eitaa logo
دفاع مقدس
407 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
881 ویدیو
248 فایل
💠 نیم نگاهی به رویدادهای دفاع مقدس 🌼🌸🍀در قالب: متن، عکس، صوت، فیلم و کلیپ
مشاهده در ایتا
دانلود
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 فیلم | روایت مردم بومی اورامانات از شهید #ناصر_کاظمی، فرمانده شجاع و خَدوم سپاه کردستان 🌷شهید ناصر کاظمی خدمتگزار واقعی مردم بود 💠 #الگوی_عملی_برای_مسئولین 🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN ✅به کانال" دفاع ‌مقدس" بپیوندید
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 فیلم |سخنان غلامرضاجلالی(از فرماندهان جنگ در کردستان و آذربایجان غربی) راجع به شهید #ناصر_کاظمی 🍀 ارادت مردم کُردستان به شهیدکاظمی 🌸 اودر کناررئیس ایل منگوربه شهادت رسید (آمیختگی خون شیعه و سنی – فارس و کُرد – وحدتِ اقوام) 🆔 Defa_Moqaddas
🌷 شهید ناصر کاظمی - شهید بروجردی 🔹 شهید خوشبین، بی سیم چی قرارگاه آنها نیز در تصویر دیده می شود 🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN ✅به کانال" دفاع ‌مقدس" بپیوندید
🌷شهید بزرگوار محمد بروجردی ، فرمانده قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) 🆔 @Defa_Moqaddas
سخن شهید بروجردی در مورد شهید ناصرکاظمی و متوسلیان.wma
حجم: 1.1M
📢 صوت | سخن شهید بزرگوار محمد بروجردی در مورد شهید ناصرکاظمی(فرمانده سپاه کردستان) و احمد متوسلیان (فرمانده سپاه مریوان) - 🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN ✅به کانال" دفاع ‌مقدس" بپیوندید
شهید یروجردی-فرمانده تیپ شهدا.m4a
حجم: 2.3M
📢 صوت | شرح آمدن شهید بروجردی از قرارگاه حمزه و بر عهده گرفتن امورات تیپ ویژه شهدا از زبان #جواد_نظام_پور ، همرزم شهید کاوه 🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN ✅به کانال" دفاع ‌مقدس" بپیوندید
چگونگی شهادت بروجردی از زبان جوادنظام پور.m4a
حجم: 2.7M
📢 صوت | چگونگی شهادت سردار سپاه اسلام، محمد بروجردی از زبان #جواد_نظام_پور ، همرزم شهید کاوه 🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN ✅به کانال" دفاع ‌مقدس" بپیوندید
هدایت شده از دفاع مقدس
📆1خرداد 1362-سالروز شهادت سردار سرفراز سپاه اسلام، محمد بروجردی 💠فرمانده سپاه منطقه 7کشوری (کرمانشاه، همدان، ایلام، کردستان)-موسس و فرمانده قرارگاه حمزه، لشکر ویژه شهدا .... 🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN
هدایت شده از دفاع مقدس
🌷شهید محمود کاوه، فرمانده دلاور لشکر ویژه شهدا (کردستان و آذربایجان غربی) 🔹 و جواد نظام پور، از مسئولین لشکر 🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN ✅ به کانال "دفاع مقدس" بپیوندید
😊😊 ⚠️ کنسرو ماهی با نفت !! 🔺 سال 1363 در بخش مخابرات سپاه کامیاران خدمت می‌کردم. 🔹 یک روز، مسئولین مخابرات سپاه کردستان، پرویزی، امامقلی و رَوِشی از سنندج به کامیاران آمدند. 🔸 قرار بود عملیاتی به منظور پاکسازی منطقه اورامانات انجام شود. در آن زمان، هیزهای وابسته به حزب دمکرات در ارتفاعات اورامانات و روستاهای اطراف، با درگیری‌های مسلحانه و ایجاد رعب و وحشت، امنیت و آرامش را از مردم بومی کُرد سلب کرده بودند. ▪️در آن روز، سهمیۀ ناهار را به تعداد افراد، داده بودند و چون میهمان رسیده بود، به سنگر تدارکات مراجعه کرده و دو عدد کنسرو ماهی و بادمجان از آنها گرفتیم. قوطی کنسروها را روی چراغ گرم کردیم، سپس در بشقاب ریخته و در میان سفره گذاشتیم. 🔺 در بین افراد میهمان، رَوِشی آدم خاصی بود. او از دو چشم نابینا بود و با وجود این، مسئولیتِ تعمیر و نگهداری خطوط تلفن را برعهده داشت و همچنین اپراتور مرکز تلفن بود و تمام شماره‌های مشترکین را از حفظ داشت!! – رَوِشی در عین حال، بذله‌گو و شوخ‌طبع بود و بچه‌ها را با صحبت‌ها و حرکات خود می‌خنداند و به آنها روحیه می‌داد. ♨️ حالا او از همه گرسنه‌تر بود. غذا هم که داغ بود، منتظر نماند و کورمال کورمال بشقاب را برداشت و به کنار سنگر بُرد و از دبّه‌ای که در آنجا بود، روی غذا ریخت تا کمی سرد شود. تصور می‌کرد این دبّۀ آب است؛ غافل از آن که ظرف نفت بود!! ⚪️ تا آمدیم به او بگوییم که نریز! . . . ، این نفته! . . . . ، دیگر کار از کار گذشته بود!! ⭕️ در اینجا رَوِشی، که طاقت از کف داده بود، بدون توجه به حرف‌ دیگران، به تنهایی شروع کرد به خوردن کنسروی که روی آن نفت ریخته بود!! 🔺 هر چه گفتیم نخور! . . . این غذا نفتیه!، گوشش بدهکار نبود و می‌گفت: اگه این رو بریزیم دور، اسراف میشه!! ✳️ او تمام بشقاب را با حرص و وَلعِ تمام خورد! و بقیه هم با همان غذای سهمیه‌ای پادگان، که نان و دوغ بود، سدّ جوع کردیم! دوغ را در کاسه‌ای ریخته، مقداری نان در آن ترید ‌کردیم و به عنوان غذا ‌خوردیم! ♦️در این میان، رَوِشی که غذای نفتی‌اش را تمام کرده بود، ظرف دوغ را که تا نصفه پُر بود، نزدیک دهان برد و تا ته سرکشید!! ▪️ بعدش هم رفت گوشه‌ای از سنگر و دراز کشید! – پرویزی رفت کنار او و دستی به شکمش کشید و گفت: رَوِشی با کنسروهای نفتی و دوغی که خوردی، یه وقت منفجر نشی ها ؟؟!! 🌀خلاصه هر کس چیزی می‌گفت. . . . – ماجرای رَوِشی به سنگرهای مجاور هم دَرز کرده و دهان به دهان بین بچه‌ها نقل می‌شد و همه را حسابی به خنده واداشته بود! 🔹 صبحِ آن روز، رزمندگان، عازم عملیات شدند و چون از وقایع دیروز کلّی خندیده بودند، با نشاط و روحیۀ شاد، به طرف منطقۀ عملیات حرکت کردند. 💢 در حین درگیری با دشمن نیز، بچه‌های مخابرات از پشت بی‌سیم‌‌ مزاح نموده و ماجرای رَوِشی را برای یکدیگر تعریف می‌کردند! 🌺 شوخ‌طبعی‌ها و بذله‌گویی‌های رَوِشی، نُقلِ محفل رزمنده‌ها بود و در شرایط سخت و خطرناک آن زمانِ، به آنها روحیه می‌داد. (راوی: علی غلامی) ▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️ 🌸 روِشی، نیروی روشندل سپاه بود که در اوایل انقلاب و زمان درگیری‌های گروهک‌های ضدانقلاب (دمکرات، کومله ...)، به کردستان اعزام شده بود. 🍀 او با این که از قدرت بینایی محروم بود، مسئولیت تعمیر و نگهداری خطوط تلفن سپاه ناحیۀ کردستان را برعهده داشت 🌻 و همچنین اپراتور مرکز تلفن بود و تمام شماره‌های مشترکین را از حفظ داشت!! ☘ روِشی قبل از انقلاب، در شرکت مخابرات کار می‌کرد و با تعمیرات مراکز تلفن آشنایی داشت! وی با گوش کردن به صدای گوشی تلفن، متوجه نوع خرابی مرکز سانترال می‌شد و به افراد تعمیرکار می‌گفت مثلاً رلۀ فلان قطعه را تعویض کنید تا درست شود! 🌼 و این حکایت از هوش و استعداد این برادر روشندل داشت. ➖ از طرفی دیگر، تعهد و دلبستگی او به انقلاب، وی را به کردستانِ آن زمان، که سراسر آشوب و ناامنی بود، کشانده بود. 🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN ✅به کانال" دفاع ‌مقدس" بپیوندید
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
😊 #شوخ_طبعی و #سرگرمی در جبهه 🔹شعبده بازی و ترفند غیب کردن اشیاء‼️ 🔹به همین سادگی❗️ 🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN
😊 در جبهه 💠 آی شربته...😐 از تمرینات قبل از عملیات برگشته بودیم و از تشنگی له له می‌زدیم. دم مقر گردان چشممان افتاد به دیگ بزرگی که جلوی حسینه گذاشته شده بود و یکی از بچه‌ها با آب و تاب داشت ملاقه را به دیگ می‌زد و می‌گفت: آی شربته! آی شربته!... بچه‌ها به طرفش هجوم آوردند، وقتی بهِش نزدیک شدیم دیدیم دارد می‌گوید: آی شهر بَده!... آی شهر بَده!!! معلوم شد آن قابلمه بزرگ فقط آب دارد و هر کس که خورده بود ته لیوانش را به سمتش می‌ریخت. یکی هم شوخی و جدی ملاقه را از دستش گرفت و دنبالش کرد...😂 🆔 @Defa_Moqaddas✔️JOIN ✅ به کانال "دفاع مقدس" بپیوندید