقعا از آنها تشکر می کنم که اجازه دادند بیام جبهه. به بقیه پدر و مادرها هم می گم این قدر احساساتی نباشند. وابسته نباشند که فرزندشون بیاد جبهه ... بگذارند فرزندشون بیاید، خودشان بیایند ساخته بشن در این جبهه ها. به نظر من هر کس حداقل باید یک هفته بیاد و جبهه ها را حتی به صورت تماشا نگاه کند.
➖ تا حالا رفتی برای مین گذاری؟
▪️بله رفتیم ولی از نظر امنیتی درست نیست بگم کجا...
ا🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸
💠 امام خمینی نیز این مصاحبه را دیده بودند و خواستند او را نزد ایشان ببرند. هنگامی که وی به حضور امام میرسد، امام بازوی او را بوسه میزنند و او هم دست ایشان را میبوسد.
🌸🌼🍀اینها و هزاران نفر چون او از تربیتشدگان دفاع مقدس بودند. خوشا بر احوال آنها که آن دوران نورانی را درک کرده و از انفاس قدسی امام عظمالشأن بهرهها بردند. «طوبی لَهُم و حُسنُ مَآب»🌷🌾
🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN
✅ به کانال "دفاع مقدس" بپیوندید
👇👇👇
مصاحبه با شهید مهرداد عزیزالل (2).mp3äÌíäå Ûäí ÕæÊí æÑÊÇá Çåá ÈíÊ(Çááåã Õá Úáí ãÍãÏæÂá ãÍãÏæÚÌá ÝÑÌåã)110
زمان:
حجم:
3.7M
🌷مصاحبه بابسیجی14ساله، شهیدمهردادعزیزاللهی: بهجبههآمدمشایدکمکیدر راه خداکنم و گناهانم پاکبشه!
💠 امامخمینیهماینفیلمرادیدهبود و خواستنداو را نزد ایشان ببرند، وقتی بحضور ایشان رسید، امام بر بازوی او بوسه زدند!
🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN
✅ به کانال "دفاع مقدس" بپیوندید
48.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کانال: "دفاع مقدس" @Defa_Moqaddas
💠 نگاهی به رویدادهای 8 سال جنگ تحمیلی
🌼🌸🍀در قالب: متن، عکس، صوت، فیلم و کلیپ
ایتا: http://eitaa.com/Defa_Moqaddas
سروش: http://sapp.ir/Defa_Moqaddas
گپ: https://Gap.im/Defa_Moqaddas
آیگپ: http://iGap.net/Defa_Moqaddas
بله: https://ble.im/Defa_Moqaddas