💠 خاطرهای از دوران #جنگ_کردستان
😊😊 #شوخ_طبعی
⚠️ کنسرو ماهی با نفت !!
🔺 سال 1363 در بخش مخابرات سپاه کامیاران خدمت میکردم.
🔹 یک روز، مسئولین مخابرات سپاه کردستان، پرویزی، امامقلی و رَوِشی از سنندج به کامیاران آمدند.
🔸 قرار بود عملیاتی به منظور پاکسازی منطقه اورامانات انجام شود. در آن زمان، هیزهای وابسته به حزب دمکرات در ارتفاعات اورامانات و روستاهای اطراف، با درگیریهای مسلحانه و ایجاد رعب و وحشت، امنیت و آرامش را از مردم بومی کُرد سلب کرده بودند.
▪️در آن روز، سهمیۀ ناهار را به تعداد افراد، داده بودند و چون میهمان رسیده بود، به سنگر تدارکات مراجعه کرده و دو عدد کنسرو ماهی و بادمجان از آنها گرفتیم. قوطی کنسروها را روی چراغ گرم کردیم، سپس در بشقاب ریخته و در میان سفره گذاشتیم.
🔺 در بین افراد میهمان، رَوِشی آدم خاصی بود. او از دو چشم نابینا بود و با وجود این، مسئولیتِ تعمیر و نگهداری خطوط تلفن را برعهده داشت و همچنین اپراتور مرکز تلفن بود و تمام شمارههای مشترکین را از حفظ داشت!! – رَوِشی در عین حال، بذلهگو و شوخطبع بود و بچهها را با صحبتها و حرکات خود میخنداند و به آنها روحیه میداد.
♨️ حالا او از همه گرسنهتر بود. غذا هم که داغ بود، منتظر نماند و کورمال کورمال بشقاب را برداشت و به کنار سنگر بُرد و از دبّهای که در آنجا بود، روی غذا ریخت تا کمی سرد شود. تصور میکرد این دبّۀ آب است؛ غافل از آن که ظرف نفت بود!!
⚪️ تا آمدیم به او بگوییم که نریز! . . . ، این نفته! . . . . ، دیگر کار از کار گذشته بود!!
⭕️ در اینجا رَوِشی، که طاقت از کف داده بود، بدون توجه به حرف دیگران، به تنهایی شروع کرد به خوردن کنسروی که روی آن نفت ریخته بود!!
🔺 هر چه گفتیم نخور! . . . این غذا نفتیه!، گوشش بدهکار نبود و میگفت: اگه این رو بریزیم دور، اسراف میشه!!
✳️ او تمام بشقاب را با حرص و وَلعِ تمام خورد! و بقیه هم با همان غذای سهمیهای پادگان، که نان و دوغ بود، سدّ جوع کردیم! دوغ را در کاسهای ریخته، مقداری نان در آن ترید کردیم و به عنوان غذا خوردیم!
♦️در این میان، رَوِشی که غذای نفتیاش را تمام کرده بود، ظرف دوغ را که تا نصفه پُر بود، نزدیک دهان برد و تا ته سرکشید!!
▪️ بعدش هم رفت گوشهای از سنگر و دراز کشید! – پرویزی رفت کنار او و دستی به شکمش کشید و گفت: رَوِشی با کنسروهای نفتی و دوغی که خوردی، یه وقت منفجر نشی ها ؟؟!!
🌀خلاصه هر کس چیزی میگفت. . . . – ماجرای رَوِشی به سنگرهای مجاور هم دَرز کرده و دهان به دهان بین بچهها نقل میشد و همه را حسابی به خنده واداشته بود!
🔹 صبحِ آن روز، رزمندگان، عازم عملیات شدند و چون از وقایع دیروز کلّی خندیده بودند، با نشاط و روحیۀ شاد، به طرف منطقۀ عملیات حرکت کردند.
💢 در حین درگیری با دشمن نیز، بچههای مخابرات از پشت بیسیم مزاح نموده و ماجرای رَوِشی را برای یکدیگر تعریف میکردند!
🌺 شوخطبعیها و بذلهگوییهای رَوِشی، نُقلِ محفل رزمندهها بود و در شرایط سخت و خطرناک آن زمانِ، به آنها روحیه میداد.
(راوی: علی غلامی)
▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️
🌸 روِشی، نیروی روشندل سپاه بود که در اوایل انقلاب و زمان درگیریهای گروهکهای ضدانقلاب (دمکرات، کومله ...)، به کردستان اعزام شده بود.
🍀 او با این که از قدرت بینایی محروم بود، مسئولیت تعمیر و نگهداری خطوط تلفن سپاه ناحیۀ کردستان را برعهده داشت
🌻 و همچنین اپراتور مرکز تلفن بود و تمام شمارههای مشترکین را از حفظ داشت!!
☘ روِشی قبل از انقلاب، در شرکت مخابرات کار میکرد و با تعمیرات مراکز تلفن آشنایی داشت! وی با گوش کردن به صدای گوشی تلفن، متوجه نوع خرابی مرکز سانترال میشد و به افراد تعمیرکار میگفت مثلاً رلۀ فلان قطعه را تعویض کنید تا درست شود!
🌼 و این حکایت از هوش و استعداد این برادر روشندل داشت.
➖ از طرفی دیگر، تعهد و دلبستگی او به انقلاب، وی را به کردستانِ آن زمان، که سراسر آشوب و ناامنی بود، کشانده بود.
🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN
✅ به کانال "دفاع مقدس" بپیوندید
✳️ همواره به ذهنم خطور میکند که این شهید در آخرین زندگی خود، کاغذ و قلم به دست گرفته تا چه بنویسد؟ و برای کی بنویسد؟
⁉️نکند مخاطب او نسل ما باشد!
🆔 @defa_moqaddas ✔️JOIN
✅ به کانال "دفاع مقدس" بپیوندید
💠 مصاحبه تلویزیونی شهید نوجوان مهرداد عزیزاللهی
🌷 بسیجی 14 ساله که عقل و عرفان اهل سلوک را یکجا در خود داشت. او به جبهه رفته بود تا در راه خدا قدمی برداشته و گناهانش پاک شود! مگر یک نونهال، آن هم در دهه60 چه گناهی می توانست داشته باشد؟!
ا🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸
⚪️ متن مصاحبه:
▪️ بسم الله الرحمن الرحیم - رَبِّ اشرَح لی صَدری و یَسِّرلی اَمری وَ احلُل عُقدَه من لِسانی یَفقَهوا قَولی.
با سلام بر امام زمان (عج) و نائب بر حقش قلب تپنده مستضعفان جهان امام خمینی و شهدای راه حق و حقیقت و مجروحین و معلولین.
مهرداد عزیزاللهی هستم. اعزامی از اصفهان که 14 سالمه. انگیزهای که باعث شد به جبهه بیام... واقعا اون برادرایی که قبلا جبهه بودند و می آمدند برای ما تعریف می کردند جبهه چه خاصیت های خوبی داره... که مثلاً هر کسی بره ساخته میشه از هر لحاظ و دیگه اون ناخالصیها و اون گناهاش در اونجا... در جبهه معصیت نمیشد... من به جبهه اومدم شاید کمکی در راه خدا بکنم و گناهانم پاک بشه!!
▫️ چند وقت است در جبهه هستی؟
▪️الآن حدود 8-9 ماهه که در جبهه هستم. 3 ماه آن را در کردستان بودم.
▫️ در کردستان چه کار می کردید؟
▪️در کردستان جنبه تبلیغاتی بوده که ما کار می کردیم.
▫️ در این مدت که در گردان تخریب هستید چه کارهایی انجام داده اید؟
▪️تو این مدت البته ما هیچ کاری نکردیم. هر کاری که میشد خدا می کرد. ما فقط وسیله بودیم. همین حالا که ما داشتیم با موتور از خط می آمدیم. یک خمپاره تقریبا 5 متری ما خورد. قشنگ 5 متری موجش ما را تکان داد و یک ترکش هم نخوردیم ما فقط وسیله بودیم در این جبههها. هیچ کارهایم. ضعیفیم در مقابل این قدرتها. فقط خداست که ما را یاری میکند.
▫️ در محورهای مختلف عراق که مین می گذارند مین خنثی کردید آیا برای محورهای خودمان مین کاشتید؟
▪️خنثی بله کردیم. یک مقدار در عملیات بیت المقدس بود که برای برادرامون در فتح خرمشهر وحله اول و دوم و سوم که معبر باز کردیم. عملیات رمضان بود که معبر باز کردیم در تیپ نجف اشرف که واقعا معجزات زیادی بر ما شد همین عملیات که معبر باز نکردم در گردان بودم.
▫️ وقتی می آمدی جبهه پدر و مادرت راضی بودند، از آنها اجازه گرفتی؟
▪️پدر و مادر من اتفاقا زمینه آمدن به جبهه را خودشان درست کردند. واقعا از آنها تشکر می کنم که اجازه دادند بیام جبهه. به بقیه پدر و مادرها هم می گم این قدر احساساتی نباشند. وابسته نباشند که فرزندشون بیاد جبهه ... بگذارند فرزندشون بیاید، خودشان بیایند ساخته بشن در این جبهه ها. به نظر من هر کس حداقل باید یک هفته بیاد و جبهه ها را حتی به صورت تماشا نگاه کند.
➖ تا حالا رفتی برای مین گذاری؟
▪️بله رفتیم ولی از نظر امنیتی درست نیست بگم کجا...
ا🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸
💠 امام خمینی نیز این مصاحبه را دیده بودند و خواستند او را نزد ایشان ببرند. هنگامی که وی به حضور امام میرسد، امام بازوی او را بوسه میزنند و او هم دست ایشان را میبوسد.
🌸🌼🍀اینها و هزاران نفر چون او از تربیتشدگان دفاع مقدس بودند. خوشا بر احوال آنها که آن دوران نورانی را درک کرده و از انفاس قدسی امام عظمالشأن بهرهها بردند. «طوبی لَهُم و حُسنُ مَآب»🌷🌾
🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN
✅ به کانال "دفاع مقدس" بپیوندید
👇👇👇
مصاحبه با شهید مهرداد عزیزالل (2).mp3äÌíäå Ûäí ÕæÊí æÑÊÇá Çåá ÈíÊ(Çááåã Õá Úáí ãÍãÏæÂá ãÍãÏæÚÌá ÝÑÌåã)110
زمان:
حجم:
3.7M
🌷مصاحبه بابسیجی14ساله، شهیدمهردادعزیزاللهی: بهجبههآمدمشایدکمکیدر راه خداکنم و گناهانم پاکبشه!
💠 امامخمینیهماینفیلمرادیدهبود و خواستنداو را نزد ایشان ببرند، وقتی بحضور ایشان رسید، امام بر بازوی او بوسه زدند!
🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN
✅ به کانال "دفاع مقدس" بپیوندید
48.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کانال: "دفاع مقدس" @Defa_Moqaddas
💠 نگاهی به رویدادهای 8 سال جنگ تحمیلی
🌼🌸🍀در قالب: متن، عکس، صوت، فیلم و کلیپ
ایتا: http://eitaa.com/Defa_Moqaddas
سروش: http://sapp.ir/Defa_Moqaddas
گپ: https://Gap.im/Defa_Moqaddas
آیگپ: http://iGap.net/Defa_Moqaddas
بله: https://ble.im/Defa_Moqaddas
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 کلیپ | یا صاحب الزمان(عج)، جانها بفدایت، آقا جان💕
🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN
💠 رمضان در اسارت
🔹روزهای اسارت به سختی سپری میشد و ما هم تنها امیدمان به استعانت از خداوند بود. یکی از ایامی که بچه ها را خیلی به هم نزدیک میکرد، ماه مبارک رمضان بود. هر چند روزه گرفتن و نماز خواندن حتی به صورت فرادی هم جرم بود. با نزدیک شدن به ماه رمضان فشار بعثی ها بیشتر شده بود. بارها اتفاق میافتاد که موقع نماز دژخیمان بعثی به بچهها حمله میکردند و جهت آنها را از قبله تغییر میدادند و نماز را بهم میزدند حتی یک شب آن قدر کنترلشان شدید بود و به کسی اجازه خواندن نماز را نمیدادند که ما مجبور شدیم نماز مغرب و عشا را به حالت خوابیده و زیر پتو به جا بیاوریم.
🔸روزه گرفتن جرم سنگینتری بود، اما آن سال بچه ها تصمیم گرفته بودند ماه رجب و ماه شعبان را هم به استقبال از ماه رمضان روزه بگیرند، به همین خاطر غذای ظهر را میگرفتیم و در یک پلاستیک میریختیم چهار گوشه آن را جمع میکردیم و گره میزدیم و این غذا را در زیر پیراهن خود پنهان میکردیم و آن غذای سرد ظهر را با غذای مختصری که احیانا در شب میدادند, موقع افطار میخوردیم و تا افطار بعد به همین ترتیب میگذشت.
▪️چندباری هم شده بود که موقع تفتیش از تعدادی از بچه ها غذا گرفتند و به همین دلیل آنها را شکنجه کردند!
🆔 @Defa_Moqaddas ✔️JOIN
✅ به کانال "دفاع مقدس" بپیوندید
📅 27 اردیبهشت 1367
💠 سالروز عملیات بیت المقدس ۶
🔹 آزادی قله "شیخ محمد" عراق در محور شمالی جنگ و آخرین نفوذ به جبهه دشمن هنگامی که شهر "فاو" در جبهه جنوب، سقوط کرد، وضعیت موشک باران تهران و شهرهای ایران از سوی دشمن فروکش کرده بود. پس از گذشت یک ماه از این بحران، عملیات "بیت المقدس ۶"در محورهای کوهستانی و برف پوش شمال شهر "ماووت" کردستان عراق و مشخصا بلندی های "شیخ محمد"، "آسوس" و "استروک" صورت گرفت، که به آزادی این بلندی های مشرف بر سدّ و شهر "دوکان" عراق در منطقه ای به گستردگی ۶۵ کیلومترمربع انجامید.
🔸 حمله نهایی نیروهای تحت امر سپاه پاسداران پس از ساعت ها راهپیمایی، در روز ۲۷ اردیبهشت ۶۷ با رمز "یا امیرالمومنین (ع)" آغاز شد. هدف، پیشروی و استقرار مناسب نیروها در شمال سلیمانیه، با تکمیل سلسله عملیات های انجام شده در ماووت عراق بود. با انجام موفقیت آمیز این عملیات و تعدادا اندک تلفات، تمامی اهداف مورد نظر، تصرف و تامین گردید. با تصرف نقاط مذکور، اتصال مناطق تحت نفوذ معارضان کرد عراق امکان پذیر شده و راه برای خروج آنان، که مدتی پیش تحت هجوم ارتش عراق واقع شده بودند، فراهم گردید، اما بر اثر تغییر اوضاع جنگ در جنوب، امکان بهره برداری بیشتری از این موفقیت ایجاد نشد.
▪️ این عملیات، انهدام ۳۰ تا ۷۰ درصد از تیپ های ۴۴۸، ۶۰۶، تیپ ۷۶ از لشگر ۴ پیاده دشمن و کشته و زخمی شدن و اسارت ۲۴۰۰ تن از قوای دشمن را در پی داشت. در میان تجهیزات منهدم شده یک فروند بالگرد ارتش عراق نیز به چشم می خورد.
🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN
✅ به کانال "دفاع مقدس" بپیوندید
هدایت شده از دفاع مقدس
کانال: "دفاع مقدس" @Defa_Moqaddas
💠 نگاهی به رویدادهای 8 سال جنگ تحمیلی
🌼🌸🍀در قالب: متن، عکس، صوت، فیلم و کلیپ
ایتا: http://eitaa.com/Defa_Moqaddas
سروش: http://sapp.ir/Defa_Moqaddas
گپ: https://Gap.im/Defa_Moqaddas
آیگپ: http://iGap.net/Defa_Moqaddas
بله: https://ble.im/Defa_Moqaddas
💠 ماه رمضان در جبههها
🔹بعداز ۴۸ ساعت درگیری با دشمن
🌔 نیمه شب به اردوگاه رسیدیم ...
💦 مقداری آب و یک جعبه خرما باقی مانده بود ، فرمانده، بچه های گردان را به خط کرد و گفت : برادرانی که خیلی گرسنه هستند از این خرما بخورند و آنهایی که می توانند، تا فردا صبح تحمل کنند.
🌴 جعبه خرما بین بچه ها دست به دست چرخید تا به فرمانده رسید...
🌸🌼☘ فرمانده به جعبه خرما نگاه کرد، خرماها دست نخورده بود، بچه ها تنها با آب قمقمه هایشان افطار کرده بودند.
┄──┄┄──┄──┄┄──┄
📅 ماه رمضان بود... و هنگام #عملیات_رمضان – در گرماگرم تیرماه 1361 - جبهه جنوب - خوزستان)
🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN
✅ به کانال "دفاع مقدس" بپیوندید